منبع علمی مقاله —d1265

2-2-2 شپشه‏آرد (Tribolium castaneum Bhst.)
شپشه‏آرد با نام علمی Tribolium castaneum Bhst. از خانواده Tenebrionidae در ایران در همه‏ی انبارها، آسیاب‏ها و نانوایی‏های غیر بهداشتی، فراوان دیده می‏شود. از نظر نگهداری محصولات انباری، به ویژه آرد و سبوس بسیار مهم است (باقری‏زنوز، 1389).
2-2-2-1 مشخصات آفت
این حشره سوسک کوچکی است به طول 3 تا 4 میلی‏متر و به رنگ قهوه‏ای قرمز، سر نیمه کروی و در قسمت جلو دارای لبه‏ی پهن و گسترده‏ای به نام شاپرون سفالیک است، که روی قطعات دهانی را پوشانیده و به تقریب تا نصف سطح چشم‏ها نیز پیشروی می‏کند. شاخک‏ها کوتاه و طول آن‏ها از طول پیش‏قفس‏سینه هرگز تجاوز نمی‏کند. بندهای انتهایی شاخک‏ها به نسبت درشت‏‏ترند. پیش‏گرده پهن و سطح آن از نقاط ریز و متراکم پوشیده شده است. عرض بال‏پوش‏ها در قاعده، برابر پهنای پیش‏گرده است. بال‏پوش‏ها در دو طرف موازی ولی در انتها به طور کامل به حالت نیم‏دایره درآمده‏اند. سطح بال‏پوش‏ها دارای فرورفتگی‏های موازی مشخصی است. قطعه‏ی زیر پیشانی در دو طرف سر اندکی پهن‏تر است. سه بند انتهایی شاخک‏ها به طور محسوسی درشت و پهن هستند، به طوری که یک نوع ماسوی مشخصی را به وجود می‏آورند. چشم‏ها بیضی شکل و کوچک‏ می‏باشند (باقری‏زنوز، 1389).
1619250-25717500
222885479425شکل 2-2 حشره کامل شپشه‏آرد Tribolium castaneum (kerbtier.de)
0شکل 2-2 حشره کامل شپشه‏آرد Tribolium castaneum (kerbtier.de)

تخم این حشرات بیضی‏شکل و رنگ آن مایل به سفید و شفاف است. لارو آن کشیده و سفیدرنگ است و در پشت آن لکه‏های مایل به زرد دیده می‏شود. رنگ کپسول سر، قطعات دهانی و سطح پشتی بدن، اندکی تیره‏تر است. طول بدن لارو پس از رسیدن به رشد نهایی، به 6 تا 7 میلی‏متر می‏رسد. بدن جز در دو طرف جانبی حلقه‏ها، بدون مو است، این موها اغلب طویل و زردرنگ‏اند که در حلقه‏ی نهم شکم بر تراکم آن‏ها افزوده می‏شود. حلقه‏ی آخر شکم دارای یک جفت پیوست انتهایی (اروگومف) است. شاخک‏ها کوتاه و چهاربندی و بند آخر حامل یک موی کوتاه است (باقری‏زنوز، 1389).
شفیره از نوع آزاد و به رنگ کرم مایل به زرد است، پشت بدن دارای موهای کوتاه پراکنده و دو سوی جانبی آن مجهز به برجستگی‏های گوشتی است، که هر یک دارای 3 یا 4 موی بلند هستند. حلقه‏ی آخر شکم مانند لارو، دارای دو پیوست انتهایی نوک تیز است (باقری‏زنوز، 1389).
2-2-2-2 روش زندگی و خسارت
شپشه‏ی آرد حشره‏ای همه‏جایی است و در اغلب نقاط دنیا دیده می‏شود. خاستگاه اصلی آن احتمالا هندوستان است، زیرا این حشره، در این کشور در همه جا، حتی در زیر پوسته درخت‏های مختلف نیز، به تعداد زیاد یافت می‏شود. این شپشه برای زندگی خود، مناطق گرمسیری تا 60 درجه‏ی عرض شمالی را ترجیح می‏دهد (باقری‏زنوز، 1389).
شپشه‏ِِی آرد از مواد نشاسته‏ای مانند آرد، سبوس، بلغور و غیره تغذیه می‏کند. این حشره نه تنها ضمن تغذیه، زیان‏های قابل توجهی را به محصول وارد می‏کند، بلکه به علت افزایش سریع جمعیت، محصول انباری را با مدفوع و پوسته‏های لاروی خود آلوده کرده و از مرغوبیت آن به شدت می‏کاهد. حشرات کامل و لاروها هم‏چنین از دانه‏های شکسته‏ی غلات نیز تغذیه می‏کنند. بعضی از محققان معتقدند که از دانه‏های سالم، به ویژه جوانه‏ی آن‏ها نیز، قادر به تغذیه‏اند (باقری‏زنوز، 1389).
شپشه‏های آرد در اصل حشرات چندخوارند و می‏توانند از محصولات انباری مختلف مانند دانه‏های روغنی، بادام‏زمینی، بذر کتان، کرچک، حبوبات، میوه‏های خشک، ماکارونی، گیاهان خشک دارویی و کلکسیون‏های جانوری تغذیه کنند و گاهی نیز بر خلاف روال عادی خود، مانند رژیم غذایی اولیه، به خوردن مواد گوشتی مختلف تمایل نشان می‏دهند، و در این صورت به محصولات گوشتی نیز حمله می‏کنند (باقری‏زنوز، 1389).
این آفت نورگریز بوده و گاهی به پرواز درآمده و مسافت‏های کوتاهی را طی می‏کند. طول عمر این حشرات خیلی طولانی است و به طور متوسط در افراد ماده به 450 و در نرها به 630 روز می‏رسد. حشرات ماده بعد از پایان جفت‏گیری تخم‏های خود را به صورت تک‏تک و پراکنده در روی مواد غذایی قرار می‏دهند. هر حشره‏ی ماده در روز 2 تا 3 و در مدت 8 تا 10 ماه زندگی در مجموع در حدود 500 عدد تخم می‏گذارد، ولی اگر شرایط محیط مساعد باشد، تعداد تخم به 1000 عدد نیز می‏رسد. تخم‏های گذاشته شده بر حسب شرایط محیط 6 تا 10 روز دیگر باز شده و لاروهای جوان بیرون می‏آیند، این لاروها که بسیار فعال هم هستند، بلافاصله شروع به تغذیه کرده و ضمن آن دالان‏هایی در جهات مختلف به وجود می‏آورند. هر لارو در روز می‏تواند برابر وزن خود تغذیه کند به همین دلیل رشد آن‏ها با سرعت انجام می‏شود. لاروها در طول زندگی خود 7 تا 8 بار پوست‏اندازی می‏کنند، تا به رشد نهایی خود برسند، بنابراین در انبارهای آلوده به این آفت، در نگاه اول، انبوهی از پوسته‏های لاروی جلب توجه می‏کند، که از آن‏ می‏توان به وجود این شپشه‏ها پی برد (باقری‏زنوز، 1389).
فعالیت این حشرات در انبارهای آرد و افزایش سریع جمعیت آن‏ها، سبب می‏شود که در مدت کوتاهی محصول با مدفوع و پوسته‏های لاروی و شفیرگی مخلوط شده و از مرغوبیت آن کاسته شود. آرد آلوده اغلب ارزش نانوایی خود را از دست می‏دهد و لازم است از نظر حفظ بهداشت انسانی، مصرف این گونه محصولات ممنوع اعلام شود (باقری‏زنوز، 1389).
اگر محیط زندگی برای نشو و نمای این شپشه‏ها مناسب باشد، به سرعت تکثیر پیدا می‏کنند، زیرا از یک طرف قدرت زادآوری این حشرات بسیار زیاد بوده و از سوی دیگر چرخه‏ی زندگی آن‏ها نیز کوتاه است. بر اساس آزمایش‏های انجام شده میانگین دوره‏ی رشد جنینی، لاروی و شفیرگی، به ترتیب 6، 17 و 7 روز و مجموع دوران رشدی، 30 روز است. ولی اگر شرایط اکولوژیک محیط مناسب نباشد، این مدت به 4 ماه افزایش می‏یابد. لاروها اغلب در داخل آرد و ژرفای زیاد فعالیت می‏کنند، ولی برای تبدیل شدن به شفیره به سطح آرد منتقل می‏شوند، به همین دلیل در انبارهای آرد، لاروها را در درون آرد و شفیره‏ها را در سطح آن می‏توان به فراوانی پیدا کرد. این حشره در شرایط مناسب می‏تواند 8 تا 9 نسل در سال به وجود آورد (باقری‏زنوز، 1389).
2-2-3 شپشه‏دندانه‏دار (Oryzaephilus surinamensis L.)
شپشه دندانه‏دار با نام علمی Oryzaephilus surinamensis L. حشره‏ای از خانواده Cucujidae بوده و از نظر اقتصادی یکی از مهم‏ترین آفات انباری به شمار می‏آید.
2-2-3-1 مشخصات آفت
حشره‏ی کامل، سوسک کوچکی است به طول 5/2 تا 5/3 میلی‏متر و بدن کشیده که به رنگ‏های مختلف از قرمز روشن تا قهوه‏ای تیره دیده می‏شود. سطح بدن از کرک‏های قهوه‏ای رنگ پوشیده شده است. سر به شکل ذوزنقه و در جلو باریک بوده و چشم‏ها سیاه‏رنگ، کوچک و گیجگاه پهن است. شاخک‏ها 11 بندی و از تیپ چماقی است که سه بند انتهایی آن پهن شده‏اند. پیش‏گرده بیضی‏شکل و در دو طرف مجهز به 6 دندانه‏ی نوک‏تیز است. دندانه‏های اولی درشت‏تر می‏باشند. سطح پشتی پیش‏گرده مانند سر از نقاط برجسته پوشیده شده است و روی آن سه خط طولی برآمده وجود دارد، که یکی میانی و دوتا جانبی است. بال‏پوش‏ها کشیده‏اند، در ابتدا دو طرف آن موازی و در انتها گرد شده‏اند. سطح بال‏پوش‏ها از شیارهای موازی مشخص آراسته شده است. ران پای عقبی در نرها دارای یک خار درشت نوک‏تیز است، که ماده‏ها فاقد آن هستند (باقری‏زنوز، 1389).

شکل 2-3 حشره کامل شپشه‏دندانه‏دار Oryzaephilus surinamensis (tchad.ipm.info.org)
لارو این حشره دراز و کشیده است، هنگام خروج از تخم، سفیدرنگ ولی به تدریج رنگش قرمز مایل به زرد است. در پشت هر یک از حلقه‏های بدن دو لکه‏ی تیره متقارن وجود دارد. تمام بدن پوشیده از موهای کوتاه و بلند است. طول شفیره در حدود 3 میلی‏متر است، رنگ آن سفید و چشم‏ها تیره‏اند. کناره‏های جانبی قفس‏سینه و شکم حامل 6 دندانه‏ی مشخص است و حلقه‏ی انتهایی شکم مجهز به یک جفت پیوست انتهایی به نام اوروگومف است (باقری‏زنوز، 1389).
2-2-3-2 روش زندگی و خسارت
این حشره به معنی واقعی کلمه همه‏جایی است و به طور دائم در انبارها، سیلوها، مغازه‏ها و منازل، بر روی محصولات انباری مختلف دیده می‏شود. حشره‏ی کامل بسیار فعال است، با وجود داشتن بال‏های زیری، جز در مواقع استثنایی پرواز نمی‏کند. شپشه دندانه‏دار به تمام فرآورده‏های گیاهی مانند گندم، برنج، ذرت، جو، آرد، سبوس، ماکارونی، نان، بیسکویت، میوه‏های خشک، دانه‏های روغنی، گیاهان دارویی خشک و کلکسیون‏های تاریخ طبیعی و غیره حمله می‏کند و زیان‏های سنگینی به وجود می‏آورد. با وجود آن‏که شپشه دندانه‏دار از فرآورده‏های گیاهی تغذیه می‏کند ولی اغلب به خوردن مواد گوشتی تمایل زیاد نشان می‏دهد، در این صورت به لارو حشرات مختلف انباری مانند شپشه‏های آرد Tribolium spp.، سوسک شاخ‏دار آرد Gnathocerus sp.، سوسک میوه‏خوار Carpophilus sp. و غیره حمله کرده و از آن‏ها تغذیه می‏کند (باقری‏زنوز، 1389).
لاروها برعکس حشره کامل برای تغذیه بسیار حریص‏اند، البته لاروهای جوان که تازه از تخم درآمده‏اند، کند بوده و حرکت چندانی ندارند ولی به تدریج فعال‏تر شده و بر تحرک خود می‏افزایند. این آفت نه تنها ضمن تغذیه موجب ایجاد خسارت می‏شود، بلکه محیط را نیز با مدفوع خود آلوده کرده و از مرغوبیت آن به شدت می‏کاهد. این آفت به میوه‏های خشک مانند انجیر، کشمش، توت، خرما، مغز بادام، پسته، گردو، فندق و غیره زیان‏های سنگینی وارد می‏کند شپشه دندانه‏دار از ریشه گیاهان دارویی خشک و دانه‏های روغنی نیز تغذیه می‏کند (باقری‏زنوز، 1389).
زیست‏شناسی این حشره توسط منبع علمی مقاله‏گران به دقت مطالعه شده است. حشره کامل قادر است مدت طولانی زندگی کند. محققان توانسته‏اند حشره نر را مدت سه سال و سه ماه و حشرات ماده را 6 تا 10 ماه زنده نگه دارند. تعداد تخم‏های گذاشته شده به وسیله‏ی یک حشره ماده، بسیار متفاوت است و از 45 تا 285 عدد تغییر می‏کند. تخم‏ها به شکل انفرادی و یا در دسته‏های کوچک، در میان مواد غذایی گذاشته می‏شود. در گرمای 27 تا 30 درجه سانتی‏گراد تخم‏ها پس از 4 تا 5 روز باز می‏شوند. طول دوره لاروی نیز بر حسب گرمای محیط متغیر است، کوتاه‏ترین مدت در حدود 12 روز است، در صورتی که در زمستان حداقل سه ماه طول می‏کشد، تا لارو به رشد نهایی خود برسد. در شرایط نامساعد، لارو 3 تا 4 بار پوست عوض می‏کند. لاروهای سن آخر برای تبدیل شدن به شفیره، محفظه‏ی کوچکی به نام سلول شفیرگی به وجود می‏آورند، این سلول از مجموع باقیمانده‏ی مواد غذایی و آب دهان حشره تشکیل می‏شود. دوره‏ی شفیرگی بر حسب شرایط اکولوژیک محیط یک تا چهار هفته به طول می‏انجامد و در پایان آن حشره‏ی کامل ظاهر می‏شود. دوره‏ی زندگی آن از تخم تا حشره کامل، در شرایط مساعد، 28 روز و در شرایط نامساعد سه ماه طول می‏کشد. این حشره در سال می‏تواند 3 تا 4 نسل ایجاد کند، ولی در مناطق گرمسیری و در انبارهای گرم، بدون توقف به زندگی خود ادامه می‏دهد، در این صورت تعداد نسل سالانه‏ِ آن به 6 تا 8 نسل نیز می‏رسد (باقری‏زنوز، 1389).
2-3 اهمیت ترکیبات گیاهیبا افزایش جمعیت کره‏ی زمین نیاز به استفاده بهینه از مزارع کشاورزی و بهره‏وری بهتر، بیشتر احساس می‏شود. مصرف گسترده سموم شیمیایی مصنوعی در مزارع و انبارها مشکلات دیگری چون آلودگی محیط زیست به مواد شیمیایی پایدار و آلودگی آب و منابع تغذیه‏ای انسان و دام‏ها به سموم، طغیان آفات از طریق نابود کردن دشمنان طبیعی، مقاومت حشرات به بعضی سموم به دلیل کاربرد زیاد و مکرر سموم شیمیایی و انتقال باقی‏مانده‏های سموم به مصرف‏کننده‏ی نهایی که غالبا انسان است، پدید می‏آورد. بر اثر آگاهی نداشتن از کاربرد سموم شیمیایی این مواد خطرناک اکثرا به صورت بی‏رویه توسط کشاورزان مورد مصرف قرار می‏گیرد. لذا واضح و روشن است که مصرف آفت‏کش‏های شیمیایی سبب خطرات جبران‏ناپذیری می‏شود و وظیفه‏ی محققان، دانش‏آموختگان بخش کشاورزی و مهندسین کشاورزی پیدا کردن راه چاره‏ای برای رفع این مشکل است (قائمی، 1387).
حفاظت ذاتی گیاهان علیه حشرات نظر منبع علمی مقالهگران را در راستای جستجوی نسل جدیدی از آفت‏کش‏‏ها به خود جلب کرده است. گیاهان به واسطه‏ی داشتن ترکیبات شیمیایی فعال همانند: آلکالوئیدها، تانن‏ها، فلاونوئیدها و غیره سیستم بسیار پیشرفته‏ای علیه آفات دارند. امروزه دانشمندان در میان این متابولیت‏های ثانویه در جستجوی ترکیبات جایگزین آفت‏کش‏های رایج شیمیایی هستند. کشور ما با داشتن فلور غنی، خاستگاه بسیاری از گیاهان آفت‏کش است و با توجه به این ظرفیت می‏تواند نیاز به آفت‏کش‏های مصنوعی را تا حدودی مرتفع سازد. امروزه گروه وسیعی از فرآورده‏های سمی بیولوژیک حاصل از گیاهان آلی، باکتری‏ها و قارچ‏ها برای مبارزه با آفات و بیماری‏های نباتی و علف‏های هرز در دسترس است، لذا می‏توان ترکیبات شیمیایی آفت‏کش را در گیاهان شناسائی، استخراج، فرموله و به بازار عرضه کرد. اهمیت این مواد از این نظر است که خودشان مستقیما برای دفع آفات و هم به عنوان نمونه برای تولید فرآورده‏ای جدید برای دفع آفت قابل استفاده هستند. در طی تکامل، گیاهان مکانیسم‏های دفاعی پیچیده‏ای را به منظور خنثی کردن حملات پاتوژن‏ها و گیاه‏خواران توسعه داده‏اند. این مکانیسم‏ها شامل هر دو نوع دفاع مکانیکی و شیمیایی بوده که اجازه بقاء در محیط در برابر مهاجمان بالقوه را می‏دهند. گیاهان به عنوان بخشی از مکانیسم دفاع شیمیایی، مجموعه‏ای کامل را که به عنوان پروتئین‏های دفاعی نامیده می‏شوند، تولید می‏کنند (قائمی، 1378).
گیاهان متابولیت‏های ثانویه از قبیل ترپنوئیدها، آلکالوئیدها، فلانوئیدها، اسیدهای آمینه و قندهای معمولی دارند که بسیاری از آن‏ها در طول دوره تکامل گیاهان برای دفع آفات و عوامل بیماری‏زای گیاهی تکامل یافته‏اند. این مواد که به طور فراوان در دسترس هستند، می‏توانند بهترین مواد برای حفاظت نباتات در گلخانه باشند. گرچه تا کنون از اغلب مواد یافت شده در گیاهان به عنوان مدل سنتز ترکیبات شیمیایی استفاده شده است، ولی ما می‏توانیم مانند بسیاری از کشورهای دیگر پس از کشت گیاهان مربوط مستقیما مبادرت به استخراج و مصرف مستقیم متابولیت‏های ثانویه‏ی آفت‏کش طبیعی نماییم (قائمی، 1378).
2-4 استفاده از ترکیب‏های گیاهی برای کنترل آفات انباریگیاهان بیش از 400 میلیون سال قدمت دارند. در طی این مدت برای حفاظت خود در برابر آفات از مکانیزم‏های متعددی از جمله ترکیباتی با خاصیت دورکنندگی و حشره‏کشی برخوردار شده‏اند. حشره‏کش‏های گیاهی ترکیباتی هستند که از اندام‏های گیاهی (ریشه، ساقه، برگ، گل، دانه و پوست) به دست آمده و حشره‏کش‏های سازگار با محیط زیست و ایمن برای پستانداران می‏باشد. بدین سبب شمار زیادی از گیاهان محتوی ترکیبات حشره‏کش طبیعی هستند که برخی از آن‏ها از مدت‏ها پیش توسط انسان برای مبارزه با حشرات آفت مورد استفاده قرار گرفته‏اند و تعدادی هنوز استخراج نشده‏اند (رخشانی، 1381).
در گیاهان مواد خاصی ساخته می‏شوند که اصطلاحا به آن‏ها متابولیت‏های ثانویه می‏گویند. متابولیت‏های ثانویه نقش عمده‏ای در دفاع گیاهان در برابر حشرات آفت دارند. ترکیباتی از قبیل الکل‏ها، ترپن‏ها و ترکیبات حلقوی توسط گیاهان آزاد می‏شوند. این مواد فرار می‏توانند در دور کردن آفات گیاه‏خوار، از بین بردن آن‏ها و جلب پارازیتوئیدها و شکارگرها نقش ایفا کنند (طالبی جهرمی، 1390). استفاده از گیاهان، مواد گیاهی، عصاره خام گیاهان و اسانس‏ها برای حفاظت محصولات انباری در برابر حشرات آفت به اندازه حفاظت محصولات در مزرعه قدمت دارد. در واقع قبل از توسعه و موفقیت تجاری حشره‏کش‏های شیمیایی مصنوعی که از سال 1940 شروع شد، حشره‏کش‏های گیاهی مهم‏ترین سلاح در انبار کشاورزان علیه آفات بودند (ایسمان، 2006). از لحاظ تاریخی مصرف سموم گیاهی از سایر حشره‏کش‏های رایج به استثناء گوگرد بیشتر است که به علت هزینه زیاد، تولید این مواد کاهش یافت. تا این‏که در چند سال اخیر دوباره توسعه پیدا کرده است. امتیاز این سموم شامل سازگار بودن با محیط و طبیعی بودن آن‏ها، اثرات سوء کمتر بر طبیعت و احتمال کمتر بروز مقاومت به آن‏ها می‏باشد (رخشانی، 1381).
گیاهان زیادی وجود دارند که دارای خاصیت حشره‏کشی می‏باشند. مشتقات گیاهی با خاصیت حشره‏کشی در مقایسه با مواد شیمیایی برای محیط و مواد انباری ایمن‏تر هستند و ماندگاری کمتر روی محصول ایجاد می‏کنند. استفاده از گیاهان حشره‏کش از سال 1850 با سموم گیاهی مانند نیکوتین و روتنون آغاز گردید و تاکنون نتایج بسیار خوبی از نحوه‏ی کنترل آفات یا ترکیبات گیاهی به دست آمده است. این نتایج نشان داده که گیاهان جایگزین مناسبی برای سموم آفت‏کش مصنوعی می‏باشند. تعداد زیادی از گیاهان و متابولیت‏های ثانویه آن‏ها دارای اثرات فیزیولوژیکی و رفتاری بر بسیاری از آفات به خصوص آفات انباری بوده و حتی در مدت کوتاهی منجر به مرگ آن‏ها می‏شود (رخشانی، 1381).
2-5 اسانس‏های گیاهیاسانس‏ها به طور کلی ترکیب‏های معطری هستند که در اندام‏های مختلف گیاهان یافت می‏شوند و در نتیجه متابولیسم در گیاهان تولید شده و معمولا متابولیت‏های ثانویه‏ی گیاهان هستند. اسانس‏ها در حفره غدد مترشحه سلول‏های دیواره‏ی گیاهان و یا به صورت قطرات کوچک در برگ، ساقه، پوست، گل، ریشه و میوه گیاهان مختلف وجود دارند. از ویژگی اسانس‏ها مایع بودن آن‏ها در دمای اتاق و تبدیل تدریجی آن‏ها به فاز گازی در همان شرایط و یا در دماهای بالاتر بدون تجزیه شدن است (کول و همکاران، 2008).
اسانس‏ها اولین بار از طریق فرآیند بخار شدن و یا تقطیر توسط آب، به وسیله اعراب در قرون وسطی به دست آمدند. آن‏ها دارای کاربردهای دارویی بوده و هم‏چنین به عنوان منبع عطر و بو استفاده می‏شوند. برای نگهداری غذا به عنوان عامل ضدمیکروب به کار رفته و دارای اثرات دارویی بی حسی موضعی، مسکن و ضد تشنج می‏باشند (باکالی و همکاران، 2008).
تولید و پرورش گیاهان اسانس‏دار در مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری از سابقه بسیار طولانی برخوردار است. داد و ستد مواد خام این گیاهان بیشتر در تمدن‏های باستانی مصر، یونان و ایران وجود داشته است. البته شواهد به دست آمده از کشف دستگاه تقطیر در دره آیندوس در پاکستان نشان می‏دهد که این حرفه از قدمتی چندین هزار ساله برخوردار است. مصریان و ایرانیان باستان اولین مردمانی بودند که به تولید اسانس و عطرهای طبیعی از گیاهان پرداختند. تولید عطر گل رز را که در بین مسلمانان از ارزش بسیاری برخوردار است به دانشمند ایرانی بوعلی سینا نسبت می‏دهند (رجبی، 1386). اسانس‏ها دارای کاربردهای متفاوت در طبیعت بوده و دارای اثرات باکتری‏کشی، قارچ‏کشی و حشره‏کشی می‏باشند. در حال حاضر حدود 3000 اسانس شناخته شده که حدود 300 اسانس به صورت تجاری دارای اهمیت ویژه در داروسازی، کشاورزی، صنایع غذایی، عطرسازی و محصولات بهداشتی و آرایشی می‏باشند (سیلوا و همکاران، 2003).
اسانس‏ها و اجزای تشکیل‏دهنده آن‏ها، از بیش از 75 گونه گیاهی متعلق به خانواده‏هایی نظیر Anacardiaceae، Apiaceae، Asteraceae، Araceae، Brassicaceae، Chenopodiaceae، Cuperssaceae، Graminaceae، Pinaceae، Myrtaceae، Zingiberaceae، Liliaceae، Lauraceae، Lamiaceae و Rutaceae برای سمیت تدخینی علیه حشرات مورد بررسی قرار گرفته‏اند (راجندران و سیرانجینی، 2008).
اسانس‏ها از قسمت ریزوم (اویار سلام Cyperus sp.)، برگ‏ها (گونه‏های نعنا Mentha spp.)، میوه ( رازیانه Foeniculum vulgar L.)، پوست میوه (گونه‏های مرکبات Citrus spp)، دانه (چریش Azadirachta indica Adr. Juss.)، میوه‏های خشک ( یاسمین Evodia rutaeca Bentham)، پوست (دارچین Cinnamomum aromaticum Nees) و قسمت‏های دیگر گیاه مثل برگ‏ها و گل‏های اسطوخودوس Lavandula hybrid، برگ‏ها، گل‏ها و میوه‏های اکالیپتوس Eucalyptus globulus Labill استخراج می‏شوند. اسانس‏ها در سلول‏های ترشحی، حفره‏ها، کانال‏ها، سلول‏های اپیدرمی و تریکوم‏های غده‏ای ذخیره می‏شوند (باکالی و همکاران، 2008).
2-6 گیاهان مورد استفاده
2-6-1 اکالیپتوس2-6-1-1 رده‏بندی
گونه‏ی Eucalyptus occidentalis Endl. در خانواده‏ی Myrtaceae، زیررده‏ی دولپه‏ای‏ها و رده‏ی گیاهان گل‏دار قرار دارد. نام انگلیسی این گونه Flattop Yate می‏باشد.
این درخت با ارتفاعی حدود 15 تا 25 متر و با تاج چتری است که دارای پوستی به رنگ خاکستری روشن و خشن می‏باشد. چوب آن اغلب به رنگ قهوه‏ای‏ مایل به زرد است. برگ‏های اولیه‏ی آن متقابل، نیزه‏ای پهن‏، به رنگ کبود و به ابعاد 12 × 8 سانتی‏متر بوده و برگ‏های کامل آن متناوب، نیزه‏ای، ضخیم، به ابعاد 14× 3 تا 2 سانتی‏متر است. این گیاه نوش زیادی تولید می‏کند، برگ آن 95/0 درصد اسانس دارد، در خاک‏های رسی رشد بیشتری دارد، چوب آن در مقابل خمش و ضربه مقاومت می‏کند و پوست آن حاوی 16 تا 25 درصد تانن است. کشت این گیاه در نواحی باتلاقی جنوب ایران و هم‏چنین در نقاط گرم که سفره‏ی آب زیرزمینی بالا است (مانند خوزستان)، به علت مقاومت آن در برابر شوری خاک، نتایج مثبتی دارد (جوانشیر و مصدق، 1351).

شکل 2-4 برگ درخت Eucalyptus occidentalis (نگارنده)

2-6-1-2 پراکنش جهانی اکالیپتوس
قاره استرالیا که در حدود 7 میلیون مترمربع مساحت دارد موطن اصلی اکالیپتوس را تشکیل می‏دهد و بیش از 600 واریته آن در مناطق مختلف شناسایی شده است. اکالیپتوس در 95 درصد از جنگل‏های استرالیا انتشار دارد و حدود سه‏چهارم از کل رستنی‏های آن را تشکیل می‏دهد. در ضمن در قسمت اعظم مناطق غیر جنگلی این قاره نیز کشت و توسعه یافته است. علاوه بر این اکالیپتوس در هندوستان، مراکش و آفریقا کشت می‏شود (جوانشیر و مصدق، 1351).
2-6-1-3 انتشار اکالیپتوس در ایران
درخت اکالیپتوس که آب‏وهوای گرم و مرطوب را می‏پسندد قریب به یک قرن پیش وارد ایران شده و در نواحی شمالی و جنوبی کشت شد. اکالیپتوس در شمال ایران بین چالوس و نوشهر کاشته شد و علاوه بر شمال کشور در خوزستان، فارس و سراوان نیز به ‏طور گسترده‏ای کشت شده است (جوانشیر و مصدق، 1351).
2-6-1-4 خواص ظاهری اسانس اکالیپتوس
اسانس اکالیپتوس مایعی بسیار سیال، متحرک، بی‏رنگ یا به رنگ زرد بسیار روشن است. بوی آن قوی، معطر و طعم آن ابتدا خنک‏کننده است ولی به تدریج سوزاننده می‏شود (جوانشیر و مصدق، 1351).
2-6-1-5 طبیعت و ترکیب اسانس اکالیپتوس
فعالیت آفت‏کشی اسانس اکالیپتوس مربوط به ترکیب‏هایی از قبیل 1و 8 سینئول، سیترونلال، سیترونلول و سیترونلیل استات است (واتاناب و همکاران، 1993 و لی و همکاران، 1995 و 1996). با این حال فعالیت زیستی اسانس‏ها وابسته به نوع و طبیعت اجزاء اصلی و مقدار آن‏ها است. علاوه بر این، گونه‏، فصل، مکان، اقلیم و نوع خاک، عمر برگ‏ها، حاصلخیزی، روش خشک کردن مواد گیاهی و نوع استخراج نیز بر ترکیبات و فعالیت زیستی اسانس تاثیر دارد (سارتورلی و همکاران، 2007).
نریو و همکاران (2010) نشان دادند که اسانس Eucalyptus citriodora Hook غنی از سیترونلال (40%)، ایزوپلوگان (6/14%) و سیترونلول (13%) است. ترکییبات اصلی اسانس برگ Eucalyptus saligna Smith آلفا-پینن (5/39%) و پی-سیمنن (1/31%) می‏باشد (تاپانجا و همکاران، 2005).
ترکیب اصلی اسانس Eucalyptus robusta Sm. آلفاپینن (73%) است ولی ترکیبات اسانس E. saligna به مراحل فنولوژیک گیاه وابسته است. در مرحله‏ی رویشی ترکیبات اصلی آن پی-سیمنن (2/54%) و دلتا-ترپینن (8/43%) بود در حالی‏که در مرحله‏ی گلدهی آلفاپینن (1/45%) به عنوان ترکیب اصلی بعد از پی-سیمنن شناسایی شد (سارتورلی و همکاران، 2007). تیاگی و مالیک (2011) اسانس E. globulus را بررسی کرده و 1و8 سینئول (4/45%) و لیمونن (8/17%) را به عنوان ترکیبات اصلی اسانس گزارش کردند.
بررسی ترکیب شیمیایی اسانس E. globulus نشان داد که این ترکیب شامل اجزای اصلی 1و8 سینئول (6/33%)، آلفا- پینن ( 2/14%) و دی- لیمونن (1/10%) است (کومار و همکاران، a2012).
2-6-1-6 فعالیت حشره‏کشی اسانس اکالیپتوس
نتایج حاصل از ارزیابی تأثیر پودر برگ چریش A. indica و پودر برگ و مغز دانه اکالیپتوس Eucalyptus camaldulensis Dehnh. در کنترل لمبه گندم و شپشه ‏آرد نشان داد که پودر برگ چریش با میزان LC50 کمتر، دارای خاصیت حشره‏کشی بیشتری نسبت به پودر بذر و برگ اکالیپتوس علیه هر دو گونه آفت انباری می‏باشد. هم‏چنین پودر برگ چریش با درصد دور‏کنندگی بیشتر نسبت به پودر برگ اکالیپتوس برای هر دو گونه آفت انباری تأثیر بیشتری از خود نشان داده است (نجف آبادی، 1388).
بررسی ترکیب‏های استخراج شده از اسانس دو گونه اکالیپتوس به نام های E. cameroni و E. camaldulensis شامل مونوترپن‏ها ازجمله 1و8 سینئول و لیمونن، نشان‏دهنده‏ی اثر تدخینی، گوارشی و تماسی روی آفات انباری R. dominica، S. oryzae، S. zeamais و T. castaneum بود که ترکیب‏های فوق دارای اثر حشره‏کشی قوی روی R. dominica و T. castaneum بوده و ماده لیمونن در کنترل حشرات تاثیر بیشتری نشان داد. این ترکیب‏ها می‏توانند از طریق کوتیکول حشرات به سیستم تنفسی و سیستم گوارشی نفوذ کرده و اثر حشره‏کشی خود را در بدن حشره بروز دهند (سانتون و همکاران، 1997).
بررسی اثر اسانس E. camaldulensis روی تخم‏های T. castaneum و بید آرد Ephestia kuehniella Zeller نشان داد که این اسانس اثر کشندگی روی تخم این آفات داشته است. بیشترین مرگ‏ومیر ایجاد شده در غلظت‏های به کار رفته 18% و 45% تلفات تخم به ترتیب برای T. confusum و E. kuehniella بود (تانس و همکاران، 2000).
لی و همکاران (2001) سمیت اسانس‏اکالیپتوس و ترکیبات فرارش را روی سوسک برنج S. oryzae بررسی و اعلام کردند که LC50 این اسانس معادل 9/28 میکرولیتر بر لیتر هوا می‏باشد. آنالیز اسانس اکالیپتوس با GC-MS نشان داد که این اسانس حاوی 1/81%، 1و8 سینئول، 6/7% لیمونن و 4% آلفاپینن است. تیمار کردن S. oryzae با هر یک از این ترپن‏ها نشان داد که 1و8 سینئول ماده‏ی فعال‏تری است و LC50 آن 5/23 میکرولیتر بر لیتر هوا می‏باشد.
بررسی اثر اسانس E. globulus روی سوسک لوبیا Acanthoscelides obtectus Say. نشان داد که این اسانس دورکننده‏ی‏ حشره بوده و باعث کاهش باروری، کاهش تخم‏گذاری، افزایش تلفات در لاروهای نئونات و ظهور افراد غیرعادی در این حشره می‏شود (پاپاکریستوس و استاموپولس، 2002 و 2004).
در بررسی لی و همکاران (2004) اثر Eucalyptus nicholii Maiden et Blakely و Blakely & McKie و Eucalyptus blakelyi روی T. castaneum و R. dominica نشان داده شد. LC50 مربوط به T. castaneum به ترتیب 7/13 و 5/15 میکرولیتر بر لیتر هوا و برای R. dominica به ترتیب 5/9 و 7/9 میکرولیتر بر لیتر هوا به دست آمد (لی و همکاران،2004).
اثر تماسی اسانس E. saligna علیه شپشه ذرت (سرخرطومی ذرت) Sitophilus zeamais Motschuisky. و شپشه آرد Tribolium confusum DuVal توسط تاپانجا و همکاران (2005) مورد بررسی قرار گرفت. سمیت تماسی آزمایش شده با آغشتن کاغذ صافی و یا دانه‏های ذرت نشان داد که اسانس E. saligna دارای اثر قابل توجه و معنی‏داری روی مرگ‏و‏میر دو گونه حشره S. zeamais وT. confusum می‏باشد. LC50 اسانس اکالیپتوس برای S. zeamais36/0 میکرولیتر بر سانتی‏مترمربع و برای T. confusum 48/0 میکرولیتر بر سانتی‏مترمربع برآورد گردید.
بررسی‏های سفرینو و همکاران (2006) نشان داد که فعالیت سمی و دورکنندگی اسانس Eucalyptus cinerea F. Muell. Ex Benth.، Eucalyptus viminalis Logo و E. saligna در برابر شپش سر انسان که به پرمترین‏ها مقاوم است، به ترتیب دارای LT50 (زمان کشنده‏ی 50 درصد از جمعیت در غلظت معین) 12، 14/9 و 17/4 دقیقه است. بر اساس این تحقیق نتیجه گرفتند که اسانس‏ها می‏توانند برای توسعه‏ی تولیدات جدید به منظور کنترل شپش سر انسان به کار روند (سفرینو و همکاران، 2006).
اسانس E. camaldulensis به عنوان دفع‏کننده‏ی افراد ماده‏ی بالغ Culex pipiens L. معرفی شده است (ارلر و همکاران، 2006). در این منبع علمی مقاله نشان داده شد که با افزایش زمان و همین‏طور افزایش غلظت، درصد دورکنندگی نیز افزایش می‏یابد. میزان دورکنندگی در غلظت 5 میکرولیتر در زمان‏های مختلف بین 5/51 و 100 درصد و در غلظت 10 میکرولیتر بین 7/88 و 100 درصد متغیر بود.
نگهبان و محرمی‏پور (2007) اثر تدخینی اسانس سه گونه اکالیپتوس Eucalyptus intertexta R.T. Baker.، Eucalyptus sargentii Maiden. و E. camaldulensis را در بازه‏ی زمانی 1 تا 7 روزه روی سه آفت انباری C. maculatus، S. oryzae و T. castaneum مورد بررسی قرار دادند. نتایج نشان داد که درصد مرگ‏ومیر حشرات کامل 1 تا 7 روزه، با افزایش غلظت (از 37 تا 926 میکرولیتر بر لیتر هوا) و مدت زمانی که در معرض اسانس قرار گرفته‏اند (3 تا 24 ساعت) افزایش پیدا کرد. LC50 محاسبه شده این سه اسانس بین 55/2 تا 97/3 میکرولیتر بر لیتر هوا برای C. maculatus، بین 93/6 تا 91/12 میکرولیتر بر لیتر هوا برای S. oryzae و بین 59/11 تا 50/33 میکرولیتر بر لیتر هوا برای T. castaneum بود (نگهبان و محرمی‏پور، 2007).
بررسی اثر دورکنندگی اسانس E. citriodora روی حشرات بالغT. castaneum نشان داد که درصد دورکنندگی با افزایش غلظت افزایش پیدا می‏کند ولی درصد دورکنندگی از 2ساعت به 4ساعت کاهش می‏یابد. میزان دورکنندگی این اسانس در غلظت‏های 5-10×194/1، 4-10×194/1، 3-10×194/1، 2-10×194/1 و 1-10×194/1 بعد از 2 ساعت به ترتیب 18، 28، 76، 80 و 90 درصد و بعد از 4 ساعت به ترتیب 8، 18، 72، 76 و 84 درصد گزارش گردید (وربل و همکاران، 2010).
بررسی ترکیب شیمیایی عصاره‏ی E. globulus و فعالیت حشره‏کشی آن روی لارو و شفیره مگس خانگی نشان داد که این ترکیب که شامل اجزای اصلی 1و8 سینئول (6/33%)، آلفا- پینن ( 2/14%) و دی- لیمونن (1/10%) است که به عنوان عامل کنترل مگس خانگی از نظر زیست‏محیطی و اکولوژیکی مناسب می‏باشد (کومار و همکاران، a,b2012).
2-6-2 نارنج2-6-2-1 رده‏بندی
گیاه نارنج با نام علمی Citrus aurantium L. از خانواده‏ی Rutaceae، زیررده‏ی دولپه‏ای‏ها و رده‏ی گیاهان‏گل‏دار می‏باشد.
نارنج درختی بی‏کرک، به ارتفاع متوسط 9-6 متر، با خاری بلند، و لیکن نه خیلی تیز، برگ‏ها با اندازه متوسط، تخم‏مرغی-مستطیلی، به طول 10-7 سانتی‏متر، نوک‏دار کند یا کوتاه، سینوسی یا کنگره‏ای، دمبرگ با بال پهن، گل‏ها به اندازه متوسط، منفرد یا چندتایی محوری، سفید، بسیار معطر، پرچم‏ها 20 تایی یا بیشتر، تخمدان کروی، میوه کروی، با دو انتهای کمی تخت‏شده، به قطر حدود 8 سانتی‏متر، با سطح ناهموار، با گوشت ترش و پوست تلخ، مغز میوه به هنگام رسیدن توخالی می‏شود. قطعات داخلی میوه10 تا 12 تایی، این گونه به خاطر استفاده از گل آن برای تهیه مربای بهار نارنج و آب میوه آن به عنوان چاشنی و استفاده از پایه آن برای پرتقال کاشته می‏شود (مظفریان، 1332).

شکل 2-5 برگ درخت Citrus aurantium (نگارنده)
2-6-2-2 پراکنش جهانی نارنج
مرکبات تقریبا در 50 کشور دنیا به عمل می‏آیند و به خاطر طعم و کیفیت خوب میوه شناخته شده‏اند (میرزا و باهرتیک، 1385). این درخت در آسیا وجود داشته و از جنوب اروپا و آمریکا نیز معرفی شده است (مظفریان، 1332).

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : elmname.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

2-6-2-3 انتشار نارنج در ایران
این گیاه در اغلب نقاط استان‏های گرگان، گیلان، مازندران، فارس، کرمان و خوزستان وجود دارد (مظفریان، 1332).
2-6-2-4 خواص ظاهری اسانس نارنج
اسانس برگ نارنج مایعی سیال، فرار، بی‏رنگ یا به رنگ زرد روشن است (سارو و همکاران، 2013).
2-6-2-5 طبیعت و ترکیب اسانس نارنج
اسانس مرکبات شامل مخلوطی از هیدروکربن‏ها، ترپن‏ها و اکسیژنات‏ها می‏باشند. ترپن‏ها 50 تا 90 درصد اسانس را تشکیل داده و عامل عطر و طعم اسانس می‏باشد (میرزا و باهرتیک، 1385). عمده‏ترین شکل ترپن‏ها در اسانس مرکبات هیدروکربن لیمونن است. این ترکیب با فرمول بسته C10H16 یک مونوترپن تک حلقه‏ای است. بیش از 50 سال است که این ماده به عنوان فرآورده‏های جانبی مرکبات شناخته شده است (مرتضوی و ضیاءالحق، 1383).
بر‏اساس نتایج به دست آمده از مصدق و همکاران (1383)، روغن فرار برگ درخت نارنج حاوی 19 ماده‏ی شیمیایی است که عمده‏ترین ترکیبات موجود در اسانس این گیاه شامل لینالول، لینالیل استات، آلفا‏ترپینئول و ژرانیل‏استات است. 17 جزء از اسانس برگ نارنج ترکیبات مونوترپنی است که شامل 8 مونوترپن اکسیژن‏دار و 9 مونوترپن هیدروکربنی می‏باشد. 2 ترکیب دیگر سزکویی‏ترپن هستند (مصدق و همکاران، 1383).
2-6-2-6 فعالیت حشره‏کشی اسانس نارنج
گونه‏های مرکبات به عنوان یک منبع گیاهی دارای خاصیت حشره‏کشی گزارش شده‏اند. عصاره‏ی پوست و بذر واریته‏های این گیاهان حاوی متابولیت‏های ثانویه هستند که اثر حشره‏کشی روی راسته‏های مختلف حشرات دارند (سالواتور و همکاران، 2004). لیمونوئیدها علاوه بر اثر کشندگی بازدارنده بسیاری از فعالیت‏ها نظیر تغذیه، رشد، تخم‏گذاری و غیره می‏باشند (روی و صراف، 2006).
در یک بررسی اثر تدخینی اسانس‏های استخراج شده از نهنج و گلبرگ درخت نارنج روی حشرات کامل شپشه‏ی برنج S. oryzae در سه زمان 24، 48 و 72ساعت مورد ارزیابی قرار گرفت. بنا بر نتایج این بررسی، شپشه‏ی برنج نسبت به اسانس گلبرگ در مقایسه با نهنج (میوه‏ی نارس) نارنج حساس‏تر بود. نتایج تحقیق ذکر شده نشان داد که اختلاف معنی‏داری بین مرگ‏و‏میر ناشی از غلظت‏های مختلف اسانس و زمان‏های مختلف کاربرد اسانس در مورد هر یک از اسانس‏های استخراج شده وجود دارد (عسگری کوچی و همکاران، 1390).
فعالیت حشره‏کشی اسانس نارنج C. aurantium که از بخش‏های مختلف نارنج (میوه، برگ، شاخه) تهیه شده بود روی مگس زیتون Bacterocera olea Rossi مورد ارزیابی قرار گرفت. بررسی اثر اسانس به دست آمده از پوست و گوشت میوه و کل میوه روی حشرات نشان داد که فقط اسانس پوست اثر حشره‏کشی داشت. این اثر هم‏چنین به طور معنی‏داری از فعالیت اسانس کل میوه بیشتر بود. بیشترین فعالیت حشره‏کشی به دست آمده از پوست میوه، گوشت میوه و کل میوه به ترتیب سبب 100، 4 و 70 درصد مرگ‏و‏میر در مگس زیتون شدند (سیسکاس و همکاران، 2007).
در یک بررسی اثر تدخینی اسانس‏های پوست میوه‏ی نارنج C. aurantium و پرتقال L. Citrus sinensis روی حشرات کامل سوسک چهارنقطه‏ای حبوبات Callosobruchus maculatus fabr. مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان‏دهنده‏ی سمیت بالای این اسانس‏ها بود. مرگ‏و‏میر حشرات کامل با افزایش غلظت و مدت زمان در معرض قرار گرفتن (از 3 تا 24 ساعت) افزایش یافت. مقدار LC50 برای اسانس‏های پوست میوه نارنج و پرتقال به ترتیب برابر با 145 و 269 میکرولیتر بر لیتر هوا بود (مروج و ابر، 2008).
در تحقیق دیگری فعالیت حشره‏کشی تنفسی اسانس پوست میوه‏ی پرتقال C. sinensis و نارنج C. aurantium روی مگس سفید Bemisia tabaci Gennadius مورد ارزیابی قرار گرفت و با ترکیب تجاری Eugenol مقایسه شد. اسانس پرتقال با غلظت 5/8 و نارنج با غلظت 5/9 میکرولیتر بر لیتر هوا به ترتیب سبب 97 و 99 درصد مرگ و میر شدند. مقدار LC50 اسانس پرتقال، نارنج و Eugenol به ترتیب 8/3، 8/5 و 2/0 میکرولیتر بر لیتر هوا بود. در بررسی تاثیر اسانس‏ها روی کاهش تعداد تخم‏ها مشخص شد که غلظت 5/3 میکرولیتر بر لیتر هوا از اسانس پرتقال و 7 میکرولیتر بر لیتر هوا از اسانس نارنج سبب کاهش معنی‏داری در تخم‏گذاری شد (ریبیرو و همکاران، 2010).
2-7 عوامل تعیین کننده سمیت اسانس‏هافعالیت زیستی اسانس هر گیاه بستگی به ترکیبات شیمیایی موجود در آن گیاه دارد. این ترکیبات حتی در بین گونه‏های یکسان ممکن است متفاوت باشد. این تفاوت مربوط به بخشی از گیاه که اسانس‏گیری می‏شود، مرحله‏ی رشدی گیاه و زمان نمونه‏برداری از نظر فنولوژی گیاه و هم‏چنین میزان حساسیت آفات هدف در برابر اسانس‏های گیاهی می‏باشد (سینق و مائوریا، 2005 و شایا و رافائل، 2007).
2-8 محل تاثیر اسانس‏های گیاهیمعمولا اسانس‏ها ترکیبی از مخلوط چند مونوترپن هستند. فعالیت سریع علیه برخی از آفات نشانه محل تاثیر عصبی آن‏ها می‏باشد و شواهدی برای تاثیر آن‏ها روی اکتوپامین (یک پیام‏رسان عصبی) توسط برخی اسانس‏ها و برخی دیگر روی کانال‏های کلراید وابسته به گابا (گاما آمینو بوتریک ‏اسید)، وجود دارد (ایسمان، 2006). مطالعه روی محل تاثیر مونوترپنوئیدها، فعالیت بازدارندگی آنزیم استیل‏کولین‏استراز را به عنوان محل اصلی تاثیر آن‏ها نشان داده است (راجندران و سیرانجینی، 2008). برخی اسانس‏ها مانند اسانس نعنا، چای و کارواکرول روی نفوذپذیری غشای آکسون تاثیر گذاشته و موجب اختلال توازن پتاسیم و فسفر می‏گردد (لامبرت و همکاران، 2001). برخی اسانس‏های گیاهی روی گیرنده‏های اکتوپامین تاثیر می‏گذارند که حرکت حشره، ضربان قلب، رفتار، متابولیسم و شفیره شدن حشره را کنترل می‏کند (اکبر و همکاران، 2005). لینالول ترکیبی است که از گیاهان زیادی استخراج شده است و محل تاثیر آن در سیستم عصبی، انتقال یون‏ها و رهاسازی آنزیم استیل‏کولین‏استراز است (ترمبل، 2002). 1و8 سینئول و آلفاپینن نیز بازدارنده آنزیم استیل‏کولین‏استراز بود و سینرژیست یکدیگرند (هوگتن و هاویز، 2005). گزارش‏های متعددی نشان می‏دهد که مونوترپنوئیدها از طریق بازدارندگی آنزیم استیل‏کولین‏استراز باعث مرگ حشره می‏شوند.
2-9 بررسی‏های انجام شده روی حشرات مورد آزمایشطی آزمایشی، دورکنندگی اسانس درمنه Ar--isia sieberi Besser روی سه گونه آفت انباری بررسی شد و مشاهده گردید که اثر دورکنندگی اسانس روی شپشه‏آرد که معادل 90/65% بود به طور معنی‏داری نسبت به شپشه برنج با 70/59% دورکنندگی و سوسک چهارنقطه‏ای حبوبات با 80/55% دورکنندگی بیشتر بود. با افزایش غلظت اسانس درصد دورکنندگی نیز در همه‏ی حشرات در سطح 1 درصد به طور معنی‏داری افزایش یافت. بیشترین درصد دورکنندگی (07/77 درصد) در غلظت 4 میکرولیتر در یک میلی‏لیتر استون و روی شپشه‏آرد مشاهده شد (نگهبان و محرمی‏پور، 1385).
در آزمایشی اثر تماسی، تدخینی و دورکنندگی اسانس E. globulus روی حشرات کامل T. castaneum مورد آزمون قرار گرفت. در این آزمون LC50 به دست آمده برای سمیت تماسی از طریق قطره‏گذاری 22/0 میکرولیتر برای هر حشره بود. نتایج آزمایشات تدخینی نشان داد که LC50 این اسانس 4/112 میکرولیتر بر لیتر هوا است. دورکنندگی چهار غلظت 93/0، 62/0، 31/0 و 1/0 میکرولیتر بر سانتی‏مترمربع به ترتیب 2/54، 8/88، 4/94 و 4/94 درصد بود. در این تحقیق میانگین دورکنندگی روی حشره 83 درصد محاسبه شد که از میزان غلظت‏ها تبعیت نمی‏کرد (باقری و همکاران، 1390).
بررسی سمیت تنفسی اسانس برگ گیاهان اکالیپتوسE. camaldulensis و بطری‏شور Callis--on viminalis Gaertn. روی حشرات کامل 1 تا 3 روزه شپشه‏ی آرد T. confusum و روی لاروهای 5 و 20 روزه آن نشان داد که با افزایش غلظت اسانس و زمان اسانس‏دهی مرگ‏و‏میر افزایش می‏یابد. لارو‏های 5 روزه نسبت به حشرات کامل و حشرات کامل از لاروهای 20 روزه حساسیت بیشتری به اسانس‏های به کار رفته نشان دادند (حمزه‏وی و همکاران، 1390).
در منبع علمی مقالهی سمیت تنفسی 28 اسانس گیاهی مختلف و ترکیبات اصلی آن‏ها علیه 4 آفت مهم انباری R. dominica، O. surinamensis، T. castaneum و S. oryzae بررسی شد. در غلظت 5-15 میکرولیتر بر لیتر هوا 11 اسانس و 5 جزء از ترکیبات اصلی سمیت بالای تنفسی داشتند. مواد فعال به سه گروه تقسیم شدند. گروه (1): ترکیبات ترپینن 4- ال، 1و8 سینئول و اسانس‏های مریم‏گلی، برگ‏بو، رزماری و اسطوخودوس که اثر زیادی روی R. dominica دارند. (2): ترکیبات لینالول، آلفا-ترپینئول، کارواکرول و اسانس پونه‏کوهی، ریحان، مرزنجوش‏سوری و آویشن که بیشتر روی O. surinamensis تاثیر دارد. گروه (3): ترکیبات 1و8 سینئول و اسانس رازیانه و قرص نعنا که تنها مواد فعال به عنوان ماده‏ی تدخینی روی T. castaneum در تمام آزمون‏ها بود (شایا و همکاران، 1991).
فعالیت تدخینی و تماسی 1و8 سینئول و لیمونن روی R. dominica و T. castaneum بررسی شد. براساس نتایج، R. dominica نسبت به T. castaneum به سینئول حساس‏تر است و در واقع سینئول اثر بیشتری نسبت به لیمونن روی R. dominica دارد. لیمونن نیز اثر مشابهی در تلفات حشرات ایجاد کرد با این تفاوت که لیمونن اثر بیشتری روی T. castaneum نسبت به سینئول دارد. در آزمایشات تماسی LC50 برآورد شده‏ی 1و8 سینئول روی R. dominica 64/1 میلی‏گرم بر سانتی‏مترمربع و برای T. castaneum 38/1 میلی‏گرم بر سانتی‏مترمربع است. LC50 لیمونن برای T. castaneum، 25/1 میلی‏گرم بر سانتی‏متر مربع بود. LC50 لیمونن روی R. dominica ارزیابی نگردید زیرا منحنی مرگ‏ومیر به حد بالایی نرسید. این نشان می‏دهد که لیمونن LC50 بالایی برایR. dominica نسبت به 1و8 سینئول دارد و به طور کلی 1و8 سینئول پتانسیل بالاتری نسبت به لیمونن در کنترل هر دو حشره دارد (پراتس و همکاران، 1998).
اسانس استخراج شده از برگ‏های زردچوبه Curcuma longa L. از نظر سمیت تماسی، تنفسی و همین‏طور تاثیر روی تولید نسل روی سه سوسک انباری R. domonica، S. oryzae و T. castaneum بررسی شد. افراد بالغ R. dominica در آزمایشات تماسی حساسیت بالایی به اسانس برگ C. longa با LD50 71/36 میکروگرم بر میلی‏گرم وزن بدن حشره نشان دادند، در حالی‏که در آزمایشات تنفسی حساس‏ترین حشره S. oryzae با LC50 36/11 میلی‏گرم بر لیتر هوا بود و LC50 برآورد شده برای سوسک کشیش و شپشه ‏آرد به ترتیب 65/13 و 62/19 میلی‏گرم بر لیتر هوا بود (تریپاتی و همکاران، 2002).
فعالیت حشره‏کشی اسانس 7 گونه گیاهی شامل کافور Cinnamomum camphora L.، گونه‏ای از علف لیمو با نام Cymbopogon winterianus Jowitt، بابونه‏ی آلمانی Matricaria chamomilla L.، Morelia viridis Forum.، بادام Prunus amygdalus Dulcis.، رزماری Rosemarinus afficinalis L. و لیموترش Schizandra chinensis Turcz. روی O.surinamensis و T. castaneum در 5 غلظت و سه زمان (3 روز، 1 هفته و 2 هفته) بررسی شد. نتایج نشان داد که در غلظت 125/0 درصد وزنی/وزنی C. winterianus سمیت بیشتری داشت و بعد از آن M. chamomallia، M. viridis و P. amygdalus بیشترین اثر را از خود نشان دادند که تلفات ناشی از آن‏ها به ترتیب 90، 5/88، 3/88 و 3/83 درصد بود. در بالاترین غلظت هم S. chinensis با 3/98 درصد بیشترین مرگ‏ومیر را داشته و بعد از آن M. viridis، C. camphora و C. winterianus با 7/96، 3/93 و 90 درصد تلفات در رده‏های بعدی قرار می‏گیرند. نتایج نشان داد که M. viridis اثر قابل توجهی نسبت به سایر اسانس‏ها روی شپشه‏دندانه‏دار داشته و این حشره نسبت به شپشه‏آرد در برابر اسانس‏های آزمایش شده حساس‏تر است. نتایج حاکی از رابطه‏ی مستقیم تلفات با زمان بود (الجابر، 2006).

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *