منبع علمی مقاله —d1918

2-4-1. کید19 2-4-1-1. بررسی آیات «کید»20 2-4-2. مکر22 2-4-2-1. نکاتی در مورد واژه مکر24
2-4-2-2. بررسی آیات «مکر»26 2-4-2-3. فرق بین کید و مکر27 2-4-3. ضَلال27 2-4-4. کفر29 2-4-4-1. نکاتی در مورد واژه«کفر»30 2-4-5. صدّ31 2-4-6. خدع33 2-6-4-1. نکاتی در مورد واژه«خدعه»33 2-6-4-2. بررسی آیه «خدعه»34 2-6-4-3. تفاوت میان خدعه و کید35 2-4-7. عدوّ35 2-4-7-1. بررسی آیه «عدوّ»35 2-4-8. بطانه37 2-4-8-1. بررسی آیه «بطانه»38 2-4-9. ولیّ39 2-4-9-1. بررسی آیه «ولیّ»40 2-4-10. نفاق40 2-4-10-1. نکاتی پیرامون واژه «نفاق »و«منافق»41 2-4-10-2 اقسام نفاق42 2-4-10. بصیرت433. فصل سوّم: اقسام دشمن از دیدگاه قرآن کریم47 3-1. بخش اول: دشمن ایمانیدرونی یاپنهان49 3-1-1. شیطان و همراهان او49 3-1-1-1. معنای لغوی و اصطلاحی شیطان و ابلیس50 3-1-1-2. فرق بین شیطان و ابلیس53 3-1-1-3. نام و القاب ابلیس54 3-1-1-4. دامها و برنامههای شیطان:(اهداف و شیوههای مبارزه و دشمنی شیطان)54 3-1-1-4-1. شیوه دشمنی شیطان54 3-1-1-4-2. دامها و ابزارهای شیطان56 3-1-4-2-1. دنیا56 3-1-4-2-2. وسوسه57 3-1-4-2-3. اختلافافکنی57 3-1-4-2-4. هواپرستی58 3-1-4-2-5. وعده به فقر59 3-1-4-2-6. از راه عبادت61 3-1-4-2-7. از طریق اموال و اولاد62 3-1-4-2-8. زنان63 3-1-4-2-9. تبلیغات63 3-1-4-2-10. بزرگ کردن آرزوها و تمنیات واهی64 3-1-4-2-11. تزیین اعمال زشت64 3-1-4-2-12. وعدههای دروغین................................................................................65
3-1-1-5. صفات شیطان66 3-1-2. نفس امّاره67 3-1-2-1. اقسام نفس69 3-1-2-2. خطرات نفس73 3-1-3. برخی از همسران و فرزندان75 3-2. بخش دوم: دشمن خارجی (یهود، کافران، مشرکان)78 3-2-1. یهود79 3-2-1-1. یهود در لغت79 3-2-1-2. شناخت اجمالی چهرهی یهود80 3-2-1-3. هجرت یهودیان به مدینه80 3-2-1-4. صفات یهود از دیدگاه قرآن کریم81 3-2-2. کافران88 3-2-2-1. تعریف کافر در لغت و اصطلاح88 3-2-2-2. صفات کافران90 3-2-3. مشرکان93 3-2-3-1. شرک در لغت و اصطلاح93 3-3. بخش سوّم: دشمنان داخلی (منافقان)95 3-3-1. معنای لغوی و اصطلاحی نفاق95 3-3-2. ضرورت شناخت نفاق و منافق96 3-3-3. ویژگیهای منافقان97 3-3-3-1. ویژگیهای فردی- روانی98 3-3-3-2. ویژگیهای سیاسی منافقان102 3-3-3-3. ویژگیهای فرهنگی منافقان113 3-3-3-4. ویژگیهای اجتماعی منافقان1184. فصل چهام: شیوههای مبارزه دشمنان و شیوههای مبارزه با دشمنان از دیدگاه قرآن کریم122 4-1. شیوههای مبارزه دشمنان از دیدگاه قرآن123 4-1-1. شگردها و شیوههای مبارزه ی دشمنان با رهبران دینی124 4-1-1-1. ایجاد تردید و ابهام دربین مردم نسبت به حقانیّت رهبری124 4-1-1-2. شکستن قداست رهبری با استفاده ازحربه تهمت و افتراء126 4-1-1-3. تضعیف دستیاران رهبر و تشکیلات رهبری132 4-1-1-4. تحقیر و استهزای رهبری133 4-1-1-5. بدلسازی و رهبرتراشی134 4-1-1-6. تطمیع رهبری135 4-1-1-7. تهدید رهبری136 4-1-2. شگردها و شیوههای مبارزهی دشمنان برای تضعیف مبانی مکتب اسلام138 4-1-2-1. استفاده از سورژههای مذهبی139 4-1-2-2. تهمتهای گوناگون141 4-1-2-3. شریعتسازی142 4-1-2-4. اقدامات ضدّ تبلیغی(جنجال آفرینی)144 4-1-2-5. بدگویی و عیب جویی145 4-1-2-6. تمسخر و تحقیر145 4-1-2-7. تخریب پایگاههای مکتب146 4-1-2-8. جنگ و ستیز147 4-1-3. شگردها و شیوههای مبارزهی دشمنان با پیروان مکتب توحیدی148 4-1-3-1. تلاش برای گمراه کردن پیروان مکتب توحیدی ازطریق صرف هزینههای کلان149 4-1-3-2. اشاعه فساد، نشر اکاذیب و پخش شایعات150 4-1-3-3. اختلافافکنی و تفرقهانگیزی151 4-1-3-4. محاصره اقتصادی152 4-1-3-5. تحقیر و کوچک شمردن154 4-1-3-6. تمسخر155 4-1-3-7. اعزام عوامل نفوذی و جاسوسی157 4-1-3-8. تضعیف روحیه مسلمانان158 4-1-3-9. تبلیغات سوء159 4-1-3-10. تهدیدها و جنگها161 4-2. شیوههای مبارزه با دشمنان از دیدگاه قرآن کریم163 4-2-1. شیوه و روش قرآن کریم در مقابله با شیطان163 4-2-2. شیوه و روش قرآن کریم در مقابله با نفس167 4-2-3. شیوه و روش قرآن در مقابله با کفار و مشرکان و یهودیان172 4-2-4. شیوه و روش قرآن در مقابله با منافقان188نتیجهگیری194پیشنهادها197کتابنامه198مقدمه:
«إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ وَ یُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً کَبِیراً»
«این قرآن، به راهى که استوارترین راه‏هاست، هدایت مى‏کند و به مؤمنانى که اعمال صالح انجام مى‏دهند، بشارت مى‏دهد که براى آنها پاداش بزرگى است.»
قرآن، فیضِ رحمتى است که از خزانه غیب بر قلب نورانى پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) نازل و از آنجا بر پهن‏دشتِ هستى جارى شد تا تشنگان حقیقت از زلال معنویت و هدایت آن سیراب گردند.
قرآن، انسان را به این حقیقت واقف میکند که آدمی گاه چیزی را که به سود واقعی او نیست دوست میدارد و چه بسا آنچه که به زیان اوست را میطلبد. لذا از آنجا که علم و آگاهی انسان اندک است برای شناخت سود و زیان واقعیمان بایستی به قرآن کریم ، که ما را به استوارترین راهها هدایت میکند چنگ زنیم و از آن مدد جوییم. و از آنجا که، شناخت دوست و دشمن یکی از مهمترین نیازهای زندگی فردی و اجتماعی انسان است، قرآن کریم به مدد انسان آمده و با آموزههای خود، انسان را در شناخت دشمن یاری مینماید، تا جاییکه در آیات گوناگون، به معرفی دشمنان واقعی انسان پرداخته است و قطعاً شیوههایی را که برای مبارزه با دشمنان معرفی میکند از استحکام و تأثیر لازم برخوردار است.
بحث شناختِ دشمن در قرآن کریم از موقعیّت ویژهای برخوردار است و خداوند در آیات متعددی دشمنان متنوع جبهه حق رادر شکلهای گوناگون معرفی میکند و چهرههای پلید و گمراه کننده آنان را برای پیروان حق آشکار مینماید تا مسلمانان آنان را بهتر بشناسند و به مبارزه با آنها بپردازند، در این آیات بیشتر سخن از هجوم همه جانبه دشمنان بر ضد پیروزی حق به میان میآید که حتی اگر عقبنشینی نمایند باز خود تاکتیکی برای رویارویی دوباره و هشداری مهم برای پیروزی حق میباشد و از آنجا که پیکار حق و باطل موقتی نیست و از آنجا که هدف مشترک نابودی نظام الهی است این نبرد تا قیامت هم استمرار دارد و به رغم تمامی توطئههای گوناگون دشمنان اسلام در طول تاریخ، شاهد درخشش روزافزون حق خواهیم بود زیرا خداوند مدافع حریم حق است.
بنابراین این قرآن، کتابی است که به ما میآموزد که با خودی چگونه رفتار داشته باشیم و با بیگانه چگونه برخورد کنیم: « مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُ...»: محمّد (ص) فرستاده خداست و کسانى که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شدید و در میان خود مهربانند...
این پایاننامه با عنوان« دشمنشناسی از منظر قرآن کریم»، در چهار فصل تنظیم شده است. در فصل اول کلیات پایاننامه بیان شده و در فصل دوم به بررسی معنا و مفهوم دشمن از دیدگاه قرآن کریم پرداخته و سپس اهمیّت و ضرورت این بحث از منظر قرآن و روایات و عقل و سخن بزرگان بیان شده و در ادامه آیات قرآن کریم در زمینهی شناخت دشمنان و بررسی واژگان کلیدی بحث دشمنشناسی از جمله: کید و مکر و ضلّل و کفر و صدّ و خدع و عدوّ و بطانه و ولیّ و نفاق و بصیرت مطرح شده و در فصل سوم، اقسام دشمن از دیدگاه قرآن کریم تحت عنوان دشمن ایمانیدرونی یا پنهان(شیطان و همراهان او و نفس امّاره و برخی از همسران و فرزندان) و دشمن خارجی(یهود، کافران و مشرکان) و دشمن داخلی(منافقین) مورد بررسی قرار گرفته است. در فصل پایانی در بخش اول موضوعِ شیوههای مبارزه دشمنان از دیدگاه قرآن کریم و در بخش دوم موضوع ِشیوههای مبارزه با دشمنان از دیدگاه قرآن کریم مورد بررسی قرار گرفته است و در پایان نتیجهگیری از مباحث مطرح شده در این پایاننامه بیان شده است.
امید است این اثر ناچیز در خدمت اسلام و فرهنگ شیعی و معارف اهل بیت (ع) مورد عنایت صاحب ولایت و ذخیره آخرت قرار گیرد.

جواد جمشیدی حسن آبادی
زمستان1390
فصل اوّل
کلیّات
فصل اوّل: کلیّات
1-1) طرح تحقیق:
1-1-1) بیان مسأله:
یکی از اساسیترین شرایط موفقیّت یک فرد یا جامعه در تمامی عرصهها شناخت دشمن است و هرگاه آدمی در پهنه طبیعی دشمن را شناخت به موفقیت دست خواهد یافت.
انسان در ابتدا زندگى کوچک و ساده‏اى داشت و دشمنان خویش ‏را به راحتى مى‏دید و با ابزارهاىِ ساده به مقابله با آنان برمى‏خاست و خود را از گزند آنان در امان مى‏داشت. اما یکى از مشکلات انسان امروز عدم شناخت دشمن خویش است. در واقع دشمنان انسان با ابزارهاى پیشرفته و با به کارگیرى انواع روش هاى جنگ روانى خود را از او مخفى داشته و در لباس دوست ضربات خود را بر او وارد مى‏کنند، بنابراین بیتفاوتی نسبت به دوست و دشمن و انکار دوستی و دشمنی و خودی و غیر خودی و اشتباه درشناخت دوست و دشمن باعث وارد شدن بزرگترین ضربهها بر پیکر جوامع انسانی می شود. تا جایی که یکی از ضعفهای اساسی عامه مسلمان از صدر اسلام به ویژه زمان حکومت امام علی (علیه السّلام) تاکنون نشناختن دشمن یا ضعف در دشمن شناسی بوده است همین امر موجب شکست و از دست دادن حکومت و عملی نشدن بسیاری از احکام اسلام بوده و هست. بنابراین در این تحقیق به دنبال آن بودهایم که به معرفی دشمنان از دیدگاه قرآن کریم پرداخته و با توجه به آیات ِقرآن کریم، انواع دشمنان و شیوه هایِ دشمنی آنها و همچنین راههای مقابله در برابر آنها مورد بررسی قرار گیرد.
1-1-2) اهمیّت و ضرورت تحقیق:
از آنجا که انسان ها در معرض آسیبهای دشمنان قرار میگیرند و دشمنان دائماً افراد و جوامع را تهدید میکنند بنابراین شناخت دشمن از جنبههای مختلف فردی و اجتماعی بسیار مهم می باشد و از آنجا که علم انسان در شناخت دوست و دشمنِ خود، کافی نیست لذا وحی و قرآن به کمک او آمده و با آموزههایِ خود، انسان را در شناخت هرچه بهتر دشمن، یاری نموده اند و آیات گوناگونی این مهم را تبیین نمودهاند لذا تدوین پایان نامه ای با این عنوان و در این شرایط که دشمنان از هر طرف درصدد ضربه زدن به اسلام می باشند، بیش از پیش ضرورت و اهمیّت مییابد.
1-1-3) سؤالات تحقیق:
هر تحقیقی بر اساس سؤالات مطرح و پیگیری میشود که بحث و تحقیق حول و حوش آن سؤالات انجام میگردد. در این تحقیق نیز سؤالات مطرح و مورد بررسی قرار گرفته است.
1) از دیدگاه قرآن کریم دشمنان انسان چه کسانی هستند؟
2) مؤلفهها و ویژگیهای ِدشمنان از دیدگاه قرآن کریم چیست؟
3) شیوهها و شگردهایِ دشمنان در مبارزه با مسلمانان از دیدگاه قرآن کریم کدام است؟
4) روشهای مقابله با دشمنان از دیدگاه قرآن کریم کدام است؟
1-1-4) فرضیههای تحقیق:
1) دشمنان انسان از دیدگاه قرآن کریم، شیطان و همراهان او، نفس امّاره، برخی از همسران و فرزندان، یهودیان و برخی از اهل کتاب، کفّار، مشرکان و منافقین هستند.
2) مؤلفه‌ها و ویژگی‌های دشمنان از دیدگاه قرآن کریم عبارت است از: پیمان‌شکنی، جهل و نادانی، استکبار، هواپرستی، فریبکاری، بخل و ولایت ستیزی.
3) شیوهها و شگردهایِ دشمنان در مبارزه با مسلمانان از دیدگاه قرآن عبارتند از:
الف) مبارزهی دشمنان با رهبران دینی.
ب) مبارزهی دشمنان برای تضعیف مبانی مکتب اسلام.
ج) مبارزهی دشمنان با پیروان مکتب توحیدی.
4) روشهای مقابله با دشمنان(دشمنان ایمانیدرونی یا پنهان، دشمنان خارجی- سیاسی و دشمنان داخلی- سیاسی) از دیدگاه قرآن کریم به ترتیب عبارتند از: ایمان و توکل، ترک معصیّت، یاد خدا، پناه بردن به خدا، تزکیّه نفس، ترس از خدا، قطع هرگونه ارتباط و دوستی، صبر و تقوا، اعلان موضع صریح مبنی بر بیزاری از دشمنان، مبارزه فرهنگی به وسیله قرآن، مجهز شدن به سلاح روز، مبارزه قهرآمیز و جهاد با دشمنان، افشاگری، بصیرت دینی و حذر ( هوشیاری و احتیاط).
1-1-5) پیشینهی تحقیق:
دربارهی این موضوع، مقالات و کتابهای گوناگون نوشته شده است که مهّمترین آنها عبارتند از:
الف) کتابها:
1. برهانیان، عبدالحسین، دشمنشناسی در قرآن، تهران، منبع علمی مقالهکده تحقیقات اسلامی معاونت سپاه، بیتا.
2. جعفری، رحمت و دهشیری، حسن، دشمنشناسی از دیدگاه قرآن، قم، انتشارات دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم،1383ش.
3. حسینی، سید کمال، دشمنشناسی، تهران، انتشارات لوح محفوظ، چاپ اول، 1385ش.
4. کاشفی، محمدرضا، نگاهیقرآنی به دوست و دشمن، تهران، کانون اندیشهجوان، چاپچهارم،1387ش.
اما یک نوشتاری که به صورت منظم و در عین حال به صورت جامع به جنبههای مختلف موضوع توجه کند کمتر به چشم میخورد. کتاب«دشمنشناسی از دیدگاه قرآن کریم» نوشته رحمت جعفری و حسن دهشیری در سال 1383 به چاپ رسیده است. در این کتاب بحث دشمنشناسی به صورت مختصر مورد بررسی قرار گرفته است، دیگر کتابها و مقالات در این موضوع براساس این کتاب و با حداقل تغییر در روش و چارچوب و محتوایِ آن و در برخی موارد تکرار مطالب از این کتاب در کتابها و مقالاتشان بوده است، از آنجا که این کتاب خود نیز دارای عیبها و کاستیهایی بوده است که در زیر به برخی از آنها اشاره میشود، این کاستیها در آثار بعدی که متأثر از آن بوده نیز تا حدودی دیده میشود. در این پایاننامه با توجه به مهّم و کاربردی بودن این موضوع، سعی شده که با یک تقسیمبندی نسبتاً جدید و جامع به ابعاد مختلف بحث پرداخته شود و تا حدودی این عیبها و کاستیها برطرف شود.
نگارنده مدعی است که در آثار موجود اشکالات و ایراداتی وجود دارد از جمله:
الف) عدم ترتیب منطقی مباحث در بیشتر این آثار، لذا در این تحقیق، سعی شده این نقیصه تا حدودی برطرف شود و مطالب با نظم و ترتیب منطقی در کنار یکدیگر بیان شوند.
ب) عدم تقسیمبندی درست مطالب یا حداقل تقسیمبندی ناقص. به عنوان مثال: تقریباً در همهی آثار قبلی، دشمنان بدون تقسیمبندی مناسب یا حداقل تقسیمبندی ناقص بیان شدهاند و در برخی آثار، نام هیچ دشمنی را بیان نکرده است برای نمونه در کتاب «دشمنشناسی از دیدگاه قرآن کریم» نوشته رحمت جعفری و حسن دهشیری، هیچ اشارهای به انواع دشمنان از دیدگاه قرآن کریم نشده و همچنین در این کتاب عنوانی از دشمنان(نفس امّاره، شیطان، کفار، یهود و منافقان) که به معرفی آنها بپردازد، نیامده است در دیگر آثار نیز تا حدودی چنین است اما در این تحقیق دشمنان گوناگون از نگاه قرآن کریم در یک تقسیمبندی به سه گروه(دشمنان ایمانی، دشمنان خارجی و دشمنان داخلی) تقسیم شده و آنگاه با استفاده از کتاب معجم المفهرس، آیات مربوط به آنها از قرآن کریم انتخاب شده و با توجه به کتب تفسیری مختلف، نکات تفسیری پیرامون آن نوع دشمن و صفات و ویژگیها و روش دشمنی آنها و همچنین روش مقابله و دفاع در برابر آنها بیان شده است و این در نوع خود، امری نو و جدید میباشد.
ج) در اکثر قریب به اتفاق آثار موجود(ازجمله کتاب دشمنشناسی اثر جعفری، کتاب دشمنشناسی اثر سید کمال حسینی و کتاب دشمنشناسی اثر برهانیان) ذیل هر عنوان یک یا دو آیه آورده شده است و در تفسیر همین آیه نیز، تنها به چند کتاب تفسیری(که در اغلب موارد تنها به دو تفسیر المیزان و تفسیر نمونه)، مراجعه شده است ولی در این تحقیق، در اکثر موارد ذیل عناوین، بیش از سه یا چهار آیه بیان شده و در تفسیر این آیات به تفاسیر مختلف مراجعه شده و نکات تفسیری آنها بیان شده است به گونهای که در این اثر از بیش از چهل کتاب تفسیری اعمّ از فارسی و عربی استفاده شده است علاوه بر اینکه به کتابهای مختلف پیرامون موضوع نیز مراجعه شده است و این خود باعث اتقان مطالب تحقیق میشود و این نیز در نوع خود، امری نو در محتوای تحقیق نسبت به آثار قبلی است.
نگارنده مدعی نیست که تحقیق حاضر عاری از عیب و ایراد است اما نهایت تلاش خود را انجام داده تا حداقل ایراد و اشکال را داشته و جامع مباحث مختلف دشمنشناسی باشد و در حقیقت مقدمهای برای تحقیقات گستردهتر خود و دیگران در این زمینه باشد. بنابراین وجه تمایز این تحقیق با کارهای قبلی در جامع و کامل بودن و تقسیمبندی جدید و مناسب مباحث و مراجعه به منابع بیشتر در این زمینه است.
1-1-6) روش تحقیق:
تحقیق در این پایاننامه به صورت توصیفی-تحلیلی به روش کتابخانهای بوده است. برای انجام این کار ابتدا به شناخت منابع پرداخته و سپس فهرستی از عناوین مختلف از آن استخراج گردیده و با مطالعه آن منابع و جمعآوری مطالب به صورت فیشبرداری و همچنین تحلیل و دستهبندی مطالب، این اثر به رشتهی تحریر درآمده است.
1-1-7) اهداف و کاربردها:
اهداف: هدف از انتخاب و انجام این تحقیق آن است که به معرفی انواع دشمنان و ترفندها و نقشههای آنها و همچنین راه مقابله در برابر ترفندهای آنها از دیدگاه قرآن پرداخته و إن شاء الله گامی در جهت نصرت اسلام و مسلمین باشد.
کاربردها: این تحقیق میتواند مورد استفاده تخصصی برای طالبان علم در قلمرو بحث های دینی قرار گیرد همچنین میتواند مورد استفاده برای مسئولان و افراد مختلف جامعه برای شناختن هرچه بهتر دشمنان و نقشههای شوم آنها و راهکارهای مقابله با آنها باشد.
فصل دوّم
شناخت مؤلفههای دشمن
در این فصل سعی خواهیم کرد که تعاریف و کلیاتی در مفهوم دشمن و دشمنی و معنای ِلغوی و اصطلاحی آن و اهمیّت بحث دشمنشناسی بیان شود و همچنین به بررسی نگرشی به آیات قرآن کریم در زمینهی شناخت دشمنان و بررسی واژگان کلیدی در اینباره میپردازیم.
2-1) معنای لغوی دشمن :
دشمن در لغت فارسی به معنی زشت ذات، زشت خوی؛ این کلمه مرکب است از«دش» به معنی بد و زشت ؛و«من» به معنی نفس و ذات. بنابراین به صورت مرکب می شود: زشت خوی و زشت ذات.
برخی هم گویند: مرکب از «دشت» به معنی بد و زشت و «من» است به معنیِ بدنفس، بددل، زشتطبع است. این واژه به معنی مفرد و جمع بهکار میرود و همچنین به آنکه عداوت میکند به شخص و کسی که ضرر میرساند، دشمن گویند. آن که بد فرد دیگری را خواهان است(آن کس که بدخواه دیگریست).
معادلهای عربی این واژه عبارتند از: العدو , الخصم.
العدو: از ماده «عدو»: به معنای تجاوز کردن از کاری است که حقّش عدم تجاوز از آن میباشد.
العَدْو: تجاوز و درگذشتن از حدّ است که با التیام منافات دارد یعنى با بهبودى بخشیدن و سازگارى دادن میان دو چیز تفاوت دارد. صاحب النهایه و التحقیق فی کلمات القرآن نیز همین معنی را آوردهاند.
با توجه به آنچه که در معنای عدو گفته شد، این واژه در کاربردهای معنایی مختلفی به کار رفته است که میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1- گاهى به اعتبار (قلب و دل) است که آن را «العَدَاوَه و المُعَادَاه» مى‏گویند یعنى: (کینه توزى و دشمنى در دل پنهان داشتن.
2- و زمانى به اعتبار (راه رفتن) گفته مى‏شود: «العَدْو»: دویدن و هروله .
3- گاهى به اعتبار کوتاهى نمودن از عدالت و افساد در معامله گویند:« له‏ العُدْوَان‏ و العَدْو»: در معامله بى‏عدالتى و ظلم و خصومت دارد- گفت: ـ«فَیَسُبُّوا اللَّهَ‏ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ‏ » (بدون آگاهى و علم و از روى جهالت خداى را خصمانه و ظالمانه سبّ مى‏کند).
4- و گاهى به اعتبار مکانهاى آرمیدن و قرار گرفتن است، گفته مى‏شود: له‏ العَدْوَاء: ناآرام و نامطمئنّ است.
مکانٌ ذو عَدْوَاء: جاییکه اجزایش با هم متناسب و قابل استقرار نیست. درباره معنى معادات و دشمنى و کینه پنهانى در دل گفته مى‏شود:
رجلٌ‏ عَدُوٌّ و قومٌ‏ عَدُوٌّ: مرد و قومى کینه توز (که مثل واژه- عدل در جمع و مفرد یکى است) در آیه گفت: «بَعْضُکُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ» (در باره آغاز حیات بشر در زمین است که مى‏گوید بعضى از شما با بعض دیگر دشمن خواهید بود) جمع آن- عِدًى‏ و أَعْدَاء- است گفت: «وَ یَوْمَ یُحْشَرُ أَعْداءُ اللَّهِ‏».
2-2) معنای اصطلاحی دشمن:
دشمن در اصطلاح مفسران به آن کس که ضرر میرساند اطلاق میشود و اصطلاحات هم معنا با آن عبارت است از: حریف، ضد، مخالف، معارض، عدوّ.
(عدوّ): دشمنی که در قلب به انسان عداوت دارد و در ظاهر مطابق آن رفتار میکند «إِنَّ الْکافِرِینَ کانُوا لَکُمْ عَدُوًّا مُبِیناً» و همچنین آیهی«إِنَّ الشَّیْطانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوٌّ مُبِینٌ» .
عدوّ دو گونه است:
1- عداوت به قصد دشمنى و خصومت مثل آیات:
«فَإِنْ کانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَکُمْ‏»و«جَعَلْنا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا مِنَ الْمُجْرِمِینَ‏»
و دشمنى از دیگرى و از غیرجنس خود در آیه: «عَدُوًّا شَیاطِینَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِ‏».
2- دشمنى و عداوتى که از روى قصد نباشد بلکه حالتى به او دست مى‏دهد که اذیّت مى‏شود همانگونه که از دشمنان مورد اذیّت و آزار قرار مى‏گیرد، مثل آیه: «فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِی إِلَّا رَبَّ الْعالَمِینَ‏»و آیه‏اى در باره اولاد که مى‏گوید: «عَدُوًّا لَکُمْ فَاحْذَرُوهُمْ‏».لذا بنابر آنچه گفته شد؛ تعریف دشمن در اسلام به دشمنی بیرونی (کافران ،مشرکان ،منافقین ویهود)ختم نمیگردد و شامل نفس امّاره و شیطان نیز میشود به گونهای که جهاد با نفس را برترین جهاد میخواند، زیرا که در تعریف دشمن گفته شد هر آنچه باعث شود انسان را از راه مستقیم منحرف سازد و موجب عدم اطاعت انسان از خدا شود، دشمن نامیده میشود.
2-3) اهمیّت و ضرورت بحث دشمنشناسی:
اهمیّت و ضرورت بحث پیرامون دشمنشناسی رامیتوان در یک تقسیمبندی در چهار عنوان مطرح نمود:
2-3-1) اهمیّت و ضرورت بحث دشمن شناسی از منظر قرآن کریم:
از ویژگیهای بارز قرآن کریم، جامعیّت و گستردگی بحثهای آن و دربرداشتن کلیّات برنامهی بشری میباشد چنانکه خدا فرموده :«... وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْ‏...»و ما این کتاب را برتو فرستادیم تا بیانی جامع و فراگیر درباره هر چیز باشد.
امام باقر (ع) نیز درباره جامعیّت قرآن فرمودهاند :«إنَّ اللهَ لَم یَدع شَیئاً تَحتاجُ إلیهِ الاُمَّهُ إلی یَومِ القِیامَهِ إلّا اَنزََلَهُ فِی کِتابِهِ وَبَیَّنهُ لِرَسُولِهِ....»:«خداوند تمام آنچه را که امت (اسلام ) تا قیامت بدان نیاز دارند در کتاب خود آورده و برای پیامبرش بیان فرموده است.
نظر به این که قرآن کریم هم جامعیّت دارد و هم جاودانگی، در مییابیم که هیچ موضوع مهمّی در راستای هدایت انسان نیست که در قرآن کریم از آن صحبت نشده باشد به خصوص موضوع مهمی همچون ساختار جامعه اسلامی و عواملی که به طور مثبت یا منفی در ساختار آن مؤثر است. با تأملی دقیق در آیات در خواهیم یافت که تا چه اندازه قرآن کریم نسبت به «شناساندن دشمن» حساسیّت نشان داده است؛ به طوری که بیش از هزار و پانصد آیه از آیات قرآن کریم پیرامون دشمن شناسی است. این آیات، انواع دشمنان مؤمنان و نظام اسلامی، ابزار و شیوههای دشمن و راههای مقابله با آنان را به مسلمانان میآموزد.
از طرفی در فرهنگ اسلامی، دین و سیاست بهگونهای با یکدیگر عجین و آمیخته شدهاند که حتی تصور جدایی میان آنها آسان به نظر نمیرسد اگر چنین نبود اسلام هرگز نمیتوانست با سیاستمداران جهان مقابله کند و تمامی نقشهها و توطئههای آنها را درهم بشکند.

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : elmname.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

لذا با عنایت به جامعیّت و جاودانگی قرآن کریم و این که هیچ موضوع مهمی که نقش اساسی در ساختار جامعهی اسلامی دارد در قرآن کریم از آن فروگذار نشده است و همچنین عجین شدن دین و سیاست در هم در مکتب اسلام ملاحظه میکنیم که این قانون نامهی اساسی تا چه اندازه نسبت به «شناساندن دشمن» حساسیت نشان داده است و بدان مهم پرداخته است. برای درک بهتر این مطلب کافی است نگاهی داشته باشیم به سخنان گرانسنگ امام محمد باقر(ع)، آن جا که فرمود: قرآن بر سه قسمت نازل گردیده که یک سومِ آن، دربارهی ما و دوستان ماست و یک سوم، دربارهی دشمنان ما و دشمنان پیشینیان ما و یک سوم، روشها و امثال است. آیهای که دربارهی قومی نازل شده، اگر با مرگ آن قوم باطل گردد، دیگر از قرآن چیزی نمیماند، حال آنکه قرآن تا بقای آسمانها و زمین باقی است و احکام آن جاری و ساری میباشد و برای هر ملتی آیهای است که آنرا قرائت میکند، خواه آن آیه خیر را بیان کند و خواه شرّرا»
اهمیّت دشمنشناسی در تعالیم اسلامی آنقدر مورد توجه قرارگرفته است که قرآن کریم در آیات متعددی و با تعابیرمختلفی به این موضوع پرداخته است، تا جایی که در قرآن کریم، آیات دشمن‏شناسى بیش از آیاتالاحکام است و از میان یکصد و چهارده سوره‏ى قرآن کریم، در آغاز نُه سوره به مسئله دشمن‏شناسى توجّه شده است؛ سوره‏هاى برائت، احزاب، محمّد، ممتحنه، منافقون، معارج، بیّنه، کافرون و مسد.و از همین رو واژه «عدوّ» و «اعداء» در قرآن حدود28 بار تکرار شده و آیات متعدد، چهره دشمنان اسلام و راههاى مقابله با شیوه‏هاى نفوذ آنان را به خوبى تبیین نموده‏اند این آموزه‏هاى قرآنى هم دشمنان ما را به ما مى‏شناساند و هم شیوه‏هاى مبارزه با آنان را.
قرآن کریم شش گروه از دشمنان را نام برده است: «شیطان و همراهان او»،«نفس امّاره»،«برخی از همسران و فرزندان»، «کفار و مشرکان»، «برخی از اهل کتاب خصوصاً یهودیان» و «منافقین»، که ما این شش دشمن را، در یک تقسیم بندی کلّی به سه گروه تقسیم نموده و مورد بررسی قرار خواهیم داد:
1) دشمن ایمانیدرونی یا پنهان
2) دشمن خارجی
3) دشمن داخلی.
2-3-2) اهمیّت و ضرورت بحث دشمن شناسی از منظر روایات:
در سیره پیامبر (ص) و ائمه اطهار (ع) نیز به دشمن شناسی توجه بسیار شده است . و در میان معصومین (ع)، رفتار حضرت علی(ع) با دشمنان از همه درس آموزتر است. علی (ع) با توجه به شرایط زمانی و شیوه حکومتش با دشمنانی روبه رو بود که پیامبر (ص) و دیگر ائمه (ع) با آن رو به رو نشدند.
2-3-2-1) دشمنشناسی در روایات:
درباره لزوم شناخت دشمن احادیث فراوانی از پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین(علیه السّلام) وجود دارد که به پاره ای از آنها اشاره میکنیم:
پیامبر(ص) درباره ضرورت شناخت دشمن میفرماید: «أَلا وَ اَن أعقل الناس عبد عَرَفَ رَبَّهُ فَأَطَاعَه وَ عَرَفَ عَدوه فَعَصاه»
آگاه باشید، عاقلترین مردم کسی است که خدایش را بشناسد و از او پیروی کند و دشمن را نیز بشناسد و آنگاه نافرمانیش نماید.
نکته جالب در این حدیث آن است که از جملهی نمودار یک انسان پیش رو و آگاه را خداشناسی و دشمن شناسی میداند که نتیجهی خداشناسی تسلیم شدن در برابر خدا و پرستش اوست و نتیجهی دشمن شناسی، نافرمانی از دشمن است.
2-3-2-2) معرفی دشمن یکی از اهداف اساسی معصومین(ع):
پس از رحلت پیامبر(ص)، اسلام واقعی از مسیر اولیهاش منحرف و خلافت از خاندان پیامبر اسلام (ص)گرفته شد، از این رو، از همان ابتدا، امامان شیعه تلاش خود را صرف شناسایی چهره دشمنان اسلام کردند. حضرت علی(علیه السّلام)، امام حسن(علیه السّلام)، امام حسین(علیهم السّلام) و دیگر ائمه (علیه السّلام) تلاشهای زیادی در جهت معرفی دشمن به جامعه مسلمین انجام دادند و مهّمترین رمز پیروزی آنها، به ویژه پیروزی نهضت حسینی در این بود که دشمن را به مردم معرفی کرده بودند.
امام علی (ع) که خود بخش عظیمی از تلاش خویش را در دورهی حکومتش به افشاگری چهرهی دشمنان خود به کار برد در احادیث زیادی به معرفی و شناخت بیشتری پیرامون جایگاه و ضرورت دشمن دشمنشناسی میپردازد از جمله:
1) امام علی (ع) میفرماید: به خدا سوگند! اگر تنها با دشمنان روبرو شوم، در حالى که آنان تمام روى زمین را پر کرده باشند، نه باکى داشته و نه مى‏هراسم. من به گمراهى آنان و هدایت خود که بر آن استوارم، آگاهم و از طرف پروردگارم به یقین رسیده‏ام و همانا من براى ملاقات پروردگار مشتاق و به پاداش او امیدوارم. لکن از این اندوهناکم که بى‏خردان و تبهکاران این امّت، حکومت را به دست آورند، آنگاه مال خدا را دست به دست بگردانند و بندگان او را به بردگى کشند، با نیکوکاران در جنگ و با فاسقان همراه باشند، زیرا از آنان کسى در میان شماست که شراب نوشید و حد بر او جارى شد و کسى که اسلام را نپذیرفت امّا به ناحق بخشش‏هایى به او عطا گردید. اگراینگونه حوادث نبود شما را بر نمى‏انگیختم و سرزنشتان نمى‏کردم و شما را به گرد آورى تشویق نمى‏کردم و آنگاه که سرباز مى‏زدید رهاتان مى‏کردم. آیا نمى‏بینید که مرزهاى شما را تصرّف کردند؟ و شهرها را گشودند؟ و دستاوردهاى شما را غارت کردند؟ و در میان شهرهاى شما آتش جنگ را برافروختند؟ براى جهاد با دشمنان کوچ کنید، خدا شما را رحمت کند، در خانه‏هاى خود نمانید، که به ستم گرفتار و به خوارى دچار خواهید شد و بهره زندگى شما از همه پست‏تر خواهد بود و همانا برادر جنگ، بیدارى و هوشیارى است، هر آن کس که به خواب رود، دشمن او نخواهد خوابید!
2) همچنین امام میفرماید: هر کس نسبت به دشمن خود بخوابد (ونسبت به دشمن بیتفاوت باشد) مکرها و حیلهها بیدارش میکند.
3) امام در کلام دیگری لزوم قطع ارتباط با دشمن را اینگونه بیان میکند:« از دشمنان ِخدا جدایی کنید و با اولیا خدا پیوند نمایید.
4) امام درسخن دیگر لزوم آمادگی و قدرت در برابر دشمن را بیان می کند:« قبل از قدرت، با دشمن جنگ و ستیز منما».یعنی نخست باید نیرو تهیه کرد آنگاه جنگید.
5) امام علی(ع) میفرماید:«هیچ دشمنی را کوچک مشمارید؛ هرچند، ضعیف و ناتوان باشد زیرا دشمن همیشه در فکر تجاوز است و به همین جهت او را دشمن نامیدند».
6) امام عسکری «ع» میفرماید: اضعف الأعداء کیدا، من أظهر عداوته: کم‏حیله‏ترین دشمنان آن است که دشمنى خود را آشکار کند.
7) الامام الصادق «ع»: ثلاث من علامات المؤمن: علمه باللَّه، و من یحبّ، و من یبغض.
امام صادق «ع»: سه چیز از نشانه‏هاى مؤمن است: علم و یقین او درباره خدا و اینکه چه کس را دوست مى‏دارد و از چه کس بیزار است‏.
2-3-3) اهمیّت و ضرورت بحث دشمن شناسی از منظر عقل:
از محوریترین مسایل دفاعی کشور، دشمن شناسی است. با شناخت دشمن میتوان احتمال پیروزی و یا شکست را مشخص کرد لذا شناخت دشمن نقش مهم و اساسی در رویارویی انسان با دشمنان دارد، زیرا که، اگر توان انسان در رویارویی بسیار باشد ولی اطلاعات کافی را در دست نداشته باشد شکست خواهد خورد، هر موجود زنده ای دشمن دارد و به میزان گستردگی وجود خود با دشمن بیشتری رو به رو است. نگاه درس آموز و عبرت پذیر هر یک از مسلمانان به ویژه متولیان امور به گذشته تاریخ و نیز حوادث امروز جامعه، بینش و بصیرتی فراهم میکند تا در کنار سلسله مباحث شایسته اعتقادی، اخلاقی، فقهی و...، برخی از گفتارهای پویا و بنیادین با جایگاه ویژه در آموزههای معارف را نیز مطرح کنیم و مخاطبان خود را با ریشههای حوادث چهارده قرن اخیر و شیوههای دشمنان در تمامی زمانها و وظیفههای دین باوران در همهی عرصهها آشنا سازیم و راهی روشن برابر آنها بگشاییم. دشمن شناسی گفتاری است از این دست که پرداخت جامع و عالمانه به آن در این زمان ضرورتی صد چندان یافته است.
به طور کلّی ضرورت شناخت دشمن از دیدگاه عقل را میتوان در موارد زیر بیان کرد: الف) انحراف خواستههای به حق فکری انسان: اگر آدمی در تشخیص دوست و دشمن دچار اشتباه شود و دشمن خود را دوست خود کند، خواستههای اصیل فطری بیپاسخ مانده، بلکه به انحراف و کژروی کشیده میشوند و بدیهی است چنین شخصی دچار چه زیانهای روحی و روانی خواهد گشت.
ب) سقوط در رذایل: همانطور که انسان از دوست خود متأثر میشود و متقابلاً صفات و خصیصههای او به دوستش سرایت می کند، دوستی با دشمن یا دشمن را دوست پنداشتن موجب میشود رذایل و اوصاف زشتی که بر روح و جان دشمن حاکم است در انسان رسوخ کند و به جای آنکه به درجاتی برتر از فرشتگان صعود کند، به پستترین مرتبهی بهایم نزول یابد، آری شناخت دشمن اصلی بایسته ضروری است.
ج) آمادگی برای عکس العمل: با شناسایی دشمن میتوان آمادگی لازم را برای رویارویی با او کسب نمود و به مکر و کید او آگاه گشت و به مقتضای حرکت ضد انسانی او، واکنش نشان داد.
د) مصلحت جامعه و دشمنان: شناخت دشمن نه تنها به مصلحت افراد است بلکه به مصلحت جامعه نیز هست و از طرفی دوستی نکردن با دشمنان به معنای طرد آنها از جامعه است و از آنجا که انسان به طور فطری به اجتماع وگروه گرایش دارد، ممکن است مطرود شدن از جامعه، باعث تنبّه آنها گردد و از راه خلاف، کژ اندیشی و کج روی بازشان دارد، به این ترتیب شناخت دشمن هم به مصلحت جامعه است و هم به مصلحت خود آنها، چرا که هدف از شناسایی آنها در نهایت، اصلاح وتربیت ایشان است.
و همچنین از آنجا که جامعه از افراد و اقوامى تشکیل شده است که داراى طبایع و افکار مختلف هستند. اگر برخى از آنها بر اساس سنّتى که حافظ منافعشان باشد به دور یکدیگر جمع شوند و اجتماعى را تشکیل دهند به طور طبیعى اجتماع دیگرى علیه منافع آنان تشکیل خواهد شد و دیرى نمى‏پاید که کارشان به نزاع و درگیرى خواهد کشید.
از طرفى مى‏بینیم که در انسان قوایى چون غضب و شدّت وجود دارد که جز در مواقع دفاع به کار نمى‏آید و این خود دلیل بر آن است که وقوع جنگ و درگیرى امرى اجتناب‏ناپذیر است.
وجود دشمن توهّم نیست و انسانِ معتقد، با دشمنانى چون شیطان و نفس امّاره در درون و کافران، منافقان و محاربان و ...در بیرون مواجه است.
بدیهى است که تنها با یارى از خداوند و با آشنایى بیشتر با کتاب آسمانى قرآن کریم، دشمنان خود و جامعه خود را خواهیم شناخت و با آنها مقابله خواهیم کرد.
یکی از اساسیترین شرایط موفقیّت یک فرد یا جامعه در تمامی عرصههای شناخت دشمن است. هرگاه آدمی در پهنهی طبیعی دشمن را شناخت و در دفع آن کوشید، به موفقیّت دست یافته است، ولی همین انسان از دشمن ناشناختهی خود ضربههای فراوانی خورده است. به عنوان نمونه، انسان از زمانی که دشمن به نام میکروب را شناخت، به آسانی توانست در پی دفع آن برآید، اما چون نتوانسته است سرطان را بشناسد، هر روز قربانیهای فراوان میدهد.
در فضای مسایل سیاسی و اجتماعی نیز شناخت دشمن نقش مهم و کلیدی دارد. زیرا تا زمانی که به طرز تفکر و میزان توانایی و... دشمن معرفت نباشد هرگز موفقیّتی در کار زار با وی بدست نمیآید . درعرصهی نظامی نیز همچنین است در فضای معنویّت نیز شناخت دشمن خانهزاد به نام نفس امّاره و همکار خارجیاش، شیطان وسوسهگر نیز یک امر ضروری است، بدون شناخت آنها تن دادن به ذلت نفس و سقوط از مقام انسانیّت است.
بنابراین شناخت دشمن و مبارزه با آن از اموری است که تمام عقلا اعم از خداپرست و غیرِ خداپرست در ضرورت آن اتفاق نظر دارند.
2-3-4) اهمیّت وضرورت بحث دشمن شناسی در سخن بزرگان:
شناختن دشمن برای اقشار مختلف مردم و مسؤولین و به خصوص جوانان، از همه(چیز)مهمتر است دشمن سعی میکند خود را دوست جلوه بدهد و شعارهای ملتها را عوض کند کما اینکه شعار ضدیّت با صهیونیسم را در میان بعضی از دولتمردان عرب، تبدیل به یک شعار انحرافی کردند. یکی از کارهایشان تبدیل کردن شعارهاست. ملت و دولتی تسلیم میشود که دشمن را درست نشناسد یا دچار فساد و بدبختی باشد، اگر دشمن شناسی باشد آن وقت شعارها، شعار های روشن وآگاهانهایی خواهد بود و آنچه که دشمن میخواهد به فضل پروردگار آنرا درمیان ملت ایران به دست نمی آورد.
بنابراین دشمن شناسی، گفتاری است که پرداخت جامع و عالمانه به آن در این زمان ضرورتی صد چندان یافته است زیرا که با تأسیس حکومت اسلامی در ایران به رهبری یک عالم شیعی، تمام مستکبران، به طور کلّی اسلام را و به ویژه تشیّع را به عنوان خطری جدّی برای خود احساس کردند آنان دریافتند که با صدور انقلاب و تفکر اسلام ناب به دیگر کشورها، به یقین منافع آنها به خطر می افتد از این رو، آنها در صدد دشمنی بر میآیند که آمدند. لذا شایسته و ضروری است که با شناخت ترفندها و نیرنگهای دشمنان به دفاع از حریم مقدس قرآن کریم و احکام دین و شریعت و انقلاب اسلامی پرداخته و دین خود را اداء کنیم.
2-4. نگرشی به آیات قرآن کریم در زمینهی شناخت دشمنان:
در بحث «دشمنشناسی در قرآن» به جایگاه شناختِ دشمن در قرآن پرداخته میشود و طی این شناخت به واژگانی برخورد میکنیم که شناخت دشمن را برای ما بهتر و راحتتر مینماید. در این نوشتار، بیان خواهیم کرد که اصل مطرح شده در قرآن در خصوص برخورد با دشمنان، یک اصل همیشگی و دائمی است و در تمام ادوار قابل استفاده است. در قرآن به انواع دشمنان و در واقع به مراتب دشمنی اشاره شده است. از این رو، هر دسته از دشمنان دارای خصوصیّاتی منحصر به فرد می باشند و راهکارهای مبارزه مختص به خود دارند. پس برای مبارزه با آنها باید سیاستهای اصولی خاصی را به کار گرفت و دچار افراط و تفریط نگردیم و تنها براساس موازین الهی عمل نماییم.
واژگان کلیدی:
آیههایی از قرآن کریم بیانگر توجه ویژه قرآن پیرامون دشمنشناسی است نمونههایی از آن را در اینجا یادآور میشویم:
2-4-1.کید:«الکید: صیاح الغراب بجهد. و الکید. إخراج الزند النار. و الکید: التدبیر بباطل أو حقّ. و الکید: الحرب»:کید یعنی فریاد کلاغ به بلندی و یعنى چوب آتش زنه آتشش که کم و کند است. و تدبیر به باطل یا حق و کید به معنی جنگ.
کید عبارت است از حیله، نیرنگ، فریب دادن و نیز کوشش کردن است.کید نوعی حیله و چاره جویی است که بر دو گونهی نکوهیده و پسندیده میباشد، هر چند استعمال آن در مذموم بیشتر است.
صاحب مجمع البحرین در معنی کاد مینویسد: «کاد یعنی نسبت به او نیرنگ کرد. و کائد به فردی، زمانی اطلاق میگردد که نسبت به کسی با نیرنگ، عملی را انجام دهد و او را در ضرر و زیان قرار دهد».
کید: «کاری است که فردی با رفیقش از راه حیله انجام می دهد تا او را در مکروه و ناملایمی افکند».
کید:« درخواست چیزى از دیگرى با نارضایتى و کراهت او، چنانچه زلیخا کارى را از یوسف میخواست که حاضر بدان نبود و از آن امتناع داشت». کید: «نقشه کشیدن در پنهان براى ضرر زدن به دیگرى» .
و کید: عبارت است از مکر شدید و مکر با سه قید محقّق گردد: فکر و تدبیر و عمل و حرکت و برنامه إضرار بر دیگرى.
2-4-1-1) بررسی آیات «کید»:
2-4-1-1-1) إِنَّهُمْ یَکِیدُونَ کَیْداًًوَ أَکِیدُ کَیْداً، فَمَهِّلِ الْکافِرِینَ أَمْهِلْهُمْ رُوَیْداً : ضمیر «اِنَّهُم» راجع به کافران و معارضان با قرآن و حکومت آنست. کید، نقشه و ساخت و سازهاى پنهان براى غافلگیرى است. دو فعل مضارع «یکیدون. اکید» اشعار به استمرار و همیشگى بودن این دوگونه کید دارد. کیداً، دلالت بر نوعى کید می نماید که متناسب با کید کننده است: دامها و کیدهاى کافران و منافقان بافته رشته‏هاى اوهام و ناشى از اندیشه‏هاى شیطانى و قدرت هاى محدود و در میان کوره راههاى تاریک و گمراهى است: «وَ ما کَیْدُ الْکافِرِینَ إِلَّا فِی ضَلالٍ». کید خداوند حکیم و قاهر در طریق هدایت و نور و بر مبناى حکمت و ناشى از قدرت پایدار و نظام و سنن عالم و اجتماع است: «إِنَّ کَیْدِی مَتِینٌ».
إِنَّهُمْ یَکِیدُونَ کَیْداً: دشمنان پیوسته مکر وحیله می کنند. نکتهی قابل توجه در این آیه، آن است که کلمه «یکیدون» به صیغه فعل مضارع بیانگر دوام و استمرار تؤطئههای دشمنان است. که باترفندها و القای شبههها و ایراد افکنی، مردم را برای مبارزه کردن با قرآن فرا میخوانند.
خداوند در این آیه براى تسلّى خاطر پیامبر(صلّى اللّه علیه و آله) و مؤمنان از یک سو و تهدید دشمنان اسلام از سوى دیگر مى‏افزاید: «آنها پیوسته حیله مى‏کنند» و نقشه‏ها مى‏ریزند (انّهم یَکیدون کَیداً)
صاحب تفسیر نوین در ذیل آیهی 15، سورهی طارق چنین می نویسد: «کتب لغت «کید» را چنین معنى کرده‏اند: حیله و مکر- خدعه- خبث- جنگ- بدخواهى یعنى قطعاً مشرکان مکه سخت چاره جوئى- فریبکارى- نیرنگسازى- پلیدى و بدذاتى و بدخواهى و بالاخره جنگ و ستیز میکنند تا جلو نفوذ قرآن و تأثیر دعوت تو را بگیرند. آرى آنها نقشه‏ها کشیدند تدبیرها کردند، کوششها نمودند تا اسلام پیشرفت نکند نسبت سحر و کهانت، شاعرى و جنون به حضرتش دادند، تطمیعش کردند که اگر زن زیبا، پول و ثروت یا ریاست و مقام میخواهى همه را به بهترین وجه برایت فراهم میکنیم گروندگان را آزردند، شکنجه دادند و کشتند پیمان نامه امضاء کردند که کسى با پیغمبر و کسانش، معامله و معاشرت و ازدواج و مراوده نکند. وقتى از هیچکدام از این کارها نتیجه نگرفتند تصمیم به کشتنش در دار الندوه گرفتند. آنهم عملى نشد».
صاحب «اطیبالبیان» در تفسیرش ذیل این آیه، چنین مینویسد: «مفسرین نظر به این که کید و مکر از صفات خبیثه است و ساحت قدس ربوبى منزه است لذا کید و مکر را حمل بر عقوبت و عذاب کردند یعنى عذاب من سخت است، لکن کید و مکرى که از صفات رذیله شمرده شده با مؤمنین است و اما با کفار بهخصوص در مقام عقوبت از صفات بارزه است چنانچه گفتند امیر المؤمنین (علیه السّلام) در جنگ با عمرو ابن عبدود بعد از ضربتى که بر فرق على(علیه السّلام) آمد فرمود با این شجاعتت کمک از براى تو میآید، برگشت ببیند کیست به کمک آن آمده حضرت ضربتى بر ران آن ملعون زد که در غلطید و روى زمین افتاد و همچنین حضرت قاسم (علیه السّلام) در مقابل ازرق شامى فرمود: بند رکاب اسبت را ببند خم شد ضربتى بر کمر او زد دو نیم شد بنابراین کید و مکر الهى اینست که معامله‏اى با کفار میکند که بر حسب ظاهر آنها را خوش آید مثل اقبال دنیا از سلطنت و ریاست و جاه و مقام و مکنت و دولت ولى در حقیقت عین عقوبت است لذا میفرماید:« وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماکِرِینَ» و نیز میفرماید:« إِنَّهُمْ یَکِیدُونَ کَیْداً وَ أَکِیدُ کَیْداً فَمَهِّلِ الْکافِرِینَ أَمْهِلْهُمْ رُوَیْداً » ، که تفریع میفرماید بر کید خود که اى پیغمبر من آنها را مهلت ده من آنها را مهلت دادم تا زمان عقوبت و البته کید خدا محکم است و مکر او شدید».
2-4-1-1-2) انَّ کَیْدَ الشَّیْطانِ کانَ ضَعِیفاً: یعنى مکر و سیاست شیطان همیشه محکوم به شکست و خذلان است. نیرنگ شیطان در همه حال و در همه وقت، ضعیف است و چنین نیست که گاهى ضعیف باشد و گاهى ضعیف نباشد. آوردن «کان» در جمله نیز براى تاکید همین معنى است. اما کید خداوند حکیم و قاهر در طریق هدایت و نور و بر مبناى حکمت و ناشى از قدرت پایدار و نظام و سنن عالم و اجتماع است: «إِنَّ کَیْدِی مَتِینٌ» قرآن که خود قول حق و فصل است، مظهرى از نقشه حقّ و کید حکیمانه خداوند مى‏باشد که مانند اژدهاى موسى کیدهاى ساحران و افسونگران را باطل مى‏نماید و بر طبق نظام و سنن خداوند پیش مى‏رود.
قتاده و مجاهد گویند: یعنى نیروى خداوند سخت است. حسن گوید: یعنى غضب خداوند سخت است. زجاج گوید: یعنى قدرت و عذاب خداوند سخت است. جبائى گوید: یعنى کید و مکر خداوند نسبت بهکفار شدید است.
نکته جالب: اگر گفته شود: چگونه خدا در این آیه می فرماید: (إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطانِ کانَ ضَعِیفاً)و در آیه 28 سوره یوسف، درباره کید و مکر زنان میفرماید: (إِنَّ کَیْدَکُنَّ عَظِیمٌ) یعنى حتماً کید و مکر شما زنان بزرگ است. در صورتى که کید و مکر شیطان از مکر زنان بزرگتر است؟جواب میگوئیم: کید و مکرى که آیه مورد بحث میگوید: در مقابل کید و قدرت خدا است. و تردیدى نیست که قدرت خدا مافوق هر قدرت و مکرى است. ولى کید و مکرى که در آیه 28 سوره یوسف راجع به زنان میگوید در مقابل کید و مکر مردان میباشد.
2-4-2) مکر:
واژهی«مکر» که در قرآن با مشتقاتش 43 بار به کار رفته به معنی خدعه و نیرنگ در خفا و نیرنگ پنهانی است. هرگاه کسی را با حیله بازی از هدفش باز دارند، مکر گفته میشود.
راغب اصفهانی در معنی مکر مینویسد:«المَکْرُ: صرف الغیر عمّا یقصده بحیله و ذلک ضربان: مکر محمود، و ذلک أن یتحرّى بذلک فعل جمیل و على ذلک قال: وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماکِرِینَ‏* [آل عمران/ 54]. و مذموم و هو أن یتحرّى به فعل قبیح، قال تعالى: وَ لا یَحِیقُ الْمَکْرُ السَّیِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ‏ [فاطر/ 43]، وَ إِذْ یَمْکُرُ بِکَ الَّذِینَ کَفَرُوا [الأنفال/ 30]، فَانْظُرْ کَیْفَ کانَ عاقِبَهُ مَکْرِهِمْ‏ [النمل/ 51]. و قال فی الأمرین: وَ مَکَرُوا مَکْراً وَ مَکَرْنا مَکْراً [النمل/ 50] و قال بعضهم: من مکر اللّه إمهال العبد و تمکینه من أعراض الدّنیا، و لذلک قال أمیر المؤمنین رضی اللّه عنه: من وسّع علیه دنیاه و لم یعلم أنّه‏ مُکِرَ به فهو مخدوع عن عقله»‏.
یعنی: مَکْر یعنى با حیله و نیرنگ کسى را از مقصدش دور کنند و برگردانند که دو گونه است: مکر پسندیده که به وسیله آن قصد کار خوبى بشود در این معنى گفت: وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماکِرِینَ‏.
و مکر و حیله مذموم و ناپسند که کسى کار زشتى را قصد کند.«وَ لا یَحِیقُ‏ الْمَکْرُ السَّیِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ» و «وَ إِذْ یَمْکُرُ بِکَ الَّذِینَ کَفَرُوا» و «فَانْظُرْ کَیْفَ کانَ عاقِبَهُ مَکْرِهِمْ‏».اما در مورد حیله خوب و بد آیه: وَ مَکَرُوا مَکْراً وَ مَکَرْنا مَکْراً. بعضى گفته‏اند، مکرى که از سوى خدا براى کار نیک است همان مهلت دادن به بنده است تا از امور دنیائى و متاع دنیوى بهره‏مند شده و تمکین یابد و جزایش را ببیند. از این جهت على (علیه السّلام) فرمود: «من وسع علیه دنیاه و لم یعلم انّه مکر به فهو مخدوع عن عقله» :یعنى کسى که دنیا برایش توسعه داشت و نفهمید که بدست آوردن افزون بر نیاز از متاع دنیا براى او فریبى است که گرفتار نیرنگش شد و براى کار نیک‏ چنین وضعى دارد نه پرداختن به اعمال قبیح چنین کسى عقلش او را فریب داده کم خرد است.
صاحب قاموس ذیل واژهی «مکر» چنین مینویسد: «مکر: تدبیر. اعمّ از آن که در کار بد باشد و یا در کار خوب. در مفردات و اقرب الموارد میگوید: مکر آنست که شخص را به حیله‏اى از مقصودش منصرف کنى و آن دو نوع است محمود و مذموم. محمود آنست که از آن کار خوبى مراد باشد و مذموم به عکس است. در المنار گفته: مکر در اصل تدبیر مخفى است که مکر شده را به آنچه گمان نمیکرد، میکشد و اغلب در تدبیر بدکار میرود». اینکه در قاموس گفته: المکر: الخدیعه و در صحاح آمده: المکر: الاحتیال و الخدیعه. هر دو معنى غالب را در نظر گرفته‏اند. بنابر قول اقرب، مفردات، مجمع و المنار مکر اعمّ و شامل تدبیر خوب و بد هر دو است. مؤیّد این سخن قول خداوند است که فرموده: اسْتِکْباراً فِی الْأَرْضِ وَ مَکْرَ السَّیِّئِ وَ لا یَحِیقُ الْمَکْرُ السَّیِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ‏. وصف «السّیّئ» میرساند که مکر فى نفسه گاهى سیّئ است و گاهى حسن ایضاً آیات‏: فَوَقاهُ اللَّهُ سَیِّئاتِ ما مَکَرُوا. و هم چنین آیه ی :أَ فَأَمِنَ الَّذِینَ مَکَرُوا السَّیِّئاتِ أَنْ یَخْسِفَ اللَّهُ بِهِمُ الْأَرْضَ‏.
احمد مصطفی مراغی در تفسیرش مکر را اینگونه معنی کرده است: «مکر در اصل، تدبیر مخفی است که مکر شده را نسبت به آنچه که گمان نمیکرد می کشاند و غالباً در تدبیر بد و ناپسند به کار میرود».
2-4-2-1) نکاتی در مورد واژه مکر:
2-4-2-1-1) در بسیارى از آیات آنگاه که نسبت مکر به خدا داده شده مکر در مرتبه ثانى است یعنى اوّل مکر بدکاران در مقابل دین حق و دستور خداوند است سپس مکر خدا و آن دو جور است مجازات و غیر آن مثلاً در آیه:‏ وَ یَمْکُرُونَ وَ یَمْکُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماکِرِینَ‏. مراد از «یَمْکُرُونَ» حیله و تدبیر مشرکین است که میخواستند حضرت رسول (صلّى اللّه علیه و آله) را بکشند یا زندانى کنند و یا تبعید نمایند و مراد از «یَمْکُرُ اللَّهُ» همان تدبیر خداوند است که آن حضرت را مأمور به هجرت نمود.
ایضاً در آیه‏: وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماکِرِینَ‏. که مراد از مکر اول حیله یهود است درباره کشتن عیسى (علیه السّلام ) و منظور از مکر اللّه نجات دادن عیسى (علیه السّلام ) از دست آنها است. ولى در آیاتى نظیر: وَ مَکَرُوا مَکْراً وَ مَکَرْنا مَکْراً وَ هُمْ لا یَشْعُرُونَ. فَانْظُرْ کَیْفَ کانَ عاقِبَهُ مَکْرِهِمْ أَنَّا دَمَّرْناهُمْ وَ قَوْمَهُمْ أَجْمَعِینَ‏. منظور از مکر اوّل طفره زدن و انحراف کفّار است از پیروى حضرت صالح (علیه السّلام) و غرض از مکر دوّم هلاکت و عذاب آنهاست که همگى از بین رفتند و مکر خدا نتیجه طبیعى مکر آنها بود چنانکه فرموده: «فَانْظُرْ کَیْفَ کانَ عاقِبَهُ مَکْرِهِمْ أَنَّا دَمَّرْناهُمْ وَ قَوْمَهُمْ» و نیز روشن میکند که مکر خدا همان «دمرنا» است. ایضاً: إِذا لَهُمْ مَکْرٌ فِی آیاتِنا قُلِ اللَّهُ أَسْرَعُ مَکْراً .
2-4-2-1-2) در اینگونه آیات نسبت مکر بهخدا اشکالى ندارد که مکر خدا همان تدبیر خدا و تقدیراتى است که به حرمان و عذاب بدکاران میشود و آن در مرتبه ثانى از خدا ممدوح است که مقتضاى عدالت جز آن نیست وگرنه بد کار و نیکو کار از هم شناخته نمیشوند پس آن مکر ممدوح است زیرا که عدالت است‏: «أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ اجْتَرَحُوا السَّیِّئاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ کَالَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ».‏

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *