منبع علمی مقاله –245

3. بازیدیوسپور: اسپورهایی که در نتیجه کاریوگامی و میوز در خارج بازیدیوم تشکیل می‌گردند.(89)
1-1-6- تاکسونومی و طبقه‌بندی قارچ‌ها‌:برحسب سیستم‌های ژنتیکی، آنها را در گروههای جنس، خانواده، راسته، رده، شاخه و سلسله طبقه‌بندی می‌نمایند. تقسیمات کوچکتر آن یعنی واریته‌ها، براساس اشکال یا نژادهای فیزیولوژیک صورت می‌گیرند. اما قارچهای مهم از لحاظ کلینیکی را در چهار شاخه طبقه‌بندی می‌کنند که این براساس نوع اسپورهای آنها در تولیدمثل جنسی می‌باشد:
1. زیگومیکوتا 2. آسکومیکوتا 3. بازیدیومیکوتا 4. دئوترومیکوتا(86)
1-1-7- عوامل بیماریزایی قارچ‌ها:این عوامل را به صورت زیر می‌توان طبقه‌بندی کرد:
1. ترکیبات و اجزاء پیکره ارگانیسم، آنتی‌ ژنتیک بودن ترکیبات سازنده دیواره ارگانیسم، ضخامت جداره، شارژ الکتریکی سطحی و ساختمان بیوشیمیایی دیواره
2. توانایی سنتز و ترشح آنزیمهای تخریب کننده بافتی
3. مقادیر کافی ارگانیسم
4. قابلیت تغییر شکل
5. تماس با عامل بیماریزا و اپیدمیولوژی
6. سموم قارچی
7. تغذیه و سن میکروارگانیسم
8. عوامل محیطی نظیر درجه حرارت، رطوبت، وضع غذایی، تابش آفتاب
9. نحوه ورود میکروارگانیسم به داخل بدن
10. قابلیت از دست دادن دیواره سلولی و تبدیل شدن به پروتوپلاست.
11. قابلیت تبدیل شدن از حالت ساپروفیت به بیماریزا
12. ژنتیک
13. قابلیت اشغال فضا و وارد آوردن فشار به بافتهای مجاور(86)
عوامل حساس‌کننده:حساسیت افراد نسبت به عفونت درماتوفیتی متفاوت بوده و سن و جنس در حساسیت افراد مؤثرند، بطوریکه کچلی سر بیشتر در بچه‌ها و به ندرت پس از بلوغ در زنها دیده می‌شود و در مردان مشاهده نمی‌شود. همچنین انواع دیگر کچلی را نیز غالباً در بزرگسالان می‌توان دید. دلیل مشاهدات فوق عموماً وجود هورمون‌های جنسی و تأثیر آنها بر بیماری است. (86)
1-1-8- مکانیسم مقاومت میزبان در مقابل عفونتهای قارچی:مکانیسم‌هایی که در دفاع میزبان در مقابل عفونتهای قارچی دخالت دارند، به دفاع موضعی مانند پوست و غشاء مخاطی و همچنین دفاع سیستمیک مانند سیستم آماسی غیراختصاصی و سیستم ایمنی اختصاصی تقسیم می‌شوند.
در صورت مواجهه سلولهای لنفوئیدی میزبان با سلولهای قارچی و یا متابولیت‌های آنها، شاهد تحریک سیستم ایمنی و پاسخ ایمونولوژیک خواهیم بود که این به نوع ترکیب شیمیایی، آنتی‌ژن‌ها، نحوه عرضه آنها و همچنین به نحوه پاسخ سلولهای لنفوئیدی میزبان بستگی دارد.
ضمناً مکانیسم‌هایی که در سیستم دفاع غیراختصاصی میزبان علیه درماتوفیتوزیس وارد عمل می‌شوند عبارتنداز:
1. مهارکننده 2 ماکروگلوبولین کراتیناز: که با مهار آنزیم کراتیناز، از رشد درماتوفیتها جلوگیری می‌کند.
2. کمپلمان: بوسیله کمپلکس Ag-Ab از مسیر کلاسیک و توسط پلی ساکاریدهای دیواره سلولی ارگانیسم، از مسیر آلترناتیو فعال می‌شودو نقش مؤثری در مهار رشد درماتوفیتها دارد.
3. ترانسفرین غیراشباع: که هر چه در محیط بیشتر باشد آهن بیشتری به آن باند شده و در نتیجه درماتوفیتهایی مثل ترایکوفایتونمنتاگروفایتیس که جهت رشد خود به آهن نیاز دارد، در دسترس خود آهن کمتری خواهد داشت و در نتیجه رشدش متوقف می‌شود.
4. ریزش لایه سطحی پوست (Superficial turn over): نقش مهمی در کنترل درماتوفیتها دارد، چرا که با این مکانیسم‌ قارچهای سطحی، خارج شده و مقدار آنها کم می‌شود.
وجود فاکتورهای زمینه‌ای و مستعدکننده در فرد در مورد درماتوفیتها مهم است مثلاً در ضعف سیستم ایمنی، درماتوفیتها به صورت عامل فرصت‌طلب عمل کرده و در فرد، بیماری سیستمیک می‌دهند. (85)
عوامل ژنتیکی نیز می توانند درمورد درماتوفیتوزیس موثر باشند همان طور که عفونت های ناشی از درماتوفیت ترایکوفایتون منتاگروفایتس در افرادی که گروه خونی A دارند بیشتر دیده میشوند.(85)
1-2- قارچ شناسی پزشکی:برخلاف قارچهای گیاهی که بیماریهای بسیار متنوعی را به وجود می‌آورند، قارچهای انسانی و حیوانی بیماریهاینسبتاً کمی را تولید می‌کنند. ولی با توجه به رشد آنها در دمای بدن انسان و حیوان و نیز توانایی آنها در فائق آمدن بر دفاع ایمنی میزبان، این گروه را از قارچ‌های گیاهی و ساپروفیت‌ها کاملاً متمایز نموده است.
تاکنون متجاوز از 000/100 گونه قارچی شناخته شده که حدود 200 تای آنها به عنوان بیماریزا در انسان و حیوان تشخیص داده شده‌اند. (89)
1-2-1- تقسیم‌بندی عفونتهای قارچی از نظر پزشکی:عفونت‌های قارچی سطحی (Superficial Mycoses): در این قبیل بیماریها چون ارگانیسم از بافت زنده دور می‌باشد، میزبان فاقد هر نوع واکنش سلولی و یا عارضه بوده و با واکنش مختصر میزبان همراه است. در تهاجم به مو منحصراً به قسمتهای سطحی مو آسیب وارد می‌شود و در تهاجم به پوست، ارگانیسم‌ در لایه شاخی Stratum corneum جایگزین شده و آسیب در بافت ناچیز است و بیشتر از نظر زیبایی مورد توجه می‌باشد.
عفونت با مخمر چربی دوست Malassezia furfur بهترین مثال از عفونتهای قارچی سطحی است.(89)
عفونتهای قارچی جلدی (Cutaneous Mycoses): در این عفونتها، پوست و ضمایم آن، مو و ناخن درگیر می‌شوند. عفونت معمولاً محدود به لایه‌های غیرزنده و شاخی پوست می‌شود و تغییرات پاتولوژیک در میزبان، غالباً به دلیل وجود عامل عفونت و فرآورده‌های متابولیکی آن می‌باشد.
اغلب این عفونتها توسط گروهی از قارچهای کراتینوفیلیک که درماتوفیت نام دارند ایجاد می‌شوند و این عفونتها را درماتوفیتوزیس یا کچلی می‌نامند که در تمام دنیا انتشار دارد.
علاوه بر درماتوفیتها، تعداد زیادی از مخمرها و کپکهای ساکن خاک باعث ایجاد عفونتهای قارچی جلدی می‌شوند که بیماری حاصله را درماتومیکوزیس می‌نامند.(89)
عفونتهای قارچی زیرجلدی(Subcutaneous Mycoses): این عفونتها، شامل انواع مختلفی از عفونتهای قارچی بوده که با توسعه و پیشرفت ضایعه در محل تلقیح، مشخص می‌شوند. این عفونتها در نتیجه ضربات مکانیکی وارده بر پوست ایجاد می‌شوند. به طور کلی بیماری حاصله به طور موضعی باقی مانده و یا پیشرفت بسیار کندی را به بافتهای اطراف خواهد داشت.(89).در برخی عفونت ها مانند اسپوروتریکوزیس پیشرفت کند عفونت از طریق کانال های لنفاوی دیده میشود در صورتی که در مورد برخی عفونت ها همانند کروموبلاستومایکوزیس انتشار بیماری از طریق خون و یا لنف به ندرت گزارش شده است.(89)
عفونتهای قارچی احشایی (Sys--ic Mycoses): این قبیل عفونتها اغلب از طریق استنشاق کنیدیهای قارچ و جایگزینی در شش‌ها به وجود می‌آیند. گاه با انتشار از این ناحیه و از راه خون، سایر اندام‌های بدن نیز گرفتار شده و منجر به مرگ میزبان می‌شود. این عفونت‌ها با دور شدن از ریه اساساً غیرقابل تشخیص می‌باشند مگر اینکه در نقاطی همانند پوست یا سیستم عصبی جایگزین شوند. در این نوع بیماریها، ضایعات جلدی و یا زیرجلدی نیز دیده می‌شود. عفونتهای احشایی خود به دو گروه مشخص تقسیم شده‌اند:
گروه اول توسط قارچهای بیماریزای واقعی ایجاد می‌شوند مانند Blastomyces و Histoplasma
گروه دوم توسط قارچهای فرصت‌طلب بوجود می‌آیند نظیر Candida و Aspergillus (89)
1-3- درماتوفیتوزیس (کچلی):عفونتهای جلدی انسان شامل گروه وسیعی از بیماریهاست که پوست و ضمائم آن همچون ناخن و مو را گرفتار می‌سازند. هر چند این نوع عفونت محدود به لایه شاخی غیرزنده می‌شود ولی تغییرات پاتولوژیک متنوعی در میزبان مشاهده می‌شود که به دلیل حضور عوامل عفونی و محصولات متابولیک آنها می‌باشد. درماتوفیتها معمولاً به نسوج زیرجلدی و عمقی حمله نمی‌کنند که علت آن را عدم وجود بعضی از مواد حیاتی به خصوص آهن در طبقات پائین‌تر پوست می‌دانند، چرا که در این طبقات آهن اتصال محکمی به ترانسفرین داشته و در نتیجه میزان آهن آزاد، کمتر از حد مورد نیاز آنها جهت رشدشان است.(85)
اکثر این عفونتها توسط گروه هموژن از قارچهای کراتین دوست که درماتوفیت نامیده می‌شوند ایجاد می‌گردند. درماتوفیتها گروهی بسیار متشابه و نزدیک به هم از قارچها هستند که تولید فرم‌های کلینیکی بسیار متنوعی را می‌کنند. این قارچها معمولترین عوامل عفونی برای انسان هستند که هیچ جمعیت و منطقه جغرافیایی عاری از آنها نمی‌باشند. این گروه از بیماریها را جمعاً تحت عنوان درماتوفیتوزیس می‌نامند. علاوه بر درماتوفیتها سایر قارچهای رشته‌ای نیز می‌توانند عفونتهای جلدی را باعث شوند. بیماریهایی که توسط انواع متنوع مخمرها و کپکهای خاکزی ایجاد می‌گردند درماتومیکوزیس نامیده می‌شوند.(86)
درماتومیکوزیس بروز بسیار پائین‌تری نسبت به درماتوفیتوزیس دارد. معمولترین موارد درماتومیکوزیس در ناحیه پوست بدن، ناخن و گاهی مو توسط گونه‌هایی از سیتالیدیوم، هندسونولاتورولوئیده، آرتروگرافیس کالری و غیره ایجاد می‌گردند. درماتوفیتوزیس در واقع کلنیزه شدن درماتوفیتها در بافتهای کراتین‌دار(مو، ناخن و بافتهای شاخی پوست) است. این بیماری نه تنها یکی از نتایج کلنیزه شدن قارچها می‌باشد بلکه حاصل واکنش میزبان نسبت به محصولات متابولیک آنها نیز می‌باشد. شدت این بیماری بستگی به سوش یا گونه‌های درماتوفیتها، حساسیت میزبان به آن قارچ خاص و نیز وضعیت عمومی میزبان دارد.(86)
بسته به محل آناتومیک، درماتوفیتوزیس شامل چندین فرم بیماری زایی می باشد. و آسیبی که در بدن میزبان ایجاد میشود در واقع یک واکنش بروز حساسیت می باشد که به دنبال آن تظاهرات آلرژیک و التهابی ایجاد می شود، این واکنش ها با سیستم ایمنی میزبان و هم چنین سویه ها و گونه های عامل بروز بیماری ارتباط مستقیم دارند.(86)
1-3-1- عوامل بیماری:درماتوفیتها دسته‌ای از قارچهای کراتینوفیلیک هستند که از نظر خصوصیات ظاهری، فیزیولوژی، تاکسونومی، آنتی‌ژنیسیتی، نیازهای رشد، میزان آلوده کنندگی و علائم بالینی شباهت زیادی به یکدیگر دارند. توانایی این میکروارگانیسم‌ها برای حمله و کلنیزه شدن بر روی بافتهای شاخی بطور نزدیکی در ارتباط یا وابسته به قابلیت آنها در استفاده از کراتین می‌باشد. کراتین یک اسکلرو پروتئین بسیار غیرمحلول است که استفاده از آن به عنوان یک سوبسترا در طبیعت بسیار نادر می‌باشد. در حال حاضر 42 گونه درماتوفیت شناخته شده است که بسیاری از آنها فقط در خاک یافت می‌شوند و 31 گونه آن برای انسان بیماریزا هستند. درماتوفیتهامجموعاً در سه جنس (با توجه به مرحله غیرجنسی) به نامهای میکروسپوروم، ترایکوفایتون و اپیدرموفایتون قرار می‌گیرند.تا کنون تمامی گونه های جنس های آنامورف میکروسپوروم و ترایکوفایتون با جنس تلئومورف آرترودرما با هم انطباق دارند.
فاز جنسی برای اپیدرموفایتون هنوز نا شناخته مانده است. به دلیل آن که درماتوفیت ها از نظر آنتی ژنی و فیزیولوژیکی بسیار با هم مرتبط می باشند تقریبا غیر ممکن است تا جنس هسی مختلف را بتوانیم توسط یک آنتی زن خاص از یک دیگر متمایز کنیم. علاوه بر این، اختلاف بسیار کم تغذیه ای و فیزیولوژیک بین گونه ها موجب گشته تا نتوان از این اختلاف در جدا سازی آن ها بهره برد. بیشتر عفونت های انسانی در تمامی دنیا توسط 11 گونه ایجاد می شوند که در قاره آمریکا این تعداد به 6 گونه می رسد.(86)
1-3-2- اکولوژی:خاک دارای بسیاری از گونه‌های کراتینوفیل شبیه به هم می‌باشد. اگرچه اکثر آنها بالقوه قادر به ایجاد درماتوفیتوزیس هستند اما به ندرت در تولید بیماری نقش دارند. تکامل طبیعی از ساپروفیت کراتینوفیل خاک (گونه‌های خاک‌دوست) به سمت تهاجم به سوبستراهای کراتینی در حیوانات زنده (گونه‌های حیوان دوست) و انسان (گونه‌های انسان دوست) مشاهده شده است. اولین حیواناتی که به عنوان میزبان عمل نموده‌اند احتمالاً جوندگان خاکزی بوده‌اند. بعضی از گونه‌هایی که به مو حمله می‌کنند آرتروکنیدی پارازیتیک را تنها در طی عفونت فعال ایجاد می‌کنندو تا چندین سال زنده و عفونت‌زا بر روی ابزار و آلات باقی خواهند ماند. ارگانیسم‌هایی که پاسخ التهابی کمتری را بر می‌انگیزند تمایل به ایجاد عفونت مزمن دارند. درماتوفیتها تدریجاً در زمینه رشد و کاهش تحریک، با میزبان به تعادل می‌رسند.
درماتوفیت ها از نظر درجه انطباق و اختصاصی شدن نسبت به میزبان با هم تفاوت دارند، برای مثال میکروسپوروم ادوئینی در کودکان اروپای شرقی نوعی کچلی سر به نام لکه خاکستری ایجاد می کند که التهاب بسیار کمی دارد در صورتی که اگر گروه های جمعیتی دیگری را مبتلا سازد ، این واکنش بسیار شدید تر خواهد بود. این مسئله در مورد سایر گونه های آنتروپوفیلیک نظیر ترایکوفایتون روبروم ، شون لاینی ، تونسورنس و ویولاسئوم نیز صحت دارد. بنا بر این برخی از درماتوفیت ها گروه جمعیتی خاص و یا نژاد خاص را ترجیح میدهند. به نظر می رسد که یک نوع شرایط ارثی مغلوب اوتوزومال در استعداد به ابتلا دخیل باشد.
اهمیت عمده تعریف گونه‌ها تحت عنوان خاک دوست(Geophile)، انسان دوست(Anthropophile)، حیوان دوست (Zoophile)در تعیین منبع عفونت است.(86)
گونه‌های حیوان دوست در مو، پشم، پر حیوانات و گونه‌های انسان دوست در پوسته‌های اپیدرمی تا مدتها زنده می‌مانند و از طریق خاک قابل انتقال می‌باشند.(86)
1-3-3-پراکندگی درماتوفیت‌هابعضی از درماتوفیت‌ها محدود به یک منطقه خاص جغرافیایی هستند. مثلاً میکروسپوروم فروجنیوم در ژاپن، ترایکوفایتون کانسنتریکوم در آسیای جنوب شرقی و قسمت کوچکی از شمال آمریکای جنوبی و مرکزی و همچنین ترایکوفایتون یاندئی گورویلی و سوداننس در مرکز و غرب آفریقا مشاهده می‌شوند. اما سایر گونه‌ها، دارای انتشار اسپورادیک و یا جهانی هستند. درماتوفیت‌هایی که در یک جمعیت آندمیک هستند، به وسیله همان جمعیت به مکانهای جدید انتقال می‌یابند.
تحرکات نظامی، مهاجرت کارگران، عادات اجتماعی و امکان انجام مسافرتهای سریع در دنیا، در تغییر پراکندگی عفونت‌های درماتوفیتی در سطح دنیا دخیل هستند.
برای مثال تا چند سال اخیر، ترایکوفایتون تونسورنس به ندرت از ایالات متحده جدا می شد ولی با مهاجرت مردم مکزیک ، پورتوریکو و سایر مردم کشور های آمریکای لاتین که این ارگانیسم در بین آن ها اندمیک است، در چندین شهر آمریکا ، نظیر نیواورلئان ، چارلستون ، نیویورک و شیکاگو به عنوان کچلی سر جانشین میکروسپوروم ادوئینی شده است.
ترایکوفایتون تونسورنس احتمالا از مستعمرات پرتغال و اسپانیا آمده و در مکزیک ، شمال آمریکای جنوبی و جزایر کارائیب مستغر شده و سپس به ایالات متحده و کانادا رفته است. کچلی های ناشی از این قارچ در کودکان اسپانیولی خفیف ، در سفید پوست ها شدید تر و در سیاه پوستان اغلب التهابی است.
ترایکوفایتون روبروم یکی از عوامل فرم مزمن کچلی بدن در آفریقا و جنوب شرقی آسیا بوده است. هم اکنون این عامل در تمامی دنیا پخش شده است و معمول ترین عامل درماتوفیتوزیس می باشد. سایر درماتوفیت ها انتشار اسپورادیک دارند.
مشاهده ترایکوفایتون شون لاینی در ایالات متحده به جز کانون های اندمیک کوچک ، نادر است.
ترایکوفایتون سودانس را که زمانی تنها در آفریقا جدا میشد ، امروزه در آلمان ، بلژیک و انگلستان نیز میتوان شناسایی کرد.
درماتوفیتوزیس اگرچه بیماری کشنده و تضعیف کننده‌ای نیست اما در میان بیماریهای عفونی انسان از شایع‌ترین‌ها می‌باشد.(89)
بر خلاف سایر انواع درماتوفیتوزیس چون کچلی سر ، بدن و ناخن که عوامل ایجاد کننده ی آن ها از یک منطقه به منطقه دیگر متفاوت است ، عوامل عمده اتیولوژیک کچلی پا در ساسر دنیا ، ترایکوفایتون منتاگروفایتس و روبروم می باشند.(89)
لازم به ذکر است که گزاریش هایی مبنی بر عفونت های حیوانی توسط ترایکوفایتون تونسورنس به خصوص در بین اسب ها و سگ ها نیز وجود دارد.(86)
1-3-4- بیماریزایی:در میان بسیاری از قارچهایی که در انسان تولید بیماری می‌کنند فقط درماتوفیتها می‌باشند که سیری در جهت زندگی انگلی و وابسته شدن به میزبان را برای بقاء دنبال می‌کنند. با بررسی‌های دقیق اختلاف بیولوژیکی آشکاری بین کراتینوفیل‌های خاک و درماتوفیتهای اجباری پوست مشاهده نمی‌گردد. خو کردن به میزبان خاص، موجب افزایش مدت بقا در روی ضایعه، انتشار بهتر آن و مزمن شدن عفونت می‌گردد.(86).
از آن جایی که ساختمان مولکول کراتین از یک گونه به گونه دیگر متفاوت است ، تصور می گردد که کراتیناز های مختلف با ویژگی های خاص نیز برای میزبانان مختلف به وجود آمده باشد. این مسئله را می توان در توضیح دلیل اختصاصی بودن برخی از درماتوفیت های آنتروپوفیلیک به بعضی از نژاد ها و هم چنین اختصاص یافتن برخی از درماتوفیت های زئوفیلیک به برخی از گونه های حیوانی ارائه داد.(86)
رشد درماتوفیتها به درجه حرارت بسیار حساس است بطوریکه درجه حرارت نرمال بدن از رشد اکثر گونه‌ها جلوگیری می‌کند ولی مشاهده شده که می‌توان آنها را به رشد در درجه حرارت بالا، عادت داد.
شواهد کلینیکی و تجربی مبنی بر مهار رشد درماتوفیتها در سرم تازه در دست است. در سرم چندین عامل غیراختصاصی ضدقارچی (ضددرماتوفیتی) یافت شده است که شامل گلوبولینها، فریتین (Feritin) و شلات کننده‌های فلزی می‌باشند.(86)
بعضی از درماتوفیتها در تکامل تدریجی خود به ایجاد عفونت در انسان عادت کرده‌اند بدون اینکه در حیوانات عفونتی را ایجاد کنند، این شاید بخاطر طبقه شاخی نازک و بی‌حفاظ پوست انسان باشد.(85)
برخی از محققین نیز معتقدند هورمون‌های جنسی نظیر استروژن و پروژسترون می‌توانند اثر مهاری روی رشد برخی درماتوفیتها داشته باشند و نیز عوامل ژنتیکی نیز در ایجاد درماتوفیتوزیس می‌توانند مؤثر باشند. چنانچه ثابت شده است عفونتهای ناشی از ترایکوفایتون منتاگروفایتیس در بیماران با گروه خونی A بیشتر دیده می‌شود.(85)
1-3-5- تشخیص و شناسایی درماتوفیت‌ها:تشخیص بیماریهای قارچی از سه راه انجام می‌شود: 1. علائم کلینیکی 2.تشخیص آزمایشگاهی متداول 3.تشخیص مولکولی
تشخیص آزمایشگاهی شامل بر چهار روش کلی است:
الف- مشاهده میکروسکوپی نمونه بیمار که به طرق زیر مورد بررسی قرار می‌گیرد:
- استفاده از هیدروکسید پتاسیم KOH: در این روش KOH، کراتین و مواد سلولی را حل می‌کند ولی روی قارچ اثری ندارد. بنابراین به راحتی می‌توان سلولهای قارچ را بررسی کرد. این روش بسیار ساده و سریع است.
ـ غیرفلورسانس مستقیم
ـ مرکب‌ چین
ـ تولوئیدن بلو
ـ گوموری متنامین سیلور GMS
ـ گیمسا
ـ پاپانیکولو
ـ موس کارمین
ـ فونتانامیسیون
ـ هماتوکسیلین وائوزین (H&E)
ب- کشت و جداسازی
محیط کشت: اغلب قارچهای بیماریزا روی محیط سابورو دکستروز آگار رشد می‌کنند (6-5=PH که برای باکتریها مناسب نیست) سیکلوهگزامید، استرپتومایسین و سایر آنتی‌بیوتیکها برای جلوگیری از رشد باکتریها و سایر قارچهای ساپروفیت به این محیط اضافه می‌شوند.
روش کشت: دو محیط از یک نمونه کشت داده می‌شوند، سپس یکی در دمای 25 درجه (دمای اتاق) و یکی درانکوباتور 37 درجه (دمای بدن میزبان) قرار داده می‌شود.
ـ تشخیص: در هر محیط کشت چهار حالت بررسی می‌شود:
ـ بررسی ماکروسکوپیک: از نظر وجود اسپور، رنگدانه، شکل کلنی
ـ بررسی میکروسکوپیک: برای بررسی اندامهای زایشی
ـ واکنشهای بیوشیمیایی
ـ پروبهای اسیدنوکلئیک: برای بررسی بسیار دقیق و تشخیص جنس‌ها و گونه‌های بیماریزا
ج- جستجوی آنتی‌ژن‌های قارچی:
تست آگلوتیناسیون لاتکس برای این منظور انجام می‌شود.
د- روشهای غیرمستقیم که بر پایه پاسخ ایمنی میزبان هستند:
1. تستهای پوستی: به صورت بسیار وسیعی امروزه بکار می‌روند. این تست‌ها بخصوص در مطالعات اپیدمیولوژیک کاربرد دارند.
2. تستهای سرولوژی: بیشترین تستهایی که در این رابطه انجام می‌شوند عبارتند از آگلوتیناسیون لاتکس که بیشتر برای جستجوی IgM بکار می‌رود و نیز تثبیت کمپلمان که بیشتر به دنبال IgG می‌گردد. البته مشکل عمده در بکارگیری این روش‌ها این است که اصولاً دیواره قارچها و نیز ترکیبات آنها به مقدار بسیار جزئی ایمونوژن هستند.(87)
1-3-6- تقسیم‌بندی درماتوفیت‌ها:عوامل ایجاد کننده درماتوفیتوزیس در سال 1934 توسط امونس در 3 جنس طبقه‌بندی شده‌اند: Epidermophyton، Trichophyton و Microsporum.
شناسایی درماتوفیتها براساس ظاهر میکروسکوپیک اسپورهای غیرجنسی یا به عبارت دقیق‌تر کنیدیوم‌ها و نیز ساختارهای همراه در کشت می‌باشد. اغلب درماتوفیت‌ها دو نوع کنیدیوم تولید می‌کنند، کنیدیوم‌های درشت و چند سلولی (حاوی چندین دیواره) که ماکروکنیدیا نام دارند و کنیدیوم‌های کوچکتر و تک سلولی که میکروکنیدیا نام دارند. شناسایی گونه‌های درماتوفیت‌ها اغلب بر پایه شکل و آرایش این کنیدیوم‌ها می‌باشد.
1- جنس میکروسپوروم: این قارچها دارای ماکروکنیدیای کشیده،دوکی یا بیضی شکل با جدار کلفت، ناصاف، فرورفته و دارای برجستگی‌های ریز تا خارمانندی هستند که محتوی تیغه‌های عرضی یا میانی می‌باشند. این ویژگی‌ در تشخیص گونه‌ها نیز اهمیت شایان دارد. اندازه ماکروکنیدیا بسیار متغیر بوده [(160-30) × (70-20) میکرون] و معمولاً به تعداد زیادی تشکیل می‌شود. تعداد تیغه‌های عرضی آن نیز بسته به گونه قارچ از 1 تا 15 عدد متفاوت است. از طرف دیگر عوامل میکروسپوروم دارای میکروکنیدیایی هستند گرزی یا بیضی شکل، چسبیده به میسلیوم‌ و یا جدا از آن، در اندازه‌های (7-4)×(5/3-5/2) میکرون، بدون ویژگی خاص تشخیصی و بدون تنوع ساختمانی که معمولاً به تعداد کمتر از گونه‌های جنس ترایکوفایتون ایجاد می‌شوند.
کچلی‌های سر ایجاد شده توسط گونه‌های میکروسپوروم تنها از نوع اکتوتریکس می‌باشند. هر چند این مسئله وجه تشخیص نبوده و اسپورهای اعضاء جنس ترایکوفایتون نیز ممکن است بدین شکل دیده شوند، ولی اسپورهای قارچهای میکروسپوروم که در غلاف خارج مو ایجاد می‌شوند همگی اندازه کوچک دارند.
میسلیوم‌های پیچ خورده و فنری شکل در حالت غیرجنسی، بسیار کمتر از اعضاء ترایکوفایتون بوده و به ندرت مشاهده می‌شوند. (89)
2. جنس ترایکوفایتون:
از ویژگی‌های تشخیصی این جنس می‌توان موارد زیر را نام برد:
1- اعضاء این جنس دارای ماکروکنیدیاهایی کشیده، گرزی تادوکی شکل هستند که دیواره نازکی حدود 2 میکرومتر دارند. برخلاف جنس میکروسپوروم سطح خارجی ماکروکنیدیا صاف بوده، فاقد برجستگی یا کنگره است. تعداد تیغه‌های میانی ماکروکنیدیا متغیر بوده در پاره‌ای از گونه‌ها بدون تیغه میانی و در گروهی دیگر حتی به ده عدد می‌رسد. اندازه ماکروکنیدیاها بین 50-8 × 8-4 میکرومتر متغیر می‌باشد.
2- همانند دیگر اعضاء خانواده درماتوفیتها، گونه‌های جنس ترایکوفایتون نیز دارای میکروکنیدیاهایی می‌باشند که برخلاف تمام ماکروکنیدیاها که چند سلولی هستند، تنها از یک سلول تشکیل شده‌اند. میکروکنیدیاها فاقد ویژگی‌های تشخیصی هستند، معمولاً به تعداد زیاد و تقریباً کروی، چماقی یا گلابی شکل بوده و حدود 4-2 میکرومتر قطر دارند.
3- در جنس ترایکوفایتون اغلب (نه همیشه) تعداد ماکروکنیدیا کم و یا نادر می‌باشد، بطوریکه ممکن است در پاره‌ای از گونه‌ها اصلاً مشاهده نشود.
4- اندازه آرتروسپورهای آنها در ضایعات (بخصوص مو) بسته به گونه متغیر می‌باشد.
5- شکل ضایعات در کچلی سرمتنوع و گرفتاری موهای بدن توسط آنها به هر سه شکل فاووس، اکتوتریکس و اندوتریکس می‌باشد.(86)
3. جنس اپیدرموفایتون: این جنس دارای دو گونه می‌باشد و بوسیله ماکروکنیدیای گرزی شکل با جدار صاف و ضخامت 5/1-1 میکرون و داشتن کمتر از ده تیغه میانی مشخص می‌شود و میکروکنیدیوم تولید نمی‌کند.
به طور کلی درماتوفیتها را بر اساس محل زندگی در طبیعت، به سه گروه انسان دوست، حیوان دوست، خاک دوست تقسیم می‌کنند.
انواع انسان دوست: این درماتوفیتها در اصل انسان را آلوده می‌کنند اما گاهی ممکن است حیوانات را نیز آلوده کنند. این قارچها عفونتهای مزمن و نسبتاً خفیف ایجاد کرده و در محیط کشت کنیدیوم‌های کمی تولید می‌کنند و اغلب به سختی ریشه کن می‌شوند مانند M. audouinii و T. tonsurans و E. floccosum.
انواع حیوان دوست: این درماتوفیتها، معمولاً حیوانات را آلوده می‌کنند اما ممکن است گهگاه انسان را نیز آلوده کنند. این قارچها واکنش‌های التهابی مشخصی را ایجاد کرده و عفونتهای ناشی از آنها در مدت کوتاهی بهبود می‌یابند مانند M. canis و T. mentagrophytes.
انواع خاک دوست: این درماتوفیتها در اصل با مواد کراتینه همچون مو، پر، پشم در ارتباط هستند که این مواد اغلب در حین تجزیه بافتهای حیوانات به وجود می‌آیند. این گروه ممکن است در انسان یا حیوان نیز ایجاد بیماری کنند. این قارچها واکنش‌های التهابی مشخصی را تولید نموده که ممکن است به صورت خود به خودی درمان شوند اما برخی اوقات زخم‌هایی را از خود به جا می‌گذارند مانند M. gypseum (89)
تمایز بین درماتوفیت های حیوان دوست و خاک دوست بر پایه تجزیه و تحلیل های اکولوژیکی بوده و در برخی موارد این اختلاف چندان آشکار نیست. گونه های خاصی از درماتوفیت های حیوان دوست ممکن است از خاک جدا شوند.
هم چنین درماتوفیت های خاک دوست نظیر میکروسپوروم جیپسیوم که پتانسیل عفونت زایی را دارند بر روی مواد کراتینه رشد نموده و از نظر اکولوژیکی با انواع حیوان دوست، هم پوشانی دارند. تنها اختلاف آن ها با انواع حیوان دوست، بقای طولانی مدتشان در خاک می باشد.(89)
در صورت ابتلا میزبانان به عوامل درماتوفیتی بیگانه (مثلاً ابتلا انسان به درماتوفیتهای خاک دوست و حیوان دوست) پاسخهای التهابی به علت ساخته شدن متابولیت‌ها و آنزیم‌های بیگانه‌ای که جذب پوست گشته و سیستم ایمنی را تحریک می‌سازند، مشخص‌تر و حادتر خواهند بود. هر چند قابلیت هضم کراتین در تمام درماتوفیتها وجود دارد ولی به علل ناشناخته‌ای هر یک از سه جنس درماتوفیتی قسمتهای خاصی از پوست را مورد تهاجم خود قرار می‌دهند. به عبارت بهتر در حالیکه گونه‌های ترایکوفایتون قادر هستند ایجاد عفونت در پوست، مو و ناخن را نمایند، معمولاً میکروسپوروم‌ها ناخن و اپیدرموفایتون مو را گرفتار نمی‌سازند که شاید این امر به علت کمبود آنزیمهای مورد نیاز و یا نیازهای تغذیه‌ای آنها باشد.(86)
1-3-7- اشکال بالینی عفونتهای ناشی از درماتوفیت‌ها (کچلی‌ها):به طور کلی عفونتهای ناشی از درماتوفیتها که کچلی نام دارد (ringworm یا Tinea) را براساس محل ضایعه در بدن انسان تقسیم‌بندی کرده‌اند.(89)
در گذشته عفونتهای قارچی به نام عمومی Ringworm شناخته می‌شدند. تمایل به ایجاد این عفونتها بیشتر در محل پوست سروپوست بدن بوده و نیز زخمها در تمامی جهات گسترش می‌یابند و ایجاد حلقه می‌کنند.(87)
یونانی ها از دیر باز این بیماری را هرپس می نامیدند، این اصطلاح هم اکنون نیز به کار میرود ولی تا اندازه ای اصلاح شده. مانند هرپس تونسورانس.(87)
رومی ها بر خلاف یونانی ها بر این باور بودند که این زخم ها توسط حشرات ایجاد می شوند و به همین دلیل آن ها را تینه آ می نامیدند که به معنای لارو حشرات کوچک بوده است، این کلمه در اصطلاح کلینیکی امروزی نیز کاربرد دارد و به نظر می رسد که کلمه Ring worm منتج از این دو لغت یونانی و رومی باشد.(87)
درماتوفیتهای مهاجم اغلب به صورت گریز از مرکز رشد کرده و تشکیل حلقه‌های نامنظمی را می‌دهند که حاشیه‌های ملتهب داشته و مناطق مرکزی ضایعه ایجاد شده ،کمی شفاف هستند.(89)
برای نامگذاری کچلی‌ها، محل‌آلوده به درماتوفیت را به کلمه Tinea می‌افزایند و براین اساس 9 نوع کچلی تاکنون مشخص شده‌است..(89)
1. کچلی پا: Athlete’s foot = Ringworm of the foot= Tinea pedis
عفونت پاها به خصوص سطوح کف پا و بین انگشتان است. ضایعات متنوع و مشخص برچندین نوع می‌باشند. فرم آرام، مزمن و پوسته دار تا فرم حاد، تاولی و چرکی دیده شده است. عارضه به علت گونه‌های مختلف درماتوفیتها به خصوص E. floccosum و T. mentagrophytes واریته‌های mentagrophytes، interdigitale و T. rubrum ایجاد می‌شود. ضایعات مشابه نیز گاه به علت کاندیدا و یا باکتریها ممکن است تولید شوند.(89)
2. کچلی کشاله‌ران: Jock itch = Gym itch = Eczema Marginatum = Ringworm of the groin = Dhobie itch= Tinea cruris
عارضه درماتوفیتی حاد یا مزمن نواحی داخلی، انتهایی ران و نواحی مقعد می‌باشد ومعمولاً با خارش شدید همراه است. ضایعات با ایجاد حاشیه برجسته، قرمز و پوسته‌های اپیدرمی ظریف و خشک مشخص می‌شوند. وضعیت مشابه ممکن است در زیر بغل و یا سایر قسمتهای چین‌دار بدن نیز ایجاد شود. بیماری در تمام دنیا وجود دارد اما شیوع آن در نواحی گرمسیری بیشتر است. در بالغین این کچلی اغلب توسط T. rubrum، T. mentagrophytes و E. floccosum ایجاد می‌شود.(89)
3. کچلی بدن: Tinea brosa = Ringworm of the body = Tinea corporis= Tinea circinata

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : elmname.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

عارضه درماتوفیتی قسمتهای مختلف پوست است. در این بیماری، ضایعات از فرم پوسته‌دار ساده تا فرم گرانولوم زخمی عمیق، در تغییرند. قارچ در طبقه شاخی اپیدرم جایگزین شده و علائم بالینی در نتیجه فرآورده‌های قارچی به وجود خواهند آمد. گاه موهای ریز موجود در سطح بدن نیز مورد تهاجم قرار می‌گیرند که در این قبیل موارد فولیکول مو اغلب یک منبع ذخیره در عود و برگشت بیماری محسوب می‌شود. کچلی بدن در تمام نقاط دنیا دیده می‌شود و یکی از متداولترین عفونتهای پوست به شمار می‌آید. مهمترین عوامل ایجاد کننده این نوع کچلی E. floccosum و M. audouinii و انواع ترایکوفایتون‌ها می‌باشند.(89)
4. کچلی ریش: Ringworm of the beard = Tinea sycosis = Barber’s itch = Tinea barbae
عارضه درماتوفیتی نواحی مودار صورت و گردن است. ضایعات در این بیماری شامل دو دسته سطحی و عمقی می‌باشند. فرم سطحی خفیف که تشابه به ضایعات کچلی بدن دارد و فرم عمقی یا پوستولر که در اثر ابتلای فولیکولهای مو ایجاد می‌شوند و با فولیکولیت عمیق چرکی همراه است. این نوع کچلی اغلب توسط T. mentagrophytes و T. verrucosum ایجاد می‌شود.(89)
5. کچلی سر: Tinea tonsurans = Ringworm of the scalp and hair= Herpes tonsurans = Tinea capitis
عارضه قارچی پوست و موی سر، ابرو و مژه‌ها می‌باشد که به علت گونه‌های مختلف میکروسپوروم و ترایکوفایتون ایجاد می‌شود. بیماری بیشتر مخصوص بچه‌ها می‌باشد اما بالغین نیز به ندرت ممکن است به آن مبتلا شوند. عفونت در نتیجه تماس طولانی با افراد آلوده و وسایل آنها به افراد سالم قابل سرایت است. تهاجم به مو به سه صورت اکتوتریکس، اندوتریکس و فاووس دیده می‌شود. در عفونت اکتوتریکس، آرتروکنیدیا در اطراف ساقه مو یا دقیقاً زیر کوتیکول مو وارد شده و به کوتیکول مو آسیب وارد می‌سازد. ارگانیسم مولد در این گونه موارد جزو گونه‌های انسان دوست و حیوان دوست میکروسپوروم و ترایکوفایتون است. در عفونت اندوتریکس، آرتروکنیدیا درون ساقه مو تشکیل شده و این عفونت در اثر برخی از گونه‌های انسان دوست ترایکوفایتون بوجود می‌آید.(89)
6. فاووس: Honeycomb ringworm = Tinea favosa
عفونت مزمن پوست سر، بدن و ناخن می‌باشد و اغلب با ایجاد پوسته‌های فنجانی شکل به نام اسکوچولا که رنگ مایل به زرد دارد مشخص می‌گردد. اسکوچولا از تراکم عناصر قارچی و سلولهای اپی تلیال در اطراف فولیکول مو بوجود می‌آید و ساقه مو در مرکز اسکوچولا قرار می‌گیرد. در عفونت فاووس عامل بیماریزا غالباً یک گونه انسان دوست ترایکوفایتون خصوصاً T. schoenleinii بوده و در این حالت میسلیوم‌ و ندرتاً آرتروکنیدی درون ساقه مو تشکیل می‌شود.(89)
فاووس به شکل اپیدمی دیده نمی‌شود. بچه‌های لاغر و دچار سوء تغذیه و مبتلایان به بیماریهای مزمن مثل سل، مستعد ابتلا می‌باشند. به همین دلیل فاووس را کچلی گرسنگی Tinea of deprivation نیز می‌نامند.(85)
7. کچلی دست: Tinea manuum
عارضه درماتوفیتی دست بخصوص ضایعات پشت دست‌ها مشابه با کچلی بدن است و بطور کلی کچلی دست بیشتر به ضایعات بین انگشتی و سطح کف دست گفته می‌شود. این نوع کچلی اغلب توسط E. floccosum و T. mentagrophytes و T. rubrum ایجاد می‌شود.(89)
8. کچلی ناخن Ringworm of the nail = Dermatophytic onychomycosis= Tinea unguium
به مجموعه ضایعاتی که در نتیجه جایگزین شدن درماتوفیتها در صفحه ناخن پدید آید کچلی ناخن می‌گویند. این بیماری را باید از اونیکومیکوزیس که نوعی از عفونت ناخن به علت مخمرها و قارچهای غیر درماتوفیتی است متمایز کرد. از کل عفونتهای ناخن حدوداً 40-20 درصد قارچی هستند. این نوع عفونت، سیر تدریجی و کند داشته و ممکن است هفته‌ها، ماهها و حتی سالها بطول بیانجامد. گونه‌های مختلف ترایکوفایتون، میکروسپوروم و E.floccosum در ایجاد آن دخالت دارند.(89)
9. Tinea circinata Tropical= Gogo = Hanuman ringworm= Tinea imbricata = Tokelau = Burmese= Chinese= Indian ringworm = lofa tokelau
این نوع کچلی، شکل خاصی از کچلی بدن است که از نظر جغرافیایی بسیار محدود می‌باشد. ضایعات معمولاً به صورت حلقه‌های متحدالمرکز از پوسته‌های قطعه قطعه بوده که منتشر شده و اغلب مناطق بدن را فرا می‌گیرد. اصلی‌ترین عامل این نوع کچلی، T. concentricum می‌باشد.(89)
1-3-7-1- کچلی در حیواناتسالانه تعداد بیشماری از حیوانات در شهر و روستا مبتلا می‌شوند و این حیوانات در واقع مخزن درماتوفیتوز در انسان به شمار می‌روند و حیوانات آلوده به این درماتوفیتها نه تنها بیماری را به انسان منتقل می‌کنند بلکه ناقل درماتوفیتوزیس در بین حیوانات نیز می‌باشند و ممکن است در میان حیوانات همه‌گیری ایجاد نمایند. دام‌ها، جوندگان، سگ و گربه احتمالاً از انتشار دهندگان اصلی درماتوفیتها در محیط زیست هستند. ریزش پشم و موی حیوانات وحشی نیز گاهی محیط را آلوده می‌سازند و بطور غیرمستقیم منبع عفونتهای انسان را تشکیل می‌دهند. مواردی از انتقال درماتوفیتوزیس از انسان به حیوان نیز در اثر برخی از درماتوفیتها مثل T. rubrum و غیره گزارش شده است.(89)

1-4- ترایکوفایتون ویولاسئوم(T.violaceum)
اسامی مترادف ;ترایکوفایتون گلابروم(T.glabrum)،ترایکوفایتون آکوریون ویولاسئوم(Achron violaceum)،فاووترایکوفایتون ویولاسئم(Favotrichophyton violaceum).
ترایکوفایتون ویولاسئوم یک گونه انسان دوست است که عمدتا ایجاد کچلی سر مینماید.مناطق اندمیک آن خاور نزدیک،اروپای شرقی،روسیه،آفریقا،مکزیک و آمریکای جنوبی می باشند.در ایالات متحده و کانادا نادر است.ترایکوفایتون ویولاسئوم همچنین ایجاد کچلی بدن و کچلی ناخن را نیز مینماید.تهاجم موئی آن از نوع اندوتریکس و حاوی تعداد زیادی آرتروکنیدیا در داخل ساقه مو می باشد که باعث پیچ خوردگی یا شکستن انفجاری و خرد شدن آن میگردد.موهای شکسته تولید حالتی، به نام های خال سیاه(black dot) و یا پوست مرغ پر کنده(Chicken skin) را در سطح پوست سر می کنند.این ارگانیسم در محیط حاوی تیامین رشد بهتری داشته و این مسئله آن را از ترایکوفایتون روبروم و ترایکوفایتون گوریلی که مانند ویولاسئوم ایجاد پیگمان بنفش رنگ را میکنند،تفکیک مینماید.بندرت از موارد عفونت حیوانی نیز گزارش شده است.ترایکوفایتون ویولاسئوم از عوامل شایع کچلی سر از نوع اندوتریکس در ایران و به ویژه در نواحی جنوبی می باشد.(86)
1-4-1- مشخصات ظاهری کلنی:رشد آهسته داشته،ایجاد کلنی مخروطی یا زگیلی شکل با رنگ بنفش تیره می نماید.سطح کلنی معمولا دارای چین های نا منظم بوده و مومی یا پوستی شکل می باشد.در تجدید کشت بخش های کرکی و بی رنگی سطح کلنی را می پوشانند.در استرین های کهنه آزمایشگاهی کلنی ها ممکن است ظاهری سفید رنگ،مسطح،یا کرکی باشند.کشت ها در حرارت یخچال زنده نمی مانند.(86)
1-4-2 مشخصات ریزبینی:هایفا ها با انشعابات نا منظم حاوی گرانول های سیتوپلاسمی می باشند.معمولا فاقد ماکروکنیدیا و میکروکنیدیا هستند.هایفاهای هوایی ممکن است عناصزی با جدار ضخیمی داشته باشند که شبیه ماکروکنیدیای ترایکوفایتون روبروم می باشند.ماکروکنیدیاهای گرزی به تعداد بسیار کم میکروکنیدیاهای گلابی شکل ممکن است در محیط های غنی از تیامین مشاهده گردند.مرحله تلئومورف آن شناخته نشده است و آمیزش آن با آرترودرماسیمئی نشان داده است که همه ایزوله های آن از نوع(-)می باشند.(86)
1-4-3 تشخیص افتراقیدر محیط سابورودکستروز آگار محتوی کلرامفنیکل و سابورودکستروز آگار محتوی سیکلوهگزامید و کلرامفنیکل رشد این قارچ کم بوده و پس از یکماه تنها 3-2 سانتیمتر از محیط کشت را فرا می‌گیرد. از آنجایی که ترایکوفایتون ویولاسئوم در محیط‌های کشت فاقد تیامین () رشد بسیار کمی داشته و حتی ممکن است رشد نکند به کمک این ویژگی می‌توان آنرا از ترایکوفایتون روبروم و منتاگروفایتیس تشخیص داد.(83) جهت افزایش اسپورزایی می‌توان کشت‌های اولیه را به محیط PDA (Potato Dextrose Agar) انتقال داد.(85)
این قارچ در روی Plain Casamino رشد سریع دارد و در روی Casamino+ تیامین رشد خوب دارد. تست اوره آز آن مثبت است . البته هیدرولیز اوره آن در مدت 5 روز جواب مثبت می‌دهد. در ضمن ترایکوفایتون تونسورنس در محیط‌های زیر با ویژگی‌های زیر رشد می‌کند:
Littman oxgall Agar: کلنی‌های کرم رنگ، خاکستری رنگ و شبیه جیر با سطح چین خورده بدون هیچ پیگمانی در پشت آن.(79)
Cornmeal Agar: هیچ پیگمانی تولید نمی‌کند. (69)
Lactritmel Agar: میکروکنیدی و ماکروکنیدی‌های تشکیل شده برای کشتهای تازه مشابه littman oxgall Agar است.
1%Peptone Agar: نرم، سفید تا کرم، سطح جیر مانند با مرکز افزایش یابنده که در پشت پیگمانی ندارند.
سابورود کستروز آگاربا %5 Nacl: کلنی خیلی کند رشد با رو و پشت قهوه‌ای تیره رنگ. (79)

1-4-4 علایم بالینی:هرچند بعضی از درماتوفیتها سندرم کلینیکی کاملاً مشخصی را ایجاد می‌کنند، ممکن است بسته به محلهای آناتومیک مختلف، همان گونه‌ها علایم کلینیکی مختلفی را تولید نمایند. ترایکوفایتون ویولاسئوم در انسان کچلی سر، بدن، و بطور اتفاقی کچلی ناخن و پا ایجاد می‌کند. ضایعات سر با التهاب شدید یا کم با شوره، ریزش و شکنندگی مو و ایجاد خال سیاه و گاهی کبره و کریون همراه است. ضایعات بدن مدور، همراه با قرمزی، شوره و وزیکول در حاشیه بوده و خارش دارند ولی ابتلا ناخن همانند سایر موارد کچلی ناخن است.(86و79)
در کل عفونتهای ناشی از ترایکوفایتون ویولاسئوم تمایل به مزمن شدن دارند.(86)
در مورد کچلی سر ایجاد شده توسط T.violaceum از تکنیک کشت brush نیز استفاده می‌شود.(79)
T.violaceum یک عفونت بیمارستانی نیز قلمداد می‌گردد. در بیمارانی که به مدت طولانی در بیمارستان بستری هستند صرفنظر از اینکه این قارچ پاتوژن مهم است، ممکن است سبب عفونتهای بیمارستانی نیز گردد.(76)
Arnold و همکارانش گزارش کردند که T. violaceumبه بزرگسالان و بویژه زنان حمله می‌کند و اگر درمان نگردد التهاب ندارد ولی مدت زیادی ممکن است باقی بماند.(18)
T. violaceumبا کچلی بدن و ایجاد Majocchis’ granuloma در بیماران پیوند کلیوی ارتباط دارد، البته در افراد سالم هم دیده می‌شود و نیز T. rubrum عامل شایعتری می‌باشد.
Majocchis’ granuloma یک عفونت قارچی جلدی غیرمعمول است و در هر سنی می‌تواند ایجاد شود، ولی در کودکان شایع است و البته با داروهای ضدقارچی بهبود می‌یابد.(56)
1-4-5 راههای انتقال:هر چند روشهای انتقال عفونتهای ناشی از گونه‌های زئوفیلیک و ژئوفیلیک مدتهاست که شناخته گردیده ولی هنوز روشهای انتقال عفونتهای ناشی از گونه‌های آنتروپوفیلیک به صورت یک مشکل بحث انگیز باقی مانده است. تمامی افراد در طول زندگی‌شان در تماس با درماتوفیتها هستند ولی فقط درصد کمی علائم کلینیکی بیماری را نشان می‌دهند. با توجه به شیوع این ارگانیسم‌ها، محققین نتیجه‌گیری نموده‌اند که درماتوفیتوزیس یک بیماری واگیردار نمی‌باشد. آنها معتقدند که سایر عوامل نیز در تظاهر بیماری دخیل می‌باشند، زیرا همه ما، مداوماً در دریایی از درماتوفیتها غوطه‌ور هستیم در حالیکه فقط تعداد کمی از افراد علائم کلینیکی را نشان می‌دهند. اثر تغییرات فصلی نیز در انسیدانس بیماری مشاهده می‌شود.(86)
ترایکوفایتون ویولاسئوم شدیداً واگیردار است و انتقال بیشتر به شکل غیرمستقیم است ولی انتقال به شکل مستقیم هم صورت می‌گیرد. عقیده بر این است که برای ابتلا تماس با اشیاء، وسایلی مانند موی آلوده، قیچی سلمانی، شانه و برس، کلاه، ملحفه و حوله و تشک اهمیت دارد.(85) همچنین بطور مستقیم از بچه‌ها به یکدیگر در خانه یا مدرسه و یا درآرایشگاه گسترش یافته‌است . ( 21)
ویژگی‌های مفید جهت شناسایی ترایکوفایتون ویولاسئوم:
عفونت Black dot بدون التهاب
سرعت رشد آهسته
تنوع در اندازه و شکل میکروکنیدی، اشکال بالنی، بادکنکی و وجود ماکروکنیدی به ندرت
فقدان فلورسانس در موی آلوده
فقدان رنگدانه روی محیط CAM و PDA
توانایی سوراخ کردن مو در محیط IN VTRO
اوره آز مثبت
افزایش رشد کنیدی زایی در بعضی از استرین‌ها با اضافه کردن تیامین، اینوزیتول به محیط کشت.
ترایکوفایتون ویولاسئوم به اسید آمینه L- هیستیدین در محیط کشت به طور ضروری نیاز ندارد و از این جهت با ترایکوفایتون منگینی تشخیص داده می‌شود.
در تشخیص افتراقی بین ترایکوفایتون ویولاسئوم با ترایکوفایتون منتاگروفایتیس و میکروسپوروم ادوئینی باید دقت کرد.(85)
1-4-6- ایمونولوژی ترایکوفایتون‌ ویولاسئوم
همانطور که گفته شد قارچهای درماتوفیت جنس ترایکوفایتون در عفونتهای پوست یا ناخن معمول هستند و می‌توانند واکنش ازدیاد حساسیت تأخیری (DH) یا حساسیت فوری (IH) را افزایش دهند. اخیراً IH، T.violaceum در بیماران، بوسیله تستهای پوستی، تست IgE، آنتی بادی سرم (RAST) و تست بویایی و تست برنش‌ها توضیح داده شده‌اند. در رابطه با مباحث ایمونولوژی یک آلرژن KDa30 از T. violaceumبوسیله ژل فیلتراسیون و واکنشهای هیدروفبیک کروماتوگرافی جدا شده است که این پروتئین تحت عنوان Trit I نامگذاری شده است و روی SDS page فقط یک باند می‌دهد و در میان بیماران سنجیده شده با تستهای پوستی IH مثبت، %71 ،IgG و % 54،IgE نسبت به Trit I دارند و در بین بیماران سنجیده شده واکنش مثبت (هم به طریق تستهای پوستی و هم RAST)، %73، IgE نسبت به Trit I دارند.
بر پایه تحقیقات گسترده بر این اساس حدس زده می‌شود که اغلب واکنشهای DH نسبت به ترایکوفایتون‌ها پاسخ به پروتئینهای دیگری غیر از Trit I است و کهیر مقدمه‌ای است برواکنش‌های DH که در برخی از بیماران تولید آن با IgE ارتباطی ندارد.(16)
در بررسی‌های دیگری که در مورد T. violaceumانجام شده، عفونتهای حاصل از این قارچ متفاوت است و وابستگی خاصی می‌تواند به پاسخ لنفوسیتهای T میزبان داشته باشد.(2)
همچنین در سال 1996 یک پروتئین‌ خالص KDa83 از T. violaceumگزارش شده تحت پروتئین IV که بعداً Trit 4 نام گرفت و این سبب القا DTH تست پوستی TypeIV می‌گردد. (77)
البته این پروتئین، واکنشهای پوستی IH را نیز سبب می‌شود. در پاسخهای IH نسبت IFN- به IL-4 یا IL-5 کمتر از 2:1 است اما در DTH بیش از 20:1 است و این نشان می‌دهد که پاسخ‌های سرولوژیکی و سیتوکینی در برابر یک پروتئین یکسان فرق دارند.(77)
1-4-7 اپیدمیولوژی:مطالعات اکولوژی و اپیدمیولوژی درماتوفیتها و فاکتورهای تاثیرگذار در انتقال آنها به ما در دریافت بهتر سابقه قومی درماتوفیتها کمک کرده است و به نظر می‌رسد که ابتدا عوامل انسانی عفونتهای پوست سر، ارزیابی شده‌اند.
همانطور که می‌دانیم T. violaceumیک قارچ درماتوفیت انسان دوست است که غالباً مسئول کچلی بدن در مردان است. اگرچه این قارچ انتشار جهانی دارد اما اغلب منشأ عفونتهای آن از آمریکا، آمریکای لاتین و برخی کشورهای اروپایی گزارش شده است.
همانگونه که می‌دانیم شیوع عفونتها و عوامل ایجاد کننده و گونه‌های آن غالباً از زمانی به زمان دیگر و از کشوری به کشور دیگر و حتی درون یک ناحیه وابسته به شرایط محیطی و فاکتورهای نژادی و سطح بهداشت و میزان جمعیت است. یک دلیل تغییرپذیری در بروز اپیدمیولوژی در اروپا وابسته به نژاد و مطالعات جمعیتی و مهاجرت از سایر نقاط به آنجاست.
علیرغم مبارزات مداوم با کچلی سر که یک دشمن قدیمی محسوب می‌گردد، در آمریکا و آفریقا شیوع این بیماری افزایش قابل توجهی داشته و حدس زده می‌شود که کاهش حساسیت به عوامل دارویی از جمله griseofulvin در این مورد نقش دارد.
1-4-8 درمان:انتخاب درمان وابسته به اتیولوژی، محل، شکل و وسعت ضایعه است و در بسیاری از موارد شرایط اصولی بیمار، انتخاب درمان را که کرم، محلول، پودرژل یا کپسول باشد را تعیین می‌کند.(43)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *