منبع علمی مقاله user3-2106

مدل فقدان60
فرضیه انباشت هویتی61
هویت های نقش61
مدل سپر وتاثیرکلی حمایت اجتماعی62
مدل تاثیر مستقیم حمایت اجتماعی63
مدل تاثیر غیرمستقسم یا فرضیه ضربه گیر64
مدل سلسله مراتب جبرانی65
مدل تخصیص وظیفه65
مدل همچینی مناسب استرس وحمایت اجتماعی66
مدل تخصیص کارکردی68
مدل کمبود68
تئوری بانک حمایتی69
تئوری کناره گیری ازرابطه69
حلقه های درونی وبیرونی حمایت اجتماعی70
تئوری انسجام اجتماعی70
تئوری شبکه71
مدل حمایت اجتماعی ادراک شده72
نظریه شبکه اجتماعی74
نظریه ویس78نظریه مبادله اجتماعی795-2- مروری بر منبع علمی مقاله های انجام شده80
1-5-2- منبع علمی مقاله های انجام گرفته درایران80
2-5-2- منبع علمی مقاله های خارجی87
6-2- چهارچوب نظری منبع علمی مقاله 90
7-2- الگوی نظری منبع علمی مقاله92
8-2- سوالهای منبع علمی مقاله93
9-2- فرضیه های منبع علمی مقاله94فصل سوم: روش منبع علمی مقاله
1-3- مقدمه962-3- روش منبع علمی مقاله963-3- جمعیت آماری974-3- حجم نمونه974-3- روش نمونه گیری98
6-3- واحدمنبع علمی مقاله997-3- ابزار منبع علمی مقاله واعتبار وروایی991-7-3- اعتبار وپایایی998-3- تکنیک گردآوری اطلاعات منبع علمی مقاله101
9-3- روش تجزیه وتحلیل داده ها102
10-3- تعریف مفاهیم102
تعریف نظری وعملیاتی متغیرهای مستقل102
تعریف نظری وعملیاتی متغیرهای زمینه ای105
تعریف نظری وعملیاتی متغیروابسته106
فصل چهارم: تجزیه وتحلیل داده ها
1-4- مقدمه111
2-4- یافته ها توصیفی112
3-4- یافته های تحلیلی131
4-4- محدودیت های منبع علمی مقاله141
فصل پنجم: نتیجه گیری وپیشنهاد
1-5-مقدمه143
2-5- نتیجه گیری143
نتایج بخش توصیفی143
نتایج بخش تبیینی1463-5- پیشنهادات150
4-5- موضوعات پیشنهادی برای منبع علمی مقاله های آتی152
5-5- نقش مددکار اجتماعی در ارتقای سلامت عمومی دانشجویان153
منابع155پرسشنامه 159
فهرست جداول
جدول شماره -1-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب دانشکده محل تحصیل112
جدول شماره -2-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه بر حسب میزان سن114
جدول شماره -3-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه بر حسب جنس115
جدول شماره-4-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب وضعیت تاهل116
جدول شماره -5-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب وضعیت سکونت117
جدول شماره -6-4:توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب میزان حمایت اعضای خانواده118
جدول شماره-7-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب میزان حمایت دوستان119
جدول شماره -8-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب میزان حمایت اقوام120
جدول شماره-9-4: توزیع پاسخگویان بر حسب معرف های حمایت اجتماعی121
جدول شماره-10-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب میزان علایم جسمانی122
جدول شماره-11-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب میزان اضطراب و اختلال خواب123
جدول شماره-12-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب میزان اختلال کارکرد اجتماعی.................................................124
جدول شماره-13-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب میزان افسردگی.........................................................................125
جدول شماره-14-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب میزان برخورداری افراد از سلامت عمومی...............................126
جدول شماره-15-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب میزان برخورداری افراد از حمایت عاطفی................................127
جدول شماره-16-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب میزان برخورداری افراد از حمایت ابزاری128
جدول شماره-17-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب میزان برخورداری افراد از حمایت اطلاعاتی….129
جدول شماره-18-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب میزان برخورداری افراد از حمایت اجتماعی ...........................130
جدول شماره -19-4: رابطه بین میزان برخورداری افراد از حمایت عاطفی و میزان برخورداری آنها از سلامت عمومی….131
جدول شماره-20-4: رابطه بین میزان برخورداری افراد از حمایت ابزاری و میزان برخورداری آنها از سلامت عمومی......132
جدول شماره -21-4: رابطه بین میزان برخورداری افراد از حمایت اطلاعاتی و میزان برخورداری آنها از سلامت عمومی133
جدول شماره -22-4: رابطه بین میزان برخورداری افراد از حمایت اجتماعی و میزان برخورداری آنها از سلامت عمومی134
جدول شماره -23-4: رابطه بین وضعیت تاهل افراد و میزان برخورداری آنها از سلامت عمومی136
جدول شماره -24-4: رابطه بین جنس افراد و میزان برخورداری آنها از سلامت عمومی137
جدول شماره -25-4: رابطه بین وضعیت سکونت افراد و میزان برخورداری آنها از سلامت عمومی138
جدول شماره -26-4: رابطه بین دانشکده محل تحصیل افراد و میزان برخورداری آنها از سلامت عمومی140
فهرست اشکال ونمودارها
شکل 1-2 - سطوح مختلف نظام های حمایت اجتماعی46
شکل 2-2 -طیف شکل گیری وگسترش رابطه لوینگر واسنوک57
شکل 3-2- مراحل رشدآلتمن وتیلور57
شکل4-2- مدل همچینی مناسب استرس وحمایت اجتماعی کاترونا67
شکل 5-2- مدل انسجام اجتماعی دورکیم71
شکل 6-2 تیپولوژی مبادلاتی پیوندهی قوی وضعیف اسپینوزا 1999................................................................................. 78
نمودار شماره -1-4: نمایش پاسخگویان برحسب دانشکده محل تحصیل113
نمودار شماره-2-4: نمایش پاسخگویان برحسب سن114
نمودار شماره -3-4: نمایش پاسخگویان برحسب جنس115
نمودار شماره-4-4: نمایش پاسخگویان برحسب وضعیت تاهل116
نمودار شماره -5-4: نمایش پاسخگویان برحسب وضیت سکونت117
نمودار شماره-6-4: نمایش پاسخگویان برحسب حمایت اعضای خانواده118
نمودار شماره-7-4: نمایش پاسخگویان برحسب حمایت دوستان119
نمودار شماره-8-4: نمایش پاسخگویان برحسب حمایت اقوام120
نمودار شماره -9-4: نمایش پاسخگویان برحسب میزان نشانه های جسمانی122
نمودار شماره -10-4: نمایش پاسخگویان برحسب میزان اضطراب و اختلال خواب123
نمودار شماره -11-4: نمایش پاسخگویان برحسب میزان اختلال کارکرد اجتماعی124
نمودار شماره -12-4: نمایش پاسخگویان برحسب میزان نشانه های افسردگی125
نمودار شماره -13-4: نمایش پاسخگویان برحسب میزان برخورداری افراد از سلامت عمومی126
نمودار شماره -14-4: نمایش پاسخگویان برحسب میزان برخورداری از حمایت عاطفی127
نمودار شماره -15-4: نمایش پاسخگویان برحسب میزان برخورداری از حمایت ابزاری128
نمودار شماره -16-4: نمایش پاسخگویان برحسب میزان برخورداری از حمایت اطلاعاتی129
نمودار شماره -17-4: نمایش پاسخگویان برحسب میزان برخورداری از حمایت اجتماعی130

1-1-مقدمه
سلامت یکی از ارکان توسعه پایدار وبخش لاینفک شکوفایی و ارتقای کیفیت زندگی است. به عبارت دیگر حفظ و ارتقای سلامت پیش نیاز حرکت در راستای برنامه ریزی های اقتصادی واجتماعی است.سلامت یکی از حقوق اساسی بشر است که مفهومی پویا دارد . هرجامعه، زمانی از پویایی ونشاط برخوردار خواهد بود که شهروندان از سلامت جسمی، روانی واجتماعی مطلوب برخوردار باشند در این صورت است که جامعه می تواند پله های ترقی و تکامل را طی نموده و به سطح قابل قبولی از توسعه دست یابد. درواقع باید گفت سلامت جامعه درگرو سلامت جسمی و روانی و اجتماعی تک تک افراد است و افراد در جامعه سالم پرورش می یابند. دراین میان سلامت دانشجویان از اهمیت ویژه ای در فرآیند رشد وتوسعه فرهنگی، اجتماعی واقتصادی جوامع ، برخوردار است ونقش اساسی وتعیین کننده ای دارد. دانشجویان به عنوان نیروی انسانی برگزیده از نظر استعداد وخلاقیت وپشتکار، منابع معنوی هر جامعه وسازندگان فردای کشور خویش به شمار می روند. عوامل بیشماری از قبیل زمینه های قبلی، بیماری، سبک زندگی و... برروی سلامت ایشان تاثیر گذار است؛ ومی تواند باعث کاهش یا ارتقا سلامت ایشان باشد درمیان عوامل مختلف ومتعدد دراین منبع علمی مقاله حمایت اجتماعی به عنوان یکی از عوامل موثر بر سلامت عمومی دانشجویان مورد توجه و سنجش قرار می گیرد.
حمایت اجتماعی اساس تعلق داشتن، پذیرفته شدن و مورد عشق و محبت قرار گرفتن می باشد. حمایت اجتماعی برای هرفرد ارتباط امن به وجود می آورد که احساس محبت ونزدیکی، یکی از ویژگی های اصلی این ارتباط است.حمایت اجتماعی یک کمک دوجانبه است،که موجب خلق تصور مثبت از خود، پذیرش خود واحساس عشق و ارزشمندی می گردد و تمام اینها به فرد فرصت خودشکوفایی ورشد می دهد.
باتوجه به اهمیت تامین سلامتی دانشجویان، این مطالعه باهدف بررسی تاثیر حمایت اجتماعی در ارتباط با سلامت عمومی دانشجویان در سال تحصیلی 93-1392 در دانشگاه علامه طباطبایی انجام می پذیرد.
در این فصل ابتدا طرح مساله، انگیزه منبع علمی مقالهگر مطرح و پس از آن به تدوین اهداف منبع علمی مقاله پرداخته شده است و در پایان به ضرورت واهمیت موضوع و فایده منبع علمی مقاله پرداخته خواهدشد.
2-1- طرح مساله
سلامتی موضوع مهمی است که ذهن انسانهای بسیاری را در طول تاریخ به خود مشغول کرده است و به همین دلیل مطالعه راجع به سلامت، ابعاد آن، عوامل موثر ومرتبط با آن، عوامل پیش بینی کننده وعوامل ارتقا دهنده آن همیشه مورد توجه پزشکان، مددکاران اجتماعی، روانشناسان و ...بوده است. به طور کلی می توان گفت فرد سالم کسی است که بیمار نباشد، نقص عضو نداشته باشد، باتغییرات محیطی هماهنگی داشته باشد، ازقدرت کافی برای اداره امور زندگی برخوردار باشد ومقاومت لازم دربرابر پیشامدها واتفاقات رنج آور را داشته باشد ودارای تعادل روانی وسازگار با محیط باشد. درگزارش گروه کاری سازمان بهداشت جهانی (2000) درخصوص ارتقای سلامت، سلامت اینگونه تعریف شده است:"سلامت گستره ای است که در آن حیطه، فرد یاگروه می تواند آرمانها و راه برآورده ساختن نیازها را درک نموده وازطرف دیگر قادر به تغییر وسازش با محیط باشد".بدین ترتیب سلامت به عنوان وسیله ای برای زندگی هرروزه در نظر گرفته می شود نه به عنوان هدف زندگی. ازدیدگاه این سازمان سلامتی حالت صحت کامل جسمی، روانی واجتماعی است؛ شاخص های ارائه شده سلامتی درسال 2000 عبارت بود از: حرمت انسان، استقلال، مسئولیت فردی واجتماعی، سطح سواد، اشتغال، امنیت، پاسخگو بودن مسئولین وخدمات بهداشتی ودرمانی که دربین 194 کشور عضو ایران رتبه 96 را به دست آورده است ودرارتباط با خدمات بهداشتی، رتبه 154 را کسب کرده است. بدین ترتیب ملاحظه می شود که موضوع سلامتی افراد تنها در بیماری های جسمی خلاصه نشده وبه طور عمده درچهارچوب سلامت روانی واجتماعی قرار می گیرد. مشکلات مربوط به سلامت می تواند عملکرد شخص را تضعیف نماید وسبب ایجاد خسارت برای خانواده وجامعه ونیز می تواند مسائل هیجانی وهزینه های اقتصادی را به بار می آورد. امروزه به علت پیشرفت در فناوری وتاثیر مستقیم آن بر کیفیت زندگی انسان، پرداختن به مساله سلامت وعوامل موثر بر آن اهمیت ویژه ای یافته است وتامین سلامتی افراد جامعه یکی از مهم ترین مسایل اساسی در هر کشور است. مطالعات علمی وسیعی که در این زمینه تاکنون انجام پذیرفته می تواند با شناسایی دقیق عوامل تهدید کننده سلامتی ونیز رفع ابهامات، راهگشای برای برنامه های ارتقا سلامت باشد.
روشن است هر گونه تلاش در زمینه دستیابی به سلامت وآرامش که هم نیاز فردی وهم نیاز اجتماعی است، مستلزم آشنایی با معنا ومفهوم سلامت وچگونگی اندازه گیری ونیز یافتن راه های ارتقا آن می باشد. دراین راستا دانشگاه ها نیز به دلیل نقش مهمی که در تعلیم وپرورش نسل آینده ساز کشور دارند از این قاعده مستثنی نمی باشند. دانشگاه ها سازمان هایی هستند که هر ساله تعداد قابل توجهی از جمعیت جوان را جذب می کنند وطی زمان معینی توانمندی علمی وعملی این اشخاص را پرورش می دهند ودر نهایت نیروهای آموزش دیده رادر اختیار جامعه قرار می دهند. باید خاطرنشان کرد ورود وتحصیل در دانشگاه بابروز تغییرات زیادی در روابط فردی و اجتماعی همراه است، درکنار این تغییرات انتظارات و نقش های جدیدی هم که در طول دوران تحصیل دردانشجویان شکل می گیرد، نیزمی توان اشاره کرد.توجه به این نکته حائز اهمیت است که دوران تحصیل دانشگاهی به واسطه عوامل فردی، فرهنگی، اجتماعی واقتصادی ازجمله دوری از خانواده و عدم برخورداری کافی از حمایت آنان، مشارکت ومسئولیت پذیری اجتماعی، ارتباط زمانی این دوره با شرایط دوره جوانی، فشارهای تحصیلی، کمبود زمان وامکانات تفریحی، آینده نامشخص وفشارهای درسی، مشکل پرداخت هزینه ها و....دوره خاص تلقی می شود. قرار گرفتن درچنین شرایطی اغلب با فشارها ونگرانی هایی توام است وعملکرد وبازدهی افراد را تحت تاثیر قرار می دهد. امروزه موضوع سلامت دانشجویان مساله ای حیاتی است که چالشهای اساسی را برانگیخته است . دانشجویان قشر وسیعی از جمعیت فعال را تشکیل می دهند و نقش مهمی را در آینده کشور ایفا می کنند(آزاد 206:1385). در سالهای اخیر گزارشات بسیاری درباره افسردگی ،سوء مصرف مواد وافت تحصیلی درمیان دانشجویان جهان دیده می شود؛ وشیوع بیماری های روانی در بین دانشجویان یکی از 5 موضوع مهمی است که دانشگاه ها در کشورهای مختلف با آن روبرو هستند. همانطور که ذکرآن رفت میزان شیوع اختلالات وبیماری های روانی دربین دانشجویان در حال افزایش است. استرس های گوناگون با تاثیر منفی که بر منابع مقابله فردی واجتماعی شخص اعمال می کنند، باعث کاهش مقاومت فرد گشته ودر دراز مدت اثرات ناخوشایندی بربهداشت روانی وجسمانی دانشجویان می گذارند ودر نهایت به پایین آمدن سلامت وکیفیت زندگی آنها منجر شده و آنها را از ایفای نقش بازمی دارد. داشتن مشکلات مربوط به سلامت منجر به اختلال در انجام تکالیف درسی،کاهش انگیزه، اضطراب وترس شده و سبب می شود که دانشجویان بخش قابل توجهی ازنیروی فکری خودرا صرف چنین مشکلاتی کنند ودرنتیجه توان وعلاقه کافی را برای فعالیت در امور آموزشی نخواهند داشت. با وجود این اگرچه این تغییرات می تواند استرس هایی ایجاد نماید، اما ضرورتا باعث تنش یا اضطراب نمی شود، بلکه تعامل بین انواعی از عوامل استرس زا ومهمتر نحوه ادراک آنهاست که منجر به تنش یا اضطراب می شود، واین ادراک به نوع وتعداد منابع حمایت اجتماعی موجود برای آنها ونیز تاثیرات فرهنگی بستگی دارد. همانطور که گفته شد، وجود مشکلات مربوط به سلامت در فعالیت های آموزشی دانشجویان تاثیر به سزایی داشته واز یک سو افت تحصیلی وگاهی ترک تحصیل را در پی خواهد داشت واز سوی دیگر باعث هدر رفتن منابع مادی، نیروی کار حرفه ای، اتلاف وقت واحساس ناامیدی در آنها می شود از اینرو لازم است توجه به مشکلات روحی و جسمی واهمیت به سلامت دانشجویان درراس امور مسئولین دانشگاهی قرار گیرد.
حمایت اجتماعی عامل مهمی است که به عنوان متغیر واسطه ای بین استرس وبیماریهای روانی واجتماعی عمل می کند.لین وهمکارانش در مقاله خود حمایت اجتماعی راچنین تعریف کرده اند"حمایت قابل دسترس برای فرد از طریق پیوندهای اجتماعی با سایر افراد، گروه ها واجتماع بزرگتر. در واقع حمایت اجتماعی از طریق ارتقا سطح رفتارهای بهداشتی وکاهش نتایج منفی وفشارآور رویدادها برسلامت فرد تاثیر می گذارد. حمایت اجتماعی کمکی دوجانبه است که موجب خلق تصور مثبت از خود، پذیرش خود، احساس عشق وارزشمندی می گردد ودر همه این موارد به فرد فرصت خودشکوفایی ورشد می دهد. برخورداری از منابع حمایتی امکان حفظ وتداوم سلامتی را فراهم می کند. این برخورداری به گونه ای است که می توان سلامتی را به عنوان تابعی از میزان حمایت اجتماعی در نظر گرفت؛ به عبارتی هرچه میزان حمایت اجتماعی افزایش یابد سطح سلامت نیز افزایش می یابدو بالعکس. از این نگاه سلامتی مشروط به داشتن حمایت اجتماعی است. حمایت اجتماعی افراد را قادر می سازد تاتوانایی رویارویی بامشکلات زندگی روزمره و بحران های آن راداشته وبه خوبی آنها راسپری کند .پیوستن افراد به گروهها وسازمانها خود دلیلی است بر نیاز انسان به حمایت اجتماعی است.
طبق مطالعات ومشاهدات صورت گرفته توسط محقق مشخص شده میزان برخورداری دانشجویان از سلامت عمومی متفاوت است. متغیرهای مختلفی می تواند این تفاوت را تبیین کند که دراین میان ما قصد داریم نقش حمایت اجتماعی را به عنوان متغیر تعیین کننده بر میزان سلامت دانشجویان بررسی نماییم.
درواقع مادر این منبع علمی مقاله قصدداریم بدانیم میزان حمایت اجتماعی چه تاثیری بر میزان برخورداری دانشجویان از سلامت عمومی دارد؟
3-1- انگیزه منبع علمی مقالهگر
سلامتی موضوعی مشترک دربسیاری ازفرهنگ هاست که همه سازمانها ی بهداشتی – درمانی جهت دستیابی به آن تلاش می کنند. عوامل متعددی بر سلامتی تاثیر گذارند که یکی از آنها حمایت اجتماعی است؛ حمایت اجتماعی عاملی است که موجب احساس امنیت و خوداررزشمندی درفر می گردد ودرنتیجه امکان رشد وخودشکوفایی را برای فرد فراهم می کند، تامین حمایت اجتماعی در رشد شخصیت، سلامت هیجانی وروانی فرد آثار پیشگیرانه و درمانی دارد وپزشکان تماس های اجتماعی را دربهزیستی فرد وبهبود ناراحتی های او موثرمی دانند. همچنین منبع علمی مقاله های بررسی شده توسط محقق نمایانگر این نکته است که مردمانی که پیوندهای اجتماعی گسترده تری دارند (ازدواج، ارتباط با دوستان ووابستگان نزدیک، عضویت در مساجد، کلیسا وسایرانجمن ها) بیش ازکسانی که از پشتیبانی کمتر برخوردارند، عمر می کنند وکمتر گرفتار بیماریهای ناشی از فشار روانی می شوند. باتوجه به مطالب ذکر شده منبع علمی مقالهگر بر آن شد تا با توجه به اهمیت ونقش اساسی دانشجویان در روند توسعه کشوروهمچنین با توجه به اینکه منبع علمی مقالهگر در دانشکده علوم اجتماعی مشغول به تحصیل می باشد و از نزدیک شاهد برخی از مشکلات دانشجویان می باشد، به بررسی سلامت عمومی دانشجویان با تاکید بر عامل حمایت اجتماعی به عنوان یکی از عوامل دخیل در سلامت عمومی بپردازد.
4-1- اهدف منبع علمی مقاله
اهدف اصلی:
بررسی وشناخت تاثیر میزان حمایت اجتماعی برمیزان سلامت عمومی دانشجویان است.
بررسی میزان برخورداری دانشجویان از سلامت عمومی.
ارایه راه کارهایی برای ارتقای میزان سلامت عمومی دانشجویان
اهداف فرعی:
بررسی تاثیرمیزان حمایت عاطفی برمیزان سلامت عمومی دانشجویان
بررسی تاثیرمیزان حمایت ابزاری برمیزان سلامت عمومی دانشجویان
بررسی تاثیرمیزان حمایت اطلاعاتی برمیزان سلامت عمومی دانشجویان
5-1- ضرورت و اهمیت موضوع :
یکی از محورهای ارزیابی در جوامع مختلف، ارزیابی سلامت آن جامعه است. سلامتی افراد جامعه نقش مهمی در تضمین پویایی وکارآمدی هرجامعه ایفا می کند. از آنجا که دانشجویان از اقشار مستعد جامعه وسازندگان فردای هر کشور هستند ارزیابی سلامت آنان از اهمیت ویژه ای برخوردار است .
علیرغم آنکه تجربه ورود به دانشگاه تجربه خوشایند وبی بدیل بسیاری از جوانان است ولی مانند هر تجربه دیگر با برخی موقعیت های اضطراب آور نیز همراه است.ورود به فضای جدید، دوری ازخانواده، تفاوت میان الگوهای ذهنی با واقعیت های موجودو...از جمله عوامل استرس زایی هستند که متعادل کردن آنها نیازمند فراهم آوردن شرایط وفضای مناسب برای تامین سلامت دانشجویان است. قرار گرفتن در چنین شرایطی می تواند موجب افت تحصیلی، بروز تنشهای فردی مشکلات ارتباطی وعدم شکوفایی استعدادها گردد. از آنجا که سلامت نقش عمده ای در کارکرد در تمام زمینه های فردی، خانوادگی واجتماعی دارد بدیهی است که برنامه ریزی صحیح وجامع در تامین سلامت دانشجویان کاملا ضروری به نظر می رسد. باتوجه به مطالب ذکر شده به نظر می رسد اگر عوامل موثر برسلامت عمومی دانشجویان شناسایی گشته وبه خوبی درک شوند، کمک زیادی درجهت بهبودی سلامت آنها خواهد شد؛ اما اگر دراین حوزه سرمایه گذاری انسانی ومادی صورت نگیرد وسلامت عمومی دانشجویان مورد غفلت قرارگیرد مشکلات بسیاری ازجمله ناسازگاری های فردی ، اجتماعی وتحصیلی گریبانگیر آنان می گردد. با توجه به مطالب ذکر شده و نظر به اینکه در مورد سلامت عمومی دانشجویان علامه طباطبایی منبع علمی مقالهی صورت نگرفته لذا محقق انجام منبع علمی مقالهی با این عنوان را ضروری دیده وبه اجرای چنین منبع علمی مقالهی روی آورده است.
6-1- فایده منبع علمی مقاله

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : elmname.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

نتایجی که پس از هر منبع علمی مقاله به دست می آید برای راهگشایی و حل مشکلات در راستای همان موضوع مورد استفاده قرار می گیرد.در این منبع علمی مقاله تاثیر حمایت اجتماعی بر میزان سلامت عمومی دانشجویان مورد بررسی قرار می گیرد. باتوجه به اهمیتی که سلامت افراد دارد شناخت عواملی که سلامت عمومی را افزایش یا کاهش می دهد ضروری است. شناخت عوامل موثر بر سلامت دانشجویان امکان پیش بینی و برنامه ریزی جهت کمک به سلامت آنان را فراهم می کند. از طرفی این امر به دست اندر کاران آموزش عالی کمک می کند تا با بسط وتوسعه مراکز وکلینیک های خدماتی مشاوره، مددکاری اجتماعی و روان در مانی و ارایه بیشتر خدمات رفاهی وبهداشتی ومهارت های زندگی از شیوع ناراحتی های روانی، جسمی واجتماعی که گاه گریبانگیر باهوش ترین وخلاق ترین دانشجویان می شود جلوگیری کند.
برای انجام برنامه ریزی صحیح وجامع لازم است منبع علمی مقاله هایی در زمینه شناخت وضعیت سلامت دانشجویان وهمچنین شناخت عوامل موثر بر آن صورت گیرد؛ لذا در راستای اهداف فوق این منبع علمی مقاله به دنبال بررسی میزان سلامت دانشجویان وشناخت عوامل اثر گذار(یکی از این عوامل حمایت اجتماعی است) برآن است. همچنین این منبع علمی مقاله می تواند به عنوان یک نمونه منبع علمی مقاله تجربی مورد استفاده ی افرادی که به هر نوعی موضوعی مشابه با این منبع علمی مقاله دارند قرار گیرد.
همچنین این منبع علمی مقاله می تواند برای مسئولین دانشگاهی فوایدی دیگری هم داشته باشد:
- فراهم آوردن داده های کاربردی
- سازمانها ونهادهای مسئول را در تهیه خط مشی های مناسب برای کمک به دانشجویان در زمینه سلامت یاری می نماید.
- برنامه ریزی در جهت پیشگیری از بیماریها واختلالات ودستیابی به سلامت را هدایت خواهد نمود.
- ارایه راه کارهای لازم در جهت افزایش سلامت عمومی به مشاوران، روانشناسان، مددکاران اجتماعی و... جهت استفاده در فعالیت های حرفه ای خود

مقدمه
بیماری از بدو پیدایش بشر وجود داشته است وهیچ فردی به طور کامل درمقابل آن مصونیت ندارد واین خطری است که بشر را مرتباً تهدید می کند. در تعادل سلامت، انسان به تنهایی مطرح نیست بلکه آنچه مورد بحث است، پدیده هایی هستند که در اطراف او وجود دارند و بر مجموعه سیستم نظام او اثر می گذارند و از آن تاثیر می پذیرند. بدون شک عوامل متعددی برسلامت جسمانی وروانی افراد تاثیرگذارند، عواملی وجود دارند که می توانند به سلامتی آسیب وارد کنند ودرمقابل عواملی نیز وجود دارد که می توانند سلامت افراد را ارتقا ببخشند؛ ازجمله این عوامل می توان به حمایت اجتماعی اشاره نمود که به افراد کمک می کند تا با شرایط استرس زا کنار بیایند وآسیب روانی وجسمانی کمتری را متحمل شوند. برای روشن شدن بهتر بحث مادر این فصل ابتدا تاریخچه مطالعه سلامت عمومی وحمایت اجتماعی را مطرح کرده و سپس تعاریفی راجع به سلامت وحمایت اجتماعی وعوامل موثر برآنها مطرح گردیده ودرادامه نظریه ها ومدلهای مربوط به موضوع وپیشینه منبع علمی مقاله در ایران وجهان مطرح شده ودر پایان چهارچوب نظری ، الگوی نظری، فرضیات منبع علمی مقاله وسوالات منبع علمی مقاله ارائه می گردد.
سلامت عمومی
2-2- تاریخچه موضوع
1-2-2- تاریخچه مطالعه سلامت عمومی
سلامت وبیماری ومفاهیم آن از ابتدای بشر ودر همه فرهنگ ها وجود داشته است. اما بخش اعظم آنچه ما می شناسیم از تحولات جامعه غربی در طول دو یا سه قرن گذشته ناشی می شود که ما بخشی از تاریخچه مطالعه سلامت عمومی را در ذیل می آوریم:
سلامت عمومی از رویکردهای متفاوت مورد بررسی قرار گرفته وهرکدام از رویکردهانقش تکمیلی را برای دیدگاه های دیگر فراهم ساخته است. در آغاز به تعاریفی از سلامت عمومی می پردازیم وسپس به قدیمی ترین رویکرد درسلامت عمومی تحت عنوان رویکرد" زیست شناختی" اشاره شده وسپس به رویکرد" روانشناختی" و"جامعه شناختی" پرداخته می شود ودرنهایت،" رویکرد سیستمی" وتنیدگی بین عوامل زیستی، روانی واجتماعی مطرح شده وبستر مناسبی برای عنوان نمودن" رویکرد روانشناسی" سلامت فراهم می گردد.
درتعریف سلامت عمومی باید به دورویکرد عمده تاکید نمود: رویکرد اول، سلامت به معنی فقدان بیماری یا معلولیت شناخته می شود. دراین رویکرد، سلامت حقیقی یعنی پیشگیری از بیماری ونابهنجاری از اینرو، اگر فردی مشکلات روانشناختی ویاجسمانی را تجربه نکند انسانی سالم نامیده شده وبه عنوان فردی بهنجار شناخته می شود که هیچ گونه بیماری یا معلولیت را تجربه نمی کند. دررویکرد دوم که پس از تدوین نظامنامه سازمان بهداشت جهانی رایج گردیده است به مفهوم بهزیستی وکیفیت مثبت زندگی تاکید می شود. دراین رویکرد سلامت به عنوان یک مفهوم مثبت نگریسته شده وعلاوه براینکه فرد ابعاد منفی یا بیماری را تجربه نمی کند، به صحت وآسایش زیستی ودیگر عوامل مثبت گسترده اجتماعی، سیاسی واقتصادی تاکید می نماید. در این زمینه می توان به تعریف سلامت در نظام نامه سازمان بهداشت جهانی اشاره نمود: "سلامت حالت کامل آسایش وکامیابی زیستی، روانی واجتماعی است وصرف فقدان بیماری یا معلولیت نمی باشد." بنیارد 1996، رویکرد فوق را به عنوان یک رویکرد ایده آل گرایانه مورد بررسی قرار داده وعنوان می کند که دستیابی به اهداف سازمان بهداشت جهانی به راحتی امکان پذیر نیست. وی تعریف سلامت برمبنای حالت کامل صحت وکارکرد مطلوب زیستی، روانی واجتماعی را مورد انتقاد قرار داده است واظهارمی کند که رسیدن به این وضعیت درعمل بسیار مشکل است. او اعتقاد دارد که عوامل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی درکشورهای جهان سوم وضعیت سلامت را تحت پوشش قرار داده است، شاید بتوان گفت که اکثریت این افراد را باید به عنوان انسان هایی ناسالم برچسب گذاری نمود زیرا زندگی این افراد درتمامی جنبه ها کامل نیست وکیفیت زندگی مطلوبی ندارند. دراینجا لازم است برای روشن شدن بیشتر مفهوم سلامت عمومی به چند تعریف دیگر نیز اشاره داشته باشیم:
"سلامت عمومی، شامل عملکرد کاملاً سازگار فرد ونیز سازش یافتگی اوباجهان است، که ماحصل چنین عملکردی، احساس اثربخش بودن وسعادتمندی است. سلامت عمومی تنها واجدکارایی واحساس رضایت نیست، بلکه می تواند یک حالت روانی استوار، یک رفتار اجتماعی مناسب ویا یک گرایش ومیل شادمانه باشد؛ به عبارت دیگر به عنوان یک حالت تعادل درون خود ودرون محیط تعریف می شود." (فیاض دستگردی، 12:1379)
"تعادل درعملکرد قوای جسمی، روحی و اجتماعی ونه وجود عارضه جسمی به عنوان شاخص اصلی درتعیین وضعیت سلامت فرد محسوب می گردد؛ از طرفی بهزیستی وتندرستی شخص متاثراز عوامل متعدد محیطی، جغرافیایی، فرهنگی واقتصادی می باشد وهرگونه تغییر دراین عوامل می تواند سلامت جسم وروان را تحت تاثیر خود قراردهد". (اسدالهی، 25:1378)
رویکرد زیست شناختی به سلامت عمومی:
رویکرد زیست شناختی بامدل پزشکی شناخته می شود زیرا که در مدل پزشکی تلاش می گردد تا به بررسی عوامل جسمانی مشخص ومعینی پرداخته شود. قدیمی ترین رویکرد به سلامت عمومی در حیطه زیست شناختی وعلوم پزشکی جای دارد واز زمانهای قدیم دراین رویکرد به رابطه بین عفونت ها ونواقص بدنی بارفتار پریشان پرداخته شده است. این رویکرد در قرن 18 با اوج خود رسید وپیشرفتهای عظیمی درکالبدشناسی، فیزیولوژی وژنتیک حاصل نمود. در رویکرد زیست شناختی تصوربراین می باشد که برای هراختلال بایدبه دنبال یکی از علتهای زیست شناختی بود وبدینوسیله به نقش عوامل زیست شناختی در سلامت عمومی تاکید می شود. یکی از مفرضات رویکرد فوق را می توان اینگونه مطرح کرد که همه رفتارهای غیرانطباقی ناشی از اختلال عملکرد درساختار بدن است. تبیین چنین اختلالی می تواند اینگونه باشد، عارضه فوق یا موروثی بوده یا به صورت اکتسابی درساختاربدن پدیدآمده است.
اطلاعات اخیر در زمینه سلامت عمومی، ازاین ادعا حمایت می کند که دراکثر موارد، عوامل زیست شناختی نقش موثری برعهده داشته ومعیار مهمی برای سلامت عمومی می باشد. امروزه، از طریق پیشرفت های نوین همانند تصویر برداری از مغزو مغزنگاری کامپیوتری، مشخص گردیده که عوامل زیست شناختی تاثیرات شدیدی برکارکردهای روانی واجتماعی برجای می گذارد. برخی از محققین رویکرد زیست شناختی اعتقاد دارند که تنها بروز بیماری به عنوان ناسلامتی وعدم بیماری به عنوان سلامتی درنظر گرفته نمی شود وملاک مهم دیگری در تشخیص سلامت عمومی وجود دارد. آنها اعتقاد دارند، فقدان درد از دیگر مواردی است که می تواند معرف سلامت عمومی باشد.
رویکرد روانشناختی به سلامت عمومی:
ازدیدگاه روانشناختی، تعریف وتعیین سلامت عمومی، یعنی عدم بروز اختلال روانی. از اینرو افرادی که رفتار غیرعادی را نشان نمی دهند وهمواره با محیط پیرامون خویش سازگاری دارند، به عنوان شخص سالم مطرح می شوند. امروزه در زمینه انطباق پذیری وسلامت عمومی، رشته نوینی دررویکرد روان شناختی به وجودآمده است. دراین رویکرد که به عنوان شاخه روانشناختی سازگاریمطرح می شود. در این رویکرد به 4 منبع سازگاری تحت عنوان استرس روانی، اضطراب، افسردگی ومحرومیت اشاره می گردد برطبق این رویکرد این4 منبع نقش اساسی در سازگاری فرد ایفا می کنند. افراد درمواقعی که افراد از میزان بالای استرس روانی، اضطراب، افسردگی ومحرومیت برخوردار شوند سازگاری شخصی آنها به خطرافتاده وسلامت عمومی آنها مورد تهدید قرار می گیرد وهمچنین در مواقعی که افراد از میزان بسیار اندک استرس روانی، اضطراب، افسردگی ومحرومیت برخوردار شوند، بازهم انطباق پذیری آنها به خطر می افتد وسلامت عمومی آنها مورد تهدید واقع می شود. در رویکرد فوق باید منابع سازگاری رادر حد متوسط وهماهنگ با هنجارهای اجتماعی تجربه نمود از اینرو تجربه شدید وخفیف اینگونه منابع سازگاری سلامت عمومی فرد را به خطر می اندازد.
اکثر روانشناسان توافق نظر دارند که غیرعادی بودن، عدم مقبولیت اجتماعی، ادراک یا تفسیر شخصی نادرست از واقعیت وحالات هیجانی ناخوشایند از جمله ملاک هایی می باشند که تعیین کننده سلامت عمومی است، درصورتی که فردی اینگونه موارد را نشان ندهد از سلامت عمومی برخوردار می باشد.
- غیرعادی بودن: افرادی که رفتار نابهنجار دارند در اقلیت می باشند اما هررفتاری که در اقلیت باشد (یعنی بافراوانی کمتری تولید شود) الزاماً نابهنجار نخواهد بود. هرچند نادربودن یا انحراف آماری داشتن، معیار کافی برای طبقه بندی یک رفتار در طبقه رفتارهای نابهنجار نیستند، ولی اغلب موارد مورد استفاده قرار می گیرند. بنابراین، دربسیاری از موارد، رفتاری که به ندرت مشاهده شود وازرفتار عادی انحراف داشته باشد نابهنجار به حساب می آید.
ـ عدم مقبولیت اجتماعی: هراجتماع دربافت خود قواعد یا هنجارهای رفتاری قابل قبولی دارد. دراجتماع ایران، پابرهنه رفتن درکوچه وخیابان نابهنجاربوده امادراجتماع هندوستان بهنجار است.
ـ ادراک یا تفسیر شخصی نادرست از واقعیت: شنیدن صداهای عجیب وغریب ودیدن اشیای غیرممکن توهم به حساب می آید وهمچنین افکار آزاردهنده نیز می تواند شاخص های بیماری روانی باشد. از اینرو هرگونه هذیان، توهم وگاهی اوقات خطای حسی می تواند ملاک هایی از اختلال روانی باشد.
ـ حالات هیجانی ناخوشایند: اضطراب، افسردگی، ترس های افراطی وسایر حالات هیجان ناخوشایند می توانند سلامت عمومی فرد را خدشه دارکنند. هرچند گاهی اوقات اضطراب وافسردگی به یک موقعیت خاص می تواند واکنش معقولی باشد ولی اگر اضطراب وافسردگی زمانی طولانی دوام یابد آنگاه نابهنجار مطرح می شود.
رویکردجامعه شناختی به سلامت عمومی:
ازدیدگاه اجتماعی، فردناسالم کسی است که توانایی مقابله موثر با استرس های اجتماعی وتقاضاهای محیطی را نداشته باشد. دراین دیدگاه عدم سلامت اجتماعی فرد رابه عنوان نقصی در نظام حمایت اجتماعی فرد ملاحظه می کند. این نظام حمایتی شامل همسر، والدین، خواهر وبرادر، وابستگان و... وهمچنین سازمانهای اجتماعی ونهادهای دولتی است. جامعه شناسان منکرساخت ژنتیکی درایجاد رفتارغیرانطباقی نیستند بلکه می گویند این عوامل به تنهایی چنین رفتاری را ایجادنمی کنند. رویکرد جامعه شناسی درمورد سلامت عمومی مطرح می کند که وضعیت آموزشی نامساعد، جنایت وجرم، مسکن نامناسب وتعصب درطبقه های پایین اقتصادی وحتی همسایه های فاسد ممکن است عوارض بیشتری را متوجه فرد آسیب پذیرکنند. به عنوان مثال نظریه انتخاب اجتماعی عنوان می کند که در طبقات اقتصادی واجتماعی پایین جامعه رفتار غیرانطباقی شایع تر است زیرا افرادی که عملکرد خوبی ندارند، دچارحرکت اجتماعی روبه انحطاط می شوند وسیر قهقرایی را طی می کنند.
رویکرد روانشناسی سلامت:
عوامل زیستی، روانی واجتماعی در رویکرد روانشناسی سلامت، به تنیدگی پرداخته است ومفروضات رویکرد کل گرایی عنوان می شود. دراین رویکرد کل فرد درطول درمان مورد توجه است وتنها به یک عضو خاص ازبدن بیمار پرداخته نمی شود. در رویکردی که از بانیان آن می توان به مایر اشاره نمود، ابعاد زیست شناختی، روانشناختی وجامعه شناختی به عنوان عوامل سازنده سلامت عمومی درنظر گرفته می شود. اواعتقاد داشت که سلامت به عنوان یک سازه مفهومی جامع می باشد وتاثیرپذیری شدیدی را از تمامی متغیرهای زیست شناختی، روانشناختی وجامعه شناختی نشان می دهد.
این رویکرد دردهه آخر قرن بیستم حرکت های فزاینده ای نمود ونظریه های پزشکان، روانشناسان وبه خصوص جامعه شناسان پزشکی، تحولات چشم گیری را درجنبه های کاربردی آن ایجادنمود.
درمدل فوق، رویکرد سیستمی به کاربرده شده است وتعامل بین عوامل درتمامی سطوح مدنظر قرار می گیرد. سیستم ها را می توان ازسیستم های اکولوژیک آغاز کرده وبه سیستم های جسمانی ختم کرد.

ازجمله نظریه پردازان مدل زیست ـ روانی واجتماعی توماس مک کیون 1984 است. وی در نظریات خویش مطرح نمود که به علت ارتقای سطح دانش در حیطه پزشکی به راحتی می توان از افزایش بیماریها جلوگیری به عمل آورد. این دانش تازمانی به کاربرده می شود که بتوان تغییرات چشمگیری را درسبک زندگی افراد ایجادکرد، اینگونه تغییرات با متغیرهای اجتماعی واقتصادی همراه بوده ومی تواند زمینه مساعدی رابرای رفاه عمومی فراهم سازد. وی اعتقاددارد که رفاه عمومی می تواند معرف سلامت عمومی گردد ولی برای ایجادآن، باید به تمام عوامل روانی ـ اجتماعی تاکید نمود. بنابراین سلامت حقیقی فرآیندی است که توانمندی شخص، همراه با یک زندگی مرفه را منعکس می کند.
2-2-2- تاریخچه مطالعه حمایت اجتماعی
در سالهای 1960 تا 1970 به دنبال یک دیدگاه غالب محیط نگر در روانشناسی، محیط علت اصلی ناراحتی های روانی وفیزیکی محسوب می شد. یکی از متغیرهای اجتماعی که مورد نظر محققان قرار گرفت حمایت اجتماعی بود. در این زمان امید می رفت که حمایت اجتماعی به عنوان یک نوشداروی اجتماعی توضیح دهد که چرا عده ای از مردم در مقابل استرس ها غافلگیر شده در حالی که عده ای دیگر به همان اندازه دچار استرس می شوند در مقابل آن مقاومت داشتند.(عبدی فر، 69:1373)
در تحقیقات مربوط به استرس دخالت حمایت های اجتماعی عمومی ومشترک است. حمایت معمولا رابطه معکوس با فشار دارد به طوری که اگر این حمایت ها موجود باشد، آرامش برای آنها فراهم می شود. امروزه ثابت شده است که افرادی که در محیط های حمایتی قوی به سر می برند از لحاظ روانی نسبت به افرادی که از چنین فرصتی برخوردار نیستند در وضعیت بهتری به سر می برند زیرا حمایت بر سلامت روانی فرد، خانواده وجامعه اثر مستقیم دارد.(بیرو وهمکاران، 400:1380) حمایت اجتماعی ومیزان آن تابع روابط اجتماعی است که فرد در غالب پیوند با دیگران یا عضویت در گروه ها واجتماعات دارد. بستری که این روابط را برای فرد فراهم می کند، جامعه است.جامعه زمینه ساز وبسترشکل گیری روابطی است که فرد می تواند داشته باشد، لذا برای داشتن رابطه باید با جامعه ارتباط برقرار کردوبه دنبال آن، بدون تردید تامین سلامت روانی در قبال حضور در جامعه وارتباط با افراد حاضر در جامعه در قبال تغییرات سریع اجتماعی و فنی وتغییرات ووقایع تنیدگی زای زندگی امری اجتناب ناپذیر است. به طور کلی حمایت اجتماعی شامل حمایت عاطفی، ابزاری واطلاعاتی می باشد. حمایت اجتماعی شامل ابراز عشق ومحبت، مراقبت ونگهداری، احترام قائل شدن، اطمینان وقوت قلب، اعتماد، همدردی وتوجه می باشد. این نوع حمایت تقویت کننده مناعت طبع، حس ارزش داشتن وحسی می شود که یک نفر برای سایرین اهمیت داشته ودر نتیجه ممکن است حسی را بروز دهد که فرد وبدن او ارزش مراقبت وحمایت کردن را داشته باشد، ضمناً ممکن است دریافت کننده را قادر سازد تا استرس وفشار را کنترل کند وبه همین وسیله تاکید اساسی بر حفظ سلامت به جای درگیر شدن در فعالیت های مضر یا بی هدف را داشته باشد. ارتباط صادقانه وخالص موجب تقویت حسی از پیروزی وتبحر شده ودر فرد حس افتخار واعتماد را برای انجام تلاش ها به وجود آورد، در ضمن ممکن است افراد را از طریق توسعه تدابیر و ارتقای سلامت تشویق به انجام کنترل در مورد سلامت ورفاه شان کند.
رویکردهای مطالعه حمایت اجتماعی:
سه رویکرد کلی برای بسیاری ازکارهای عملی درمورد حمایت اجتماعی مشخص شده، این رویکردها در بیست سال اخیر تکمیل شده اند. این رویکردها شامل: رویکرد شبکه اجتماعی یا جامعه شناختی، رویکرد ادراکی یا شناختی و رویکرد کنش متقابل یا ارتباطی می باشد. این رویکردها یکی پس از دیگری پدید آمدند.
رویکردشبکه های اجتماعی:
اولین منبع علمی مقاله ها درمورد حمایت اجتماعی وسلامت با روشهای شبکه اجتماعی انجام شده است. (مثل منبع علمی مقاله های برکمن وسیمی1979، هیرش1980، هوس، روبین ومترنز1982). این روشها به طورمناسب زمانی مورد برسی قرار گرفتند که منبع علمی مقاله ها ظاهراً اظهار می داشتند که موجودیت صرف پیوندهای اجتماعی(وجود پیوندهابادسته بندی مشخص) منجربه بهبود وارتقاء سلامت می شود، بدین ترتیب منبع علمی مقالهها روی آن متمرکز شدند تا مشخص کنند که چگونه اندازه، تراکم، فراوانی وویژگی های دیگر شبکه اجتماعی فرد با شاخص های سلامت وبهزیستی همبستگی پیدامی کند. بدین ترتیب این منبع علمی مقاله ها درنظر داشتند کانون توجه به دیدگاه جامعه شناختی را نشان دهد، باتمرکز براینکه چگونه وجود پیوندهای اجتماعی بر روی پیامدهای سلامتی تاثیرمی گذارد.
مطالعات شبکه ارتباطی مربوط به حمایت اجتماعی باچندین انتقاد قابل توجه روبرو شده است. نخست، دلایل زیادی وجود دارد مبنی براینکه ویژگی های ساختاری شبکه اجتماعی صرفاً ارتباط ضعیفی با دستیابی به حمایت ونیز با پیامدهای سلامت دارند. (ساراسون، 204:1375)
دوم، منبع علمی مقالهگران زیادی تشخیص داده اند که اصلاً پیوندهای اجتماعی موجب ارتقا سلامت نمی شود. بسیاری ازپیوندهای اجتماعی منبع استرس به شمار می روند، با این حال پیوندهای اجتماعی دیگری وجود دارد که هم منابع حمایتی وهم استرس محسوب می شوند. (روک1984، ساندلروباررا1984). این شناخت مستلزم بررسی کیفی ومعنی روابط اجتماعی علاوه بر ساختار وکمیت شان می باشد.
سوم، ازچندین مطالعه (مثل مطالعات آنتونوچی وایزریل1986؛ ساراسون، شیرین،پیرس 1987؛ وثینگتن وکسلر1986) استنتاج کرده اندکه پیامدهای سلامتی توسط ادراک فرد ازکیفیت ودردسترس بودن حمایت موردپیش بینی قرار گرفته است نه به وسیله ویژگی های ساختاری شبکه های اجتماعی، این یافته ها انگیزه حرکت به سمت رویکردهای روان شناختی جهت مطالعه حمایت اجتماعی محسوب می شود. (ساراسون، 204:1375)
رویکردهای روانشناختی
دیدگاه روانشناختی بر مفهوم ذهنی فرد ازحمایت دریافت شده یا رضایت ودسترسی به حمایت تاکید دارد. درآغازاساس منبع علمی مقاله دیدگاه روانشناختی متمرکز بود روی اینکه چگونه کیفیت روابط اجتماعی فرد روی احساس حمایت او وسپس شاخص های سلامت وبهزیستی وی تاثیر می گذارد. اخیراً مفهوم حمایت اجتماعی به عنوان ویژگی شخصیتی نسبتاً استوار (یعنی تکوین آن باتجربه دلبستگی دراوایل زندگی) مفهوم سازی شده است. دلایل زیادی نشان می دهد که معنی استواری حمایت یک سپر دفاعی مهمی درمقابل استرس ومشکلات سلامتی محسوب می شود. اگرچه دیدگاه روانشناختی ادراک مارا از حمایت اجتماعی و اثراتش بسیار افزایش داده است، با این حال محدودیت هایی نیز در این رویکرد مشاهده می شود. دونکر، شتر، بنت 1990؛ کسلر، پیرس و ورتمن 1985 خاطرنشان کرده اند که روابط خودش مستقیماً حمایتی(یا غیرحمایتی) نیستند؛ بلکه درآن تعاملات خاصی وجود دارد که طرفین رابطه نسبت به یکدیگر به منظور تامین حمایت انجام می دهند.( ، تیوتس 1982)این موضوع نقطه ضعف مهم دیدگاه روانشناختی به شمارمی آید. برای مثال گتلیب 1985 خاطر نشان می کند که دیدگاه روانشناختی"واقعیت یا حمایت مورد تجربه ای که درکنش متقابل اجتماعی مرد ظاهر می شود" را نمی سنجد، بلکه منبع بازنمایی شناختی پدیده ای است، که انطباق آن با واقعیت اجتماعی نامعلوم می باشد. بنابراین افراد مثل هبفول واستکس1988 پیشنهاد کردند منبع علمی مقالهی موردنیاز است که توجه را روی ساختار واقعی پیوندهای اجتماعی، جستجو ودریافت کمک وواکنش های عاطفی، شناختی ورفتاری نسبت به آن کمک توجه نماید؛ ونیز روی افکار، احساسات ورفتارهایی که میانجی چنین واکنش هاست، تمرکز نماید. به بیان دیگرمورد نیاز است که منبع علمی مقاله آزمونهای مفصلی درباره فرآیندهای تعاملی وارتباطی فراهم شودو سپس ازطریق این فرآیندهای ارتباطی وتعاملی حمایت درخواست و ارسال شود.
رویکردهای ارتباط وکنش متقابل:
درسالهای اخیر شمار زیادی ازمنبع علمی مقالهگران روشی ازمنبع علمی مقاله را به کاربردند که درآن حمایت اجتماعی را به عنوان کنش متقابل ویا مبادلاتی که درزمینه روابط پایدار اتفاق می افتد، مورد برسی قرار دادند. (ساراسون وپیرس 1990؛ بورسن وساراسون 1992) علاقه عمده به این نوع منبع علمی مقاله همراه با فهم این موضوع است که چراوچگونه مهیاکننده مبادرت به ارائه حمایت می کند ویک گیرنده می تواند توسط این اقدام مورد حمایت وبهره مندی قرار گیرد.
با مفهوم سازی حمایت اجتماعی به عنوان ارتباط می توان گرایش به تدوین روشهای تجربی به منظور ایجاد وسازماندهی سوالاتی درباره درون دادها، رویدادها وپیامدهای مربوط به تعاملات حمایتی را افزایش داد. چند مزیت خاص دیگری نیز دربررسی حمایت اجتماعی به صورت شکلی از ارتباط وجود دارد:
نخست: اگرچه رویکردها به حمایت اجتماعی مستقیماً روابط را نشان نمی دهد، با این حال روابط به عنوان مکانیسمی مهم است که از طریق آن حمایت ارسال می گردد. برای مثال اگرچه ارتباط در رویکردهای شبکه ای وجامعه شناختی حمایت اجتماعی به صورت مستقیم مورد آزمون قرار نمی گیرد، اما با چند روش فرضیه سازی شده است که شامل: روابطی که در این منبع علمی مقاله مورد آزمون قرار می گیردبه وسیله ارتباط ایجادشده است، روابط باید در سرتاسر ارتباط ادامه یابد، اکثر تبیین ها درباره دلیلی که پیوندهای اجتماعی وسیع برسلامت تاثیر می گذارد چنین فرض می کردند که اطلاعات از طریق وسایل ارتباطی منتقل می شود.
دوم، بدون توجه به اینکه " مفهوم ذهنی حمایت "که به وسیله دیدگاه روانشناختی مطرح شده به عنوان یک ویژگی شخصیتی پایدار یا یک حالت فوق العاده خاص در نظرگرفته می شود، فرآیند ارتباط درایجاد حمایت نقش عمده دارد. اگر به این معنی از حمایت به عنوان یک متغیر تفاوت فردی نگریسته شود که از ابتدای زندگی شکل می گیرد، تحقیق می تواند روی الگوهای روابط والدینی پرورش دهنده تمرکز کند که پایداری وحفظ دلبستگی را تقویت (یا تضعیف) می نماید؛ واگر این معنی از حمایت به عنوان ویژگی موقعیتی درنظرگرفته شود، بنابراین بسیار مهم است، بررسی شود که چگونه این ویژگی زمینه خاص به وسیله رفتارهای تعاملی وپیام های ایجادشده است که درجریان رویدادهای اجتماعی اتفاق می افتد.
سوم، مطالعه نحوه انتقال حمایت به ایجاد مبنایی جهت توصیه به افراد کمک خواهد کرد که چگونه آنها بیشتر مورد حمایت قرار گیرند چون بسیاری از حمایت ها از طریق کنش متقابل صورت می گیرد لذا باید بررسی کرد که حمایت چگونه انتقال می یابد، حمایت باید به عنوان ارتباط مطالعه شود به خاطر اینکه درنهایت از طریق پیام ها ارسال می گرددودرضمن به وسیله زمینه ارتباطی این پیام ها از یک شخص به شخص دیگر فرستاده می شود وخود این رابطه نیز به وسیله کنش متقابل ایجاد وتقویت می گردد. هدف از مطالعه حمایت اجتماعی به عنوان ارتباط این است که ارتباط وسیله ای است که پیام ها را مطالعه می کند واز طریق این پیام ها افراد حمایت را جستجو وابراز می نمایند؛ همچنین آن تعاملاتی (کنش های متقابلی) را مطالعه می کند که در این تعاملات پیام های حمایتی تولید ومورد تفسیرقرار می گیرد ونیزآن روابط ایجاد شده را مطالعه می کند ودر ضمن روابط مورد نظر کنش متقابل حمایتی را زمینه سازی می کند که درآن افراد شرکت دارند.
1-3-2- مفهوم سلامت
سلامت موضوعی مطرح دربسیاری از فرهنگ هاست. در واقع هر جامعه به عنوان بخشی از فرهنگ خود از سلامت مفهوم خاصی در نظر دارد. از میان تعریف هایی که هم اکنون نیز کاربرد دارند، شاید دیرینه ترین تعریف آن باشد که سلامتی عبارت از بیمار نبودن. دربرخی از فرهنگها سلامت وهماهنگیمترادف یکدیگر در نظر گرفته می شوند وهارمونی عبارتند از: سازگار باخود، باجامعه، باخدا وجهان.
آراء هندیان ویونانیان باستان در مفهوم سلامت مشترک بوده وبیماری را به اختلال تعادل بدنی نسبت به آنچه اخلاط می نامیدند، منتسب می کردند.
سلامت بیشتر به عنوان نعمت در نظر گرفته می شود وارزش آن به درستی شناخته نمی شود، مگر هنگامی که از دست برود.در سطح بین الملل تا زمانی که پس از جنگ جهانی اول اساسنامه جامعه ملل تهیه می شد، سلامت ازیاد رفته بودوتنها در واپسین روزها تهیه کنندگان پیش نویس اساسنامه به یاد بهداشت جهان افتادند. در کنفرانس ملل متحد در شهر سانفرانسیسکو در سال 1945 موضوع بهداشت به عنوان یک موضوع ویژه مطرح شد. باوجود این، در چند دهه گذشته جنبش تازه ای پدید آمده وسلامت به عنوان یک حق بشری ویک هدف اجتماعی در جهان شناخته شده است، یعنی سلامت برای برآورده شدن نیازهای اساسی وبهبود کیفیت زندگی انسان لازم است وباید برای همه انسانها در دسترس باشد.
سلامت از واژه هایی است که بیشتر افراد با آنکه اطمینان دارند معنای آنرا می دانند،تعریفش را دشوار می یابند.واژه health برگرفته از واژه انگلیسی heal به معنی کامل است که نشان دهنده مقوله تندرستی کامل فرد، صحت وآسایش اوست. تعریف سلامت در هر جامعه تا اندازه ای به حس مشترک افراد از سلامت وفرهنگ آنان باز می گرددودر جوامع وگروه های گوناگون درک های متفاوتی از آن وجود دارد.
در علم طب گاهی از واژه homeostasis به جای health استفاده می شود وبه معنای توانایی سازمان یافته بدن در جوابگویی موثر به فشارها وبازگشت به وضعیت تعادل. در طب امروز واژه wellness نیز به همین معنی استفاده می شود. در فرهنگ های گوناگون تعریف های بسیاری از سلامت شده است :
در فرهنگ وبستر سلامت وضع خوب وعالی بدن، اندیشه وروح به ویژه برکنار بودن ازدرد یا بیماری جسمی تعریف شده است.
در فرهنگ آکسفورد به معنی وضع عالی جسم وروح وحالتی که اعمال بدن به موقع وگونه ای موثر انجام شود، آمده است.
جالینوس سلامت را عبارت از وجود نسبت معینی از عناصر گرمی، سردی، رطوبت وخشکی تعریف می کند.
ابن سینا معتقد است: سلامت سرشت یا حالتی است که در آن اعمال بدن به درستی انجام می گیرد ونقطه مقابل آن بیماری است.(سجادی، 245:1384)
بهترین تعریف منطبق با الگوی کلیت وبا به کارگیری رویکرد سلامتی، تعریفی است که سازمان بهداشت جهانیدر سال 1948 ارائه داده است: " سلامت عبارتست از رفاه کامل جسمی، روانی واجتماعی ونه تنها بیمار یا معلول نبودن" در سالهای اخیر با گنجانده شدن " توانایی داشتن یک زندگی مثمر از نظر اقتصادی واجتماعی " این تعریف کامل تر شده است. سلامت بیشتر به عنوان ابزاری برای رسیدن به یک هدف منظور شده است که می توان آنرا به لحاظ کارکردی به صورت یک منبع بیان کرد؛ منبعی که به افراد امکان می دهد زندگی اقتصادی واجتماعی مناسبی داشته باشند.سلامت تنها زندگی کردن نیست، بلکه منبعی برای زندگی روزمره است. سلامت یک مفهوم مثبت است که بر منابع وامکانات اجتماعی وشخصی وهمچنین توانایی های جسمانی تاکید دارد.
تعریف سلامت در هر جامعه تا اندازه ای به حس مشترک افراد از سلامت وهمچنین فرهنگ آنان باز می گردد و در جوامع وگروه های گوناگون درک های متفاوتی از آن وجود دارد.
رویکرد های دوگانه به سلامت وعملکرد فرد در زندگی
کیفیت عملکرد فرد در زندگی ومیزان سلامت وی با دومدل کلی تبیین شده است:
مدل بیماری محور : که سلامت را به عنوان فقدان کامل یا نسبی نشانه های مهم بیماری(نشانه های فیزیکی، روانی واجتماعی )در نظر می گیرد.
مدل سلامت محور: که سلامت را به عنوان حضور سطوح بالایی از سلامت (فیزیکی ،روانی واجتماعی) تعریف می کند.برای مثال طبق دیدگاه اول فردی سالم تلقی می شود که در طول سال گذشته دچار نشانه های بیماری مثل افسردگی نشده باشد؛ امادر دیدگاه دوم فردی سالم تلقی می شود که سطوح بالایی از رضایت وسلامت را داشته باشد. اگرچه این دومدل با هم ارتباط دارند، اما اکثر تحقیقات با استناد به مدل اول روی فقدان نشانه های بیماری تمرکز می کنند وعلت این است که بیماریهای روانی (مثل افسردگی شدید) باعث تحمیل هزینه های مستقیم (مراقبتهای درمانی)، غیر مستقیم (کاهش تولید)، بروز بیماریهای ثانویه (ازقبیل بیماریهای قلبی وعروقی) ومشکلات اجتماعی (فقر وخودکشی) می شود.
2-3-2- ابعاد سلامت
سازمان جهانی بهداشت، سلامت را بهزیستی کامل جسمی، روانی واجتماعی ونه صرف نبودن بیماری یا رنجوری تعریف می کند.بنابراین سلامت منبعی برای زندگی روزمره است ونه برای هدف زندگی. سلامت مفهوم مثبتی است که علاوه بر ظرفیتهای جسمی برمنابع اجتماعی وشخصی تاکید دارد. سلامت دارای 6بعد مختلف می باشد: سلامت جسمی، سلامت روانی، سلامت عاطفی، سلامت معنوی، سلامت جنسی وسلامت اجتماعی. (همان 246:)

دایره خارجی در برگیرنده ابعاد ومتغیرهایی از سلامت است که بر فرد اثر می گذارد. سلامت جامعه ای به ارتباط وپیوندهای سلامت فردی وساختار جامعه بازمی گردد، از جمله: نیازهای اساسی وزیربنایی برای سلامت (مانند پناهگاه، صلح وآرامش، غذا)ودرجه ای از یکپارچگی وانسجام یا تصمیم وجداسازی جامعه.
دایره بیرونی تر نشان دهنده سلامت زیست محیطی است، سلامت محیط فیزیکی وجایی که افراد در آن زندگی می کنند وچیزهای وابسته به آن مانند مسکن، حمل ونقل، آب آشامیدنی سالم وهوای پاک.
سلامت جسمی:
این بعد از سلامت به چگونگی عملکرد اعضای بدن تمرکز می کند. سلامت جسمی حالتی است که تمامی اعمال بدن به درستی انجام می گیرد.احتمالاً بعد بدنی سلامتی را از همه آسانتر می توان درک کرد. سلامت جسمی دال بر عملکرد کامل بدن است که سلامت زیست شناختی را به عنوان حالت بهینه عملکرد هر یاخته یا اندام بدن وبا هماهنگی کامل با بقیه ی اعضا در نظر می آورد. با وجود این واژه ی بهینه به درستی تعریف نشده است.
نشانه های سلامت جسمی در یک نفر عبارتند از «سیمای خوب، پوست تمیز، چشمان درخشان، موهای براق واندام متناسب با ماهیچه های سفت ونه خیلی چاق، تنفس خوش بو، اشتهای خوب، خواب راحت وفعالیت منظم روده ومثانه،همراه باحرکات بدنی هماهنگ، راحت ونرم. همه ی اعضای بدن دارای اندازه عادی وبا عملکرد معمولی باشند وهمه ی حواس ویژه بدون عیب باشد وتعداد ضربان،فشارخون وتوان ورزشی همگی در حد "هنجاری" نسبت به سن وجنس باشند.(سجادی، 246:1384)
سلامت روانی:
کارشناسان سازمان بهداشت جهانی با تعریف سلامت به عنوان حالت رفاه کامل جسمانی، روانی واجتماعی، سلامت روانی را به عنوان یکی از ابعاد سلامت به صورت زیر تعریف می کنند: «قابلیت ارتباط موزون وهماهنگ بادیگران، تغییر واصلاح محیط فردی واجتماعی، حل تضادها وتمایلات شخصی به طور منطقی، عادلانه ومناسب» (میلانی فر،57:1384)سلامت روانی،یعنی هماهنگی بین ارزشها، علایق ونگرش ها در حوزه عمل افراد، درنتیجه برنامه ریزی واقع بینانه یرای زندگی وتحقق هدفمند مفاهیم زندگی است.طبق تعریف سازمان خدمات بهداشت وانسان در آمریکاسلامت روانی عبارتست از حالتی از عملکرد فرآیندهای ذهنی شامل فعالیتهای کارآمد، روابط موثر وپربار با افراد، توانایی سازگاری با تغییرات ومنطبق شدن با شرایط نامطلوب.تعریف اخیر حاصل 40 سال تلاش متخصصان علوم اجتماعی جهت ارایه یک تعریف جامع ازسلامت روانی (نه معنی فقدان نشانه های بیماری) است. بنابراین سلامت روانی صرفا به معنای عدم وجود بیماری ذهنی نیست وتنها حضور سطوح بالایی از سلامت روانی را نیز شامل نمی شود.
سلامت روانی در بهترین منظر عبارت است از یک حالت پایا وکامل از فقدان نشانه های بیماری وحضور نشانه های سلامت که دارای ابعاد ذهنی،روانی واجتماعی است.
درسالهای اخیر انجمن کانادایی سلامت روان، آنرا در سه قسمت تعریف کرده است:
قسمت اول: نگرشهای مربوط به خود
قسمت دوم: نگرش های مربوط به دیگران
قسمت سوم: نگرش های مربوط به زندگی
نگرش های مربوط به خود شامل: تسلط بر هیجانهای خود، آگاهی از ضعف های خود ورضایت از خوشی های ساده است. نگرش های مربوط به دیگران شامل علاقه به دوستی های طولانی وصمیمی،احساس تعلق به یک گروه، احساس مسئولیت در مقابل محیط انسانی ومادی است.نگرشهای مربوط به زندگی شامل پذیرش مسئولیت ها، انگیزه ها، توسعه امکانات وعلایق خود، توانایی اخذ تصمیم های شخصی وانگیزه خوب کارکردن است. (گنجی،14:1384)
سلامت عاطفی
از نظر تاریخی بعد روانی وعاطفی یک جزء یا دو جزء کاملا مرتبط با هم شناخته شده اند. ولی با در دسترس قرار گرفتن منبع علمی مقاله های بیشتر تفاوت قطعی بین آن دو به وجود آمد.سلامت روانی را می توان به عنوان «آگاهی »یا «شناخت» در نظر گرفت، در حالی که سلامت عاطفی با «احساس» ارتباط دارد. در جدا کردن این دو بعد جدا از هم روانشناسان نسبتاً موفق بوده اند. با داده ای نوین جنبه های روانی وعاطفی، انسانیت را می توان به عنوان دو بعد جداگانه ی سلامتی انسان در نظر گرفت.
سلامت عاطفی عبارتست از توانایی بیان احساسات وتوانایی برقرار کردن ارتباط پایدار وپیوسته مانند دوست داشتن.
سلامت معنوی:
سلامت معنوی عبارتست از شناخت وتوانایی عمل کردن به باورها واعتقادات واصول مذهبی واخلاقی. (سام آرام8:1391)
سلامت جنسی
عبارتند از مقبولیت وتوانایی اظهار خوشایندی از تمایلات جنسی خود. (همان: 7)
سلامت اجتماعی
بعد اجتماعی سلامتی شامل سطوح مهارتهای اجتماعی، عملکرد اجتماعی وتوانایی شناخت هر شخص از خود به عنوان عضوی از جامعه بزرگتر است. لایکوک سلامت اجتماعی را به صورت شرایط ورفاه افراد در شبکه روابط اجتماعی شامل خانواده، اجتماع وملت تعریف می کند.دنالددر سال 1979، تعریف مهم وقابل استفاده زیر ر از سلامت اجتماعی ارایه داده است: سلامت اجتماعی یعنی کیفیت وکمیت در گیر شدن اشخاص با اجتماع. لارسون سلامت اجتماعی را به عنوان گزارش فرد ازکیفیت روابطش با افراد دیگر (نزدیکان وگروههای اجتماعی) که وی عضوی از آنهاست تعریف می کند ومعتقد است که مقیاس سلامت اجتماعی بخشی از سلامت فرد را می سنجد وشامل پاسخهای درونی فرد(احساس، تفکر ورفتار) است که نشانگر رضایت یا فقدان رضایت فرد از زندگی ومحیط اجتماعیش می باشد. (همان:9) لارسون بیان می کند که کلید تصمیم گیری این است که بخشی از سلامت اجتماعی قسمتی از سلامت فردی است وعدم رضایت از اجتماعیشان نشان داده می شود.(لارسون، 148:1996)
مدل سلامت اجتماعی که توسط ریف مطرح شده مفهوم سلامت اجتماعی را شامل عملکرد مثبت ذهن وروان می داند که این ابعاد عبارتند از: پذیرش خود، تسلط بر محیط، هدفمند بودن در زندگی واستقلال. کییز بعد سلامت اجتماعی را تحت تاثیر مدل سلامت پیشنهاد کرد که در سطوح فردی قابل استفاده است.
(فارسی نژاد، 74:1383)

3-3-2- مولفه های تعیین کننده سلامت
عوامل بسیاری در زندگی با کیفیت مطلوب دخالت دارند وسلامت یکی از عوامل وابسته ومهمترین عامل در کیفیت زندگی است. به طور کلی شرایطی که مردم در آن رشد کرده، زندگی وکاری که بدان مشغول هستند وهمچنین سن افراد همگی بر وضعیتشان تاثیر گذار است .
کمسیون عوامل اجتماعی تعیین کننده سلامت سازمان بهداشت جهانی عواملی را به عنوان پارامترهای تاثیر گذاربر سلامت افراد را مطرح نموده است، شامل: شرایط دوران ابتدای زندگی، انزوای اجتماعی، کار، بیکاری، حمایت اجتماعی، اعتیاد، غذا، حمل ونقل وترافیک
شرایط دوران ابتدای زندگی
اثرات یک شروع خوب در زندگی، یعنی حمایت مناسب از مادران وفرزندان برای یک عمر باقی خواهد ماند. منبع علمی مقاله ها نشان می دهد که پایه سلامت دوران بزرگسالی ریشه در دوران کودکی وقبل از تولد دارد.
انزوای اجتماعی
فقر، محرومیت نسبی وانزوای اجتماعی تاثیر مهمی بر سلامتی ونیز مرگ زودرس دارند. انزوای اجتماعی منجر به کاهش سلامتی ومهمتر از آن خطر مرگ زودرس می شود. این شرایط مردم را از یادگیری، حضوردرجلسات آموزشی، دسترسی به خدمات وفعالیتهای شهروندی باز می دارد، که اینها خود همگی از لحاظ روانی واجتماعی زیان آوربوده وبه لحاظ مادی برای سلامتی مضر هستند.
کار
استرس در هنگام کار خطر بیماری را افزایش می دهد. افرادی که کنترل بیشتری بر کارهایشان دارند از سلامتی بهتری برخوردارند، در کل شغل داشتن برای سلامتی فرد بهتر است تا اینکه فرد هیچ شغلی نداشته باشد.
بیکاری
به طور کلی امنیت شغلی باعث افزایش سلامتی، رفاه ورضایت شغلی می گرددوبیکاری سلامت را به مخاطره انداخته وافراد بیکار وخانواده هایشان به طور قابل توجهی درمعرض خطر مرگ زودرس می باشند.
حمایت اجتماعی
حمایت اجتماعی وروابط خوب سهم چشمگیری در سلامت دارند. تعلق به یک شبکه اجتماعی از جامعه والزامات متقابل باعث می شود تا افراد احساس محبت، دوستی، احترام وارزش نمایند. این امر تاثیر حفاظتی بر سلامت دارند وافرادی که حمایت اجتماعی وعاطفی کمتری دارند بیشتر در معرض ابتلا به افسردگی، مشکلات بارداری وناتوانی به دنبال بیماری های حاد قرار می گیرند.
اعتیاد
وابستگی افراد به الکل، مواد مخدر ودخانیات متاثر از محیط اجتماعی آنان است. مصرف مواد مخدر واکنشی است به شکست اجتماعی وبرای استفاده کنندگان از آن سرابی است به منظور رهایی از فلاکت واسترس که در واقع فقط مشکلات آنها را بدتر می کند.
با عنایت به اهمیت سلامت می توان گفت فاکتورهای مختلفی می تواند بر سلامت افراد موثر باشند.از جمله سه عامل مهم تحصیل، ازدواج واشتغال که مثلثی را تشکیل می دهند وبرروی هم تاثیر متقابل دارند.
تحصیل
تحصیل که با شروع رسمی از دبستان آغازو تادبیرستان ودانشگاه ادامه دارد. هرچه اشخاص به مدارج علمی بالاتری دست یابند عملکرد آنان در گزینش همسر واحراز موقعیت شغلی با افرادی که مدارج علمی پایین تری دارند متفاوت خواهد بود.
ازدواج و تشکیل خانواده
ازدواج وتشکیل خانواده یکی از امور بسیار مهم زندگی هرانسان است وبایستی با بینش ودقت کامل صورت پذیرد تا ازبنیان مستحکمی برخوردار بوده وسلامت فرد را تضمین نماید تاطبق فرموده قرآن همسران در کنار یکدیگربه آرامش والفت دست یابند تافراز ونشیب زندگی را با کمک همدلی هم طی کنند.
اشتغال
عامل مهم دیگری که سلامت انسان را ممکن است تحت تاثیرمثبت یا منفی قرار دهد اشتغال می باشد. در جوامع سنتی به طور معمول وظیفه اصلی زنان رسیدگی به امور خانه اعم از همسرداری وتربیت فرزند بوده است لیکن در کنار آن کارهایی نظیر کشاورزی، مراقبت از دام ها، تهیه نان وذخیره سازی غذاها ونظافت خانه سهیم بوده اند.لکن با ظهور عصر صنعت وتکنولوژی و استفاده از ابزار آلات صنعتی درزندگی روزمره، کم کم امور خانه ساده تر شده وعملا اغلب زنان به یک مصرف کننده تبدیل شدند واحساس نیاز برای مشارکت در کارهای بیرون از خانه را پیدا کردند واین گرایش زنان به اشتغال خارج از خانه ودریافت دستمزد، منجر به تغییر وتحولاتی در عرصه زندگی شد، به خصوص در روابط همسران تاثیرات متفاوتی گذارد.

4-3-2- تعاریف حمایت اجتماعی
از حمایت اجتماعی تعاریف متعددی به عمل آمده است از جمله کوب معتقد است "حمایت اجتماعی عبارتست از اطلاعاتی که منجر به پیدایش این ایده در فرد می گردد که مورد توجه، علاقه واحترام بوده است وعضو شبکه ای است که اعضای آن نسبت به یکدیگر دارای وظایف متقابل می باشند. (کوب، 300:1976) تعریف بندرات ووینرت از حمایت اجتماعی شامل ایجاد تعلق، صمیمیت، یکپارچگی اجتماعی، فرصت وامکانی برای برای رفتارهای مثمرثمر، تضمین مجدد ارزش انسانها وایفای نقش آنان، امکان کمکهای اطلاعاتی، عاطفی ومادی می باشد. (خیرا...پور،72: 1383)
هاوس حمایت اجتماعی را نوعی مبادله بین فردی تعریف می نماید که پیوندهای عاطفی، کمکهای موثر ابزاری، ارائه اطلاعات واظهار نظروارزیابی دیگران را در بر می گیرد.( دوران، 24:1383)
حمایت اجتماعی اغلب به طور معمول به اعمال انجام شده برای یک فرد آشفته به وسیله افراد عمده از قبیل اعضای خانواده ودوستان، همکارن، خویشاوندان وهمسایگان اطلاق می شود. این اعمال معمولاً کمکهای ابزاری، کمکهای اجتماعی –هیجانی وکمکهای اطلاعاتی را شامل می شود.( هاوس1981 )
کمک ابزاری: به اعمال ومواد فراهم شده به وسیله دیگران اطلاق می شود که فرد را برای انجام مسئولیت های مربوط به نقش معمولی قادر می سازد.
کمک اجتماعی- هیجانی: با تاییدات فردیا تظاهرات عشق، گریه کردن، اعتماد کردن، همدردی واحساس تعلق به گروه اطلاق می شود.
کمک اطلاعاتی: به ارتباطات فکری یا آشکار کردن واقعیت برای مشکلات موجود از قبیل نصیحت وتوصیه، پسخوراند شخصی واطلاعات اطلاق می شود که ممکن است شرایط زندگی فرد را آسانتر سازد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *